
جوانگرایی در بسیاری از دستگاهها سالهاست از مرحله شعار عبور کرده و باید به اقدام واقعی تبدیل شود؛ اما در برخی مجموعهها هنوز همان چهرههای قدیمی، همان صندلیها و همان چرخه مدیریتی ادامه دارد.
به گزارش خبرنگار روزنو،بانک مسکن یکی از نمونههایی است که این پرسش را جدیتر میکند: وقتی قرار است مدیران مشمول بازنشستگی از مسئولیتهای مدیریتی کنار بروند، چرا تغییر در ساختار مدیریتی این مجموعه تا این اندازه کند و مبهم است؟
حضور علی خورسندیان و جعفر آقاملایی در ساختار مدیریتی بانک و همزمان حضور علی عسگری در رأس گروه مالی بانک مسکن، این تصور را ایجاد کرده که در این مجموعه، گردش مدیریتی بیشتر شبیه یک وعده است تا یک واقعیت.
مسئله فقط چند صندلی و چند مدیر نیست؛ مسئله، نسلی از مدیران جوان و متخصصی است که سالها در بدنه کارشناسی و مدیریتی کشور کار کردهاند اما پشت درهای بسته مدیریت ارشد، فرصت عرضاندام پیدا نمیکنند.
اگر قرار است مدیران بازنشسته جای خود را به نسل جدید بدهند، دیگر نمیتوان با شعار «استفاده از تجربه» سالها صندلیهای مدیریتی را در اختیار یک حلقه ثابت نگه داشت.
تجربه محترم است؛ اما مدیریت مادامالعمر، حق مسلم هیچکس نیست.بانک مسکن امروز بیش از آنکه به تکرار چهرههای آشنا نیاز داشته باشد، به خون تازه، ایده تازه و مدیرانی نیاز دارد که فرصت رشد و مسئولیتپذیری پیدا کنند.
سؤال روشن است:
اگر جوانگرایی قرار نیست در چنین مجموعهای اتفاق بیفتد، پس دقیقاً قرار است کجا اتفاق بیفتد؟
و اگر دستور تغییر و بازنشستگی مدیران مشمول جدی است، چه زمانی قرار است نتیجه آن را در ساختار مدیریتی بانک مسکن ببینیم؟
صندلی مدیریت، ملک شخصی هیچ مدیری نیست؛هر صندلی که سالها به یک نفر سپرده میشود، یعنی یک فرصت کمتر برای یک مدیر توانمندتر که پشت در مانده است.