
وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی بهتازگی از خرید طلای قسطی برای بازنشستگان خبر داد. احمد میدری در نشست ۲۳شهریورماه که تحتعنوان «دیدار صمیمانه» رییسجمهور و وزیرکار با بازنشستگان برگزار شد، از طرحی با نام «زرینتامین» رونمایی کرد؛ به ادعای او قرار است امکان خرید اقساطی طلا در سهقسط بدون سود و کارمزد را از طریق کسر از حقوق ماهانه بازنشستگان فراهم آورد. میدری مدعی شد در این ساختار، قیمت طلا تا پایان دوره سهماهه ثابت میماند و افزایش نرخ آن بهعنوان «سود» نصیب بازنشستگان میشود.
به گزارش روز نو طرحی «زرینتامین» هرچند با مشارکت اختیاری و همراه با سود آراسته شده، اما در عمل فایدهای برای بازنشستهای که با مشکلات معیشتی روبهرو است، نخواهد داشت؛ بازنشستهای که در تامین هزینههای اولیه زنده ماندن خود مانده است، چنین طرحی چه مشکلی را برطرف خواهد کرد؟ چنین طرحی در شرایطی که بخش بزرگی از بازنشستگان تامیناجتماعی حتی از عهده هزینههای یک هفته زندگی معمولی خود برنمیآیند، نهتنها گرهی از معیشت آنها را باز نمیکند بلکه فاصله میان وعدههای مسوولان و واقعیت سفرههای خالی را آشکارتر میسازد. فعالان صنفی بازنشستگان با انتقاد از این رویکرد، بر این باورند که بحران امروز بازنشسته نه سرمایهگذاری بلکه تامین نان، دارو و هزینههای درمان است.
انتقاد از بیاثر بودن طرحهای مقطعی
جواد اکبری، عضو هیاترییسه کانون عالی بازنشستگان کشوری و رییس کانون بازنشستگان تامیناجتماعی کرمانشاه، ضمن اشاره به طرح زرینتامین و استقبال برخی بازنشستگان زن از آن، بر لزوم نگاه بنیادین مسوولان به مشکلات معیشتی و درمانی بازنشستگان تاکید کرد.
جواد اکبری، عضو هیاترییسه کانون عالی بازنشستگان کشوری در گفتوگو با «جهانصنعت» اظهار کرد: طرح زرینتامین از سوی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی مطرح شده است و در همین راستا، برخی خانمهای بازنشسته از این طرح استقبال کردهاند.
اکبری در ادامه با تاکید بر اینکه خرید سهگرم طلای قسطی نمیتواند مشکلی از مشکلات بازنشستگانی را که با معضلات معیشتی دستوپنجه نرم میکنند، دوا کند، خاطرنشان کرد: بهباور من، چنین طرحهایی پاسخگوی نیازهای واقعی این قشر نیست. مسوولان باید نگاهی بنیادین و ریشهای به رفع مشکلات بازنشستگان داشته باشند، چراکه این قشر با مشکلات اساسی در حوزه معیشت و درمان روبهرو و نیازمند راهکارهای پایدار و اثرگذار هستند.
پیشنهاد واگذاری سهام شرکتهای سودده به بازنشستگان
اکبری در پاسخ به این پرسش که سازمان تامیناجتماعی چه اقدامات بهتری میتواند برای بازنشستگان انجام دهد، بیان کرد: سازمان تامیناجتماعی میتواند سهام شرکتهای زیرمجموعه، بهویژه سهام پتروشیمی را که بسیار سودده هستند، با نگاه ویژه به بازنشستگان واگذار کند. سهامهایی که ارزشمند هستند و میتوانند برای بازنشستگان سوددهی داشته باشند و هم در بلندمدت بهعنوان یک سرمایهگذاری مطمئن محسوب شوند. البته در این راستا باید از واگذاری شرکتهای ورشکسته خودداری کنند و تنها سهام شرکتهای سودده را به بازنشستگان بدهند.
تاکید بر حفظ داراییهای تامیناجتماعی
این عضو هیاترییسه کانون عالی بازنشستگان کشوری در ادامه خاطرنشان کرد: ما بارها تاکید کردهایم که دارایی تامیناجتماعی را به بخشخصوصی نفروشند بلکه مدیریت آن را به بخشخصوصی واگذار کنند و سهام شرکتهای ارزنده را نیز به بازنشستگان بدهند. این رویکرد هم میتواند ضمن حفظ سرمایههای ملی و داراییهای سازمان، منافع بازنشستگان را به شکلی پایدار تامین کند و هم از فروش داراییهای ارزشمند به قیمت ناچیز جلوگیری به عمل آورد.
رنج واقعی سفره و درمان بازنشستگان
یک فعال صنفی بازنشستگان تامیناجتماعی گفت که بازنشسته امروز طلا نمیخواهد؛ زندگی میخواهد، درمان میخواهد، آرامش میخواهد، میخواهد با عزت زندگی کند.
احسان خیری، فعال صنفی بازنشستگان تامیناجتماعی، با نقد این موضوع بهعنوان «خبرخوش» به ایلنا گفت: باید از وزیر کار پرسید بازنشسته تامیناجتماعی که حتی در تامین نان شب خود با سختی و مرارت مواجه است، اساسا طلا را برای چه میخواهد؟
خیری در ادامه تاکید کرد: وزیر کار در حالی از خرید طلا برای بازنشستگان سخن میگوید که بهنظر میرسد از وضعیت بخش بزرگی از بازنشستگان تامیناجتماعی بهویژه جامعه حداقلبگیران کاملا بیخبر است؛ کسانی که حقوق دریافتیشان در برابر این تورم کمرشکن و سنگین حتی کفاف هزینههای یک هفته زندگی معمولی را هم نمیدهد.
این فعال بازنشستگان با دست گذاشتن بر وضعیت فاجعهبار درمان و سلامت بازنشستگان تصریح کرد: رنج این جامعه از حد مشکلات معیشتی معمولی گذشته است. امروز بازنشستهای وجود دارد که توان مالی خرید داروهای تجویزشدهاش را ندارد و زمانی که پزشک برای یکماه دارو مینویسد، بهدلیل ناتوانی مطلق مالی مجبور میشود همان داروی یکماهه را قطرهقطره و با مخاطره انداختن جانش، برای دوماه مصرف کند. خیری افزود: این وضعیت دیگر صرفا یک مشکل اقتصادی یا فقر ساده نیست بلکه مستقیما سلامت و جان انسانها را به بازی گرفته است. کار به جایی رسیده که برخی بازنشستگان وقتی توان پرداخت هزینههای سنگین درمان، جراحیها و بیماریهای صعبالعلاج خود را ندارند، از شدت شرمندگی دربرابر خانواده و فرزندانشان، حتی از پزشک معالج میخواهند کاری کند که دیگر بار هزینههای درمانی بر دوش خانوادهشان نیفتد. مسوولان اول باید این حجم از درد و رنج عمیق را ببینند و سپس از خرید طلا سخن بگویند. این بازنشسته ادامه میدهد: این دردها را ببینید، بعد از خرید طلا برای بازنشسته صحبت کنید!
از یکطرف، معوقه اردیبهشتماه بازنشستگان پرداخت نشده، حق عائلهمندی بازماندگان و حق اولاد بازماندگان را بهطورکلی قطع؛ ۷۱۶هزارتومان قدرت خرید حداقلبگیران را که در سال گذشته برقرار بود، حذف و مزایای بازنشستگان را فریز کردهاید آنوقت از طرفدیگر، به همین بازنشسته میگویید طلا بخرد. با کدام پول، آقای وزیر؟! خیری میافزاید: مگر بازنشسته پول اضافه دارد که شما برایش محل سرمایهگذاری تعیین میکنید؟ اگر بازنشسته پولی برای پسانداز و سرمایهگذاری داشت، خودش بهتر از هر کسی میدانست با پولش چه کار کند.
از طرفدیگر، سوال جدی این است که این سیاست چه نسبتی با وظایف وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی دارد؟ اگر دغدغه وزارتخانه واقعا رفاه مردم است، برای جوان بیکار شغل ایجاد کنید، برای اشتغال سیاستگذاری کنید، برای معیشت مردم چارهاندیشی کنید و برای بازنشستهای که تمام عمرش حق بیمه پرداخته، امنیت معیشتی و درمانی فراهم کنید. این فعال صنفی بازنشستگان در پایان تاکید کرد: آقای وزیر، اول نان بازنشسته را تامین کنید، بعد از طلا حرف بزنید، اول دارویش را تامین کنید، بعد از سرمایهگذاری بگویید. اول هزینه درمان و جراحیاش را فراهم کنید، بعد پیشنهاد خرید طلا بدهید. اول معوقات و مطالباتش را پرداخت کنید، بعد برای پولی که در جیبش نیست، تصمیم بگیرید. بازنشسته امروز طلا نمیخواهد؛ زندگی میخواهد، درمان میخواهد، آرامش میخواهد، میخواهد با عزت زندگی کند. آقای میدری، بازنشسته را با وعده خرید طلا سرگرم نکنید. درد بازنشسته را درمان کنید.
کلام آخر
بازنشسته تامیناجتماعی امروز در نقطهای ایستاده که پیشنهاد خرید طلا برای او نه یک فرصت که نوعی نیشخند بهشمار میرود. کسی که ماههاست معوقاتش پرداخت نشده، حق عائلهمندی و اولاد بازماندگانش قطع شده و مزایایش فریز مانده، نه پولی برای سرمایهگذاری دارد و نه توانی برای اندیشیدن به آیندهای که هر روزش با تورم کمرشکن آب میرود، مسئله او سرمایهگذاری نیست، مسئله او زنده ماندن است. اگر وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی واقعا دغدغه رفاه دارد، باید پیش از هر وعدهای، بهسراغ اولویتهای واقعی برود.
پرداخت مطالبات معوق، احیای مزایای حذفشده، تامین دارو و هزینههای درمان و بازگرداندن امنیت معیشتی به کسانی که تمام عمر، حق بیمه پرداختهاند. بازنشسته امروز نه سرمایهگذار است و نه مخاطب طرحهای اقتصادی؛ او شهروندی است که پس از سالها کار، حق زندگی باعزت را طلب میکند. تا زمانی که این حق پایمال شود، هر سخنی از طلا، تنها یادآور فاصله عمیق میان وعدهها و واقعیت خواهد بود.