به روز شده در: ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۹
کد خبر: ۷۴۷۴۵۷
تاریخ انتشار: ۰۹:۱۷ - ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۵

راند آخر زورآزمايي ایران و امریکا

روزنو :امروز شاهد زورآزمايي دو كشور در برابر فشارهايي هستيم كه هر كدام بر ديگري وارد كرده تا معادلات ميدان را به نفع خود تغيير دهد

راند آخر زورآزمايي ایران و امریکا
ايالات‌متحده با محاصره دريايي ايران حلقه فشار حداكثري عليه كشورمان را تكميل كرده و حالا به دنبال نتايج حاصل از استراتژي خود است؛ از همين رو بعيد است واشنگتن با پيشنهاد تازه ايران موافقت كند، چراكه خواست اين كشور صرفا رايزني بي‌قيد و شرط درباره برنامه هسته‌اي كشورمان است و بس. در مقابل ايران نيز با مديريت تنگه هرمز دشمن را در شرايط سختي قرار داده و همين گزاره موجب گشته تا امريكا از منظر هزينه‌هاي حاصل از انرژي و سوخت در داخل با چالش‌هاي جدي روبه‌رو شود، 
از همين رو امروز شاهد زورآزمايي دو كشور در برابر فشارهايي هستيم كه هر كدام بر ديگري وارد كرده تا معادلات ميدان را به نفع خود تغيير دهد. اخيرا نشريات غربي به نقل از منابعي آگاه مدعي شدند كه ايران به تازگي يك پيشنهاد ۱۴‌بندي به‌روز شده به ايالات‌متحده ارايه كرده كه شامل توافقاتي مهم براي بازگشايي تنگه هرمز، پايان محاصره دريايي امريكا و خاتمه دايمي جنگ در ايران و لبنان است. همزمان نيز آكسيوس به نقل از منابعي مدعي شد اين پيشنهاد به عنوان يك قدم بزرگ در جهت كاهش تنش‌ها و حركت به سوي صلح تلقي مي‌شود و يك ضرب‌الاجل يك ماهه براي مذاكرات جهت دستيابي به توافق كامل تعيين كرده است. بر مبناي گزارشات منتشر شده در ميان جزييات اين طرح، ايران خواستار رفع محاصره دريايي و آزادسازي دارايي‌هاي بلوكه ‌شده خود شده، درحالي‌كه موضوعات ديگري ازجمله تضمين عدم تجاوز نظامي و لغو تحريم‌ها نيز در دستور كار قرار دارد. به ادعاي برخي ناظران اين پيشنهاد همچنين بر پايان جنگ در تمامي جبهه‌ها، به‌ ويژه در لبنان تاكيد دارد. اين درحالي است كه رييس‌جمهور امريكا، به اين طرح واكنش نشان داده و آن را غيرقابل قبول خوانده است، به ويژه به دليل ادعايي كه او تحت عنوان «بهاي ناكافي» ايران براي اقدامات گذشته‌اش در سطح جهاني قلمداد كرده است. با اين همه تحليلگران معتقدند كه اين پيشنهاد، كه به نوعي پاسخي به طرح ۹‌ بندي واشنگتن است، مي‌تواند نقطه عطفي در تحولات ديپلماتيك منطقه باشد. اگرچه ترامپ و برخي مقامات امريكايي با اين طرح مخالفت كرده‌اند، اما برخي ديگر از مقامات، به ويژه در ايران، اين پيشنهاد را به عنوان گامي مثبت در جهت كاهش تنش‌ها و پيشرفت در مذاكرات هسته‌اي مي‌بينند. اين در حالي است كه ايران تاكيد كرده در صورت دستيابي به توافقي جامع، مذاكرات بعدي براي حل و فصل پرونده هسته‌اي در چارچوب توافقي گسترده‌تر آغاز خواهد شد. در هر صورت به نظر مي‌رسد پيشنهاد جديد ايران به‌ويژه باتوجه به لحن و نحوه ارايه آن، بايد به‌دقت مورد ارزيابي قرار گيرد، چراكه ممكن است به تغييرات عمده در رويكردهاي ديپلماتيك و منطقه‌اي دو طرف منجر شود. به اين بهانه روزنامه اعتماد با هدف ارزيابي مولفه‌هاي اثرگذار بر تقويت يا تضعيف روند ديپلماتيك ميان تهران و واشنگتن طي روزهاي آينده با نوذر شفيعي، عضو هيات علمي دانشگاه تهران گفت‌وگو كرده است. مشروح اين گفت‌وگو در ادامه مي‌آيد: 
نوذر شفيعي، عضو هيات علمي دانشگاه تهران در پاسخ به پرسش «اعتماد» در باب سناريوهاي احتمالي درباره پذيرش يا عدم پذيرش پيشنهادات تهران به واشنگتن در مقطع كنوني با هدف خاتمه جنگ گفت: به واقع دشوار است كه يك كارشناس خارج از چارچوب مذاكرات بتواند تشخيص دهد كه چه تحولاتي بين ايران و امريكا از نظر ديپلماتيك در حال وقوع است. بنابراين، تنها موردي كه مي‌توانيم درباره آن صحبت كنيم، اخبار و اطلاعاتي است كه رسانه‌ها مخابره مي‌كنند. به باور شفيعي برداشت من اين است كه امريكايي‌ها احتمالا، همان‌طور كه در صحبت‌هاي دونالد ترامپ هم ديده شد، با پيشنهاد جديد ايران موافقت نكنند. دليل اين موضوع آن است كه اولا سطح بي‌اعتمادي بين ايران و امريكا بسيار بالاست؛ هم در ايران نسبت به امريكا و هم در امريكا نسبت به ايران. نكته دوم اين است كه از ديد امريكا، محاصره دريايي ايران بخشي از پروژه فشار حداكثري عليه ايران است. بدان معنا كه تحريم‌ها، تشديد تحريم‌هاي اقتصادي، جنگ‌هاي نظامي و محاصره دريايي، همگي جزو اجزاي فشار حداكثري ترامپ عليه ايران هستند. بنابراين نمي‌توان انتظار داشت كه امريكا در شرايطي كه احساس مي‌كند اين ابزارها در حال اعمال فشار به ايران هستند، بخواهد به راحتي از آنها صرف‌نظر كند. اين استاد دانشگاه در ادامه خاطرنشان كرد: به واقع پيشنهاداتي كه ايران ارايه داده، اين مطالبه را برجسته كرده كه امريكا به نوعي از ابزارهاي فشار خود عليه كشورمان دست بردارد. البته ممكن است اين پيشنهادات از نظر تبليغاتي يا به‌ خاطر تاخير در روند مذاكرات اهميت داشته باشند، اما به باورم موضوع اصلي مذاكرات ايران و امريكا مسائل ديگري است. 
امريكا تهاجم به ايران را براي اهداف خاص خود آغاز كرده، محاصره دريايي را به‌ منظور اعمال فشار بيشتر به ايران به كار گرفته و خزانه‌داري امريكا تحريم‌ها را به ‌منظور اعمال فشار بيشتر عليه ايران تشديد كرده است، بنابراين تمركز اصلي امريكا بر مسائل هسته‌اي است. شفيعي در ادامه و درباره روند ديپلماتيك احتمالي ميان ايران و امريكا به «اعتماد» گفت: اما مذاكرات تهران و واشنگتن در دو صورت ممكن است به نتيجه برسد. اولين حالت اين است كه شرايط داخلي امريكا، به‌ويژه وضعيت شخص ترامپ و همچنين شرايط جهاني مانند افزايش قيمت انرژي و نگراني‌ها از بحران‌هاي جهاني، امريكا را وادار به مذاكره با ايران كند. از طرف ديگر، ايران هم ممكن است به‌خاطر تداوم محاصره دريايي، سايه جنگ، تورم شديد داخلي و مشكلاتي كه در صادرات نفت دارد و نگراني از تهاجمات احتمالي نظامي، به مذاكره با امريكا رضايت دهد. در اين صورت، فشارهايي كه به هر كدام از طرفين وارد مي‌شود، ممكن است باعث ازسرگيري مذاكرات شود. دومين احتمال اين است كه فضاي مذاكرات تغيير كند. به عبارت ديگر، تا زماني كه ايران و امريكا به‌طور رسمي و به عنوان دو دشمن با يكديگر مذاكره مي‌كنند، احتمال رسيدن به نتيجه نهايي بسيار كم است. به عنوان مثال ما شاهد هستيم كه پاكستان، به هر ميزان كه تلاش كرده است، همچنان در مراحل مختلف مذاكرات دچار مشكل شده است. اين تحليلگر ارشد روابط بين‌الملل در ادامه تصريح كرد: لذا به تصور من، فضاي مذاكرات ايران و امريكا بايد از حالت خصمانه و رقابتي به يك محيط دوستانه‌تر تغيير پيدا كند. در اين مسير، لابي‌هاي ايران در امريكا مي‌توانند نقش موثري ايفا كنند. اين لابي‌ها بايد دولت امريكا را قانع كنند كه مي‌توان با ايران كنار آمد و مسائل را حل كرد، به‌شرطي كه ديدگاه ايراني‌ها به‌طور كامل مورد احترام قرار گيرد و مذاكرات زير فشار انجام نشود. البته كه اين فضا قبل از جنگ ۴۰ روزه يا حتي زماني كه ترامپ به قدرت رسيد، مي‌توانست ايجاد شود و مذاكرات مي‌توانست در چنين فضايي پيش برود. به گفته شفيعي موفقيت هر مذاكره‌اي در گرو اراده سياسي و حسن‌نيت طرفين است. اگر ايران يا امريكا اراده‌اي براي حل مسائل نداشته باشند يا حسن‌نيت لازم را نداشته باشند، ادامه مذاكرات غيرممكن است و درنهايت احتمال وقوع جنگ وجود خواهد داشت، مگر اينكه فشارهاي اقتصادي جهاني و داخلي، ايران و امريكا را از ادامه اين مسير بازدارد. به‌طور كلي، اگر در ايران يا امريكا نگرش‌هاي تندروانه‌اي وجود داشته باشد كه مذاكره فقط براي مذاكره باشد و هيچ‌كدام از طرفين قصد نداشته باشند كه اختلافات را به‌طور بنيادي حل كنند، من چشم‌انداز مثبتي براي روابط ايران و امريكا نمي‌بينم. اين استاد دانشگاه در ادامه و در پاسخ به سوال ديگري در رابطه با اين موضوع كه آيا به جز رويارويي نظامي، سناريوهاي ديگري را مي‌توان متصور بود، پاسخ داد: يكي از سناريوهايي كه به جز بازگشت به مذاكرات يا رويارويي نظامي وجود دارد، اين است كه وضعيت موجود در خليج‌فارس ادامه پيدا كند؛ بدان معنا كه همچنان محاصره دريايي امريكا عليه ايران برقرار باشد و هم ايران تنگه هرمز را همچنان تحت مديريت خود داشته باشد. سناريوي ديگر اين است كه اين وضعيت نه جنگ نه صلح ادامه يابد و ايران خلأ تجارت دريايي خود را از طريق خشكي جبران كند. اين موضوع مي‌تواند منجر به ايجاد تاب‌آوري اقتصادي براي ايران شود. اگر چنين سناريويي اتفاق بيفتد، هزينه نظامي امريكا در منطقه به‌شدت افزايش خواهد يافت، زيرا ناوها و نيروهايي كه هم‌اكنون در منطقه مستقر هستند، روزانه هزينه‌هاي زيادي را براي امريكا ايجاد مي‌كنند. در نتيجه، اين وضعيت غيرمطمئن در خليج‌فارس، اقتصاد كشورهاي منطقه را به‌شدت تحت فشار قرار خواهد داد و اين فشار به‌طور غيرمستقيم بر امريكا نيز تاثير خواهد گذاشت. به باور شفيعي نكته مهم ديگري كه به اين وضعيت اضافه مي‌شود، بحران در اقتصاد جهاني است. اين بحران تنها مختص انرژي نيست، بلكه بر صنايع مختلف، ازجمله دارو و مواد غذايي نيز تاثير خواهد داشت، چراكه قطر يكي از توليدكنندگان بزرگ گاز هليوم در جهان است و گاز يكي از موتورهاي محرك صنايع پيشرفته، به‌ويژه صنايعي است كه با هوش مصنوعي سر و كار دارند. 
همچنين امارات متحده عربي يكي از توليدكنندگان بزرگ آلومينيوم است كه هم‌اكنون با مشكلاتي در خطوط توليد خود مواجه است. برخي كشورهاي ديگر مانند هند، كه از بزرگ‌ترين توليدكنندگان دارو در جهان هستند، براي توليد دارو به انرژي نياز دارند كه بايد از خليج‌فارس عبور كند. كشورهاي بزرگي مانند برزيل نيز كه وابسته به انرژي خليج‌فارس هستند، با بحران‌هايي در تامين انرژي روبه‌رو خواهند شد.
 به گفته اين كارشناس مسائل سياست خارجي حال اگر ايران بتواند خلأ دريا را از طريق خشكي جبران كند و به تاب‌آوري اقتصادي برسد، اين موضوع براي امريكا بسيار نگران‌كننده خواهد بود. اصطلاحي
 كه امريكايي‌ها به اين وضعيت مي‌دهند 
«Frozen conflict » يا منازعه يخ‌زده است؛ بدان معنا كه اگر ايران وضعيت فعلي را ادامه دهد، اين وضعيت مي‌تواند براي امريكا هزينه‌بر باشد، زيرا در اين صورت فشارها بر اقتصاد جهاني و منطقه‌اي بيشتر خواهد شد. شفيعي در ادامه و درخصوص متاثر شدن تهران از اين شرايط تشريح كرد: در مقابل، اگر امريكايي‌ها سناريوي محاصره دريايي را ادامه دهند، بايد درنظر بگيرند كه ۹۰درصد تجارت ايران از طريق دريا صورت مي‌گيرد و اين فشار اقتصادي مي‌تواند در داخل ايران پيامدهايي به همراه داشته باشد كه ممكن است باعث تشديد مشكلات شود. بنابراين، محاصره دريايي كه از نظر امريكا مي‌تواند فشار بيشتري به ايران وارد كند، ممكن است درنهايت خود امريكا را با چالش‌هايي روبه‌رو كند. به گفته اين استاد دانشگاه اما واقعيت اين است كه در صورت وقوع رويارويي نظامي، هيچ‌كدام از طرفين پيروزي قطعي به دست نمي‌آورند. در جنگ‌ها هر دو طرف شكست خواهند خورد، اما درجه شكست مي‌تواند متفاوت باشد. آنچه هم‌اكنون در حال رخ دادن است، براي ايران، امريكا، منطقه و جهان بسيار هزينه‌بر است. بايد توجه داشت كه جنگ‌ها، با وجود پيامدهاي منفي‌شان، گاهي اوقات مي‌توانند به ايجاد آشتي و سازش ميان طرف‌هاي درگير منجر شوند. اگر ايران و امريكا به مذاكرات به عنوان فرصتي براي حل مسائل اساسي نگاه كنند، هر دو طرف مي‌توانند تهديد بلندمدت خود را از پيش روي خود بردارند و آن را به يك فرصت تبديل كنند.  درحالي كه امريكا نيز مي‌تواند از كاهش دشمني با ايران بهره‌برداري كند و وضعيت ايران را در راستاي منافع خود مورد استفاده قرار دهد. شفيعي در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در رابطه با تبعات تداوم محاصره دريايي توسط امريكا در بلندمدت خاطرنشان كرد: مي‌دانيم كه ۹۰درصد تجارت انرژي ايران از طريق دريا انجام مي‌شود، بنابراين بخش عمده‌اي از تجارت ايران از طريق دريا انجام مي‌شود، اما در ساير حوزه‌ها هم ايران تجارت‌هاي زيادي از طريق دريا دارد. از طرفي مسيرهاي خشكي نيز براي تجارت وجود دارند كه هزينه‌بر نيز هستند. هزينه‌هاي اين مسيرها خيلي بيشتر از مسيرهاي دريايي هستند و به همين دليل، تجارت از طريق خشكي بسيار پرهزينه‌تر خواهد بود. نكته دوم اين است كه اگر ايران نتواند به توليد نفت خود ادامه دهد، احتمالا هزينه‌هاي سنگيني به چاه‌هاي نفت وارد مي‌شود. ترامپ اين وضعيت را براي سه روز ترسيم مي‌كرد، اما ايران مي‌تواند اين شرايط را براي يك ماه پيش‌بيني كند و با كاهش توليد و افزايش ذخيره‌سازي، از فروپاشي چاه‌هاي نفت جلوگيري كند. اما فرض كنيد اين بحران بيشتر از يك ماه ادامه پيدا كند؛ در آن صورت، خسارتي كه به چاه‌هاي نفت وارد مي‌شود، خسارات جبران‌ناپذيري خواهد بود. 
به گفته شفيعي در هر صورت، در شرايطي كه ايران از اين محاصره دريايي فشارهاي زيادي متحمل شود، شايد ناچار شود كه به سمت اقدامات نظامي پيش برود. اين‌گونه نيست كه فقط اقدامات نظامي از طرف امريكا باشد؛ وقتي ايران در داخل با تورم سنگين و فشار بر مردم مواجه مي‌شود، ممكن است مجبور شود به سمت راه‌حل‌هاي نظامي برود. در اين شرايط، ايران شايد مجبور شود براي اسكورت كشتي‌هاي نفتي خود از روش‌هاي نظامي استفاده كند. اين استاد دانشگاه در ادامه گفت‌وگوي خود به «اعتماد» گفت: اين درگيري‌هاي نظامي مي‌تواند تهديد بزرگي براي ايران باشد. لذا مذاكره‌كنندگان ايراني نبايد تصور كنند كه همه ابتكار عمل‌ها در دست خودشان است. آنها بايد بدانند كه ايران هم به نوعي آسيب‌پذير است و اين آسيب‌پذيري جدي است. كساني كه در طرف مقابل قرار دارند نيز نبايد تصور كنند كه همه ابتكار عمل‌ها در دست امريكايي‌هاست، بنابراين موضوعي كه مسلم است به نظر من، سرنوشت جنگ ايران و امريكا كاملا تابعي از تاب‌آوري اقتصادي ايران، تاب‌آوري اقتصادي امريكا و تاب‌آوري اقتصادي جهان خواهد بود. در اين مسابقه، آن طرفي كه شكست خواهد خورد، طرفي است كه توانايي مقابله با فشارهاي ناشي از وضعيت موجود را نداشته باشد. شفيعي در پاسخ به ديگر پرسش«اعتماد» در رابطه با احتمال ايجاد مسيرهاي ترانزيتي جايگزين به منظور انتقال محموله‌هاي ايران به كشور ثالث از طريق دول همسايه بالاخص پاكستان گفت: توجه داشته باشيم كه موضوع مداخلات و به نوعي ميانجيگري پاكستان و در وهله دوم ايجاد كريدور جاده‌اي توسط ايران يكي از گزينه‌هاي بسيار مهم براي كشور است، همان‌طور كه چنين گزينه‌هايي از ناحيه روسيه، تركيه و عراق نيز وجود دارد.
 به گفته شفيعي اما در ارتباط با ايجاد كريدوري از طريق پاكستان، به واقع كالاهايي كه قرار بود از كشورهاي ديگر در بندرعباس يا چابهار تخليه شوند، حالا به كراچي يا گوادر مي‌آيند و از آنجا به سمت ايران منتقل مي‌شوند. در اينجا تنها هزينه حمل و نقل بيشتري به ايران تحميل مي‌شود. اما به هر حال، اين كريدور يك گذرگاه بسيار مهم است كه مي‌تواند نيازهاي زيادي از ايران را برطرف كند. اما اين كريدور در مقطع كنوني بيشتر به عنوان مسيري براي انتقال كالاهاي انسان‌دوستانه، مانند كالاهاي اساسي، فعاليت مي‌كند. اگر امريكايي‌ها به اين نتيجه برسند كه عملا محاصره دريايي‌شان از طريق پاكستان بي‌اثر شده، ممكن است فشارهايي به پاكستان وارد كنند. اين استاد دانشگاه در ادامه خاطرنشان كرد: پاكستان، براساس دكترين «عاصم منير» فرمانده كل ارتش خود، تصميم دارد كه اين كشور را به منطقه‌اي از ثبات تبديل كند و روابط منطقه‌اي خود را گسترش دهد، همچنين قصد دارد پاكستان را از نظر اقتصادي هم تقويت كند. به‌نوعي، يك نگاه ژئوپليتيكي در اين دكترين وجود دارد. حال نيز جنگ ايران و امريكا باعث شده كه اين دكترين زودتر از آنچه كه برنامه‌ريزي شده بود، اجرايي شود. لذا پيش‌تر پاكستاني‌ها چنين نقشه‌هايي را برنامه‌ريزي كرده بودند. به گفته اين تحليلگر روابط بين‌الملل دلايل زيادي براي همكاري ايران و پاكستان وجود دارد كه يكي از دلايل مهم اين است كه ايران هميشه در جريان جنگ پاكستان و هند، به پاكستاني‌ها كمك كرده است. از سال ۱۹۴۷ تاكنون، ايران يك عقبه استراتژيك مهم براي پاكستان بوده است. اين در حالي است كه پاكستان با عربستان‌سعودي يك رابطه دفاعي دارد، اما مردم پاكستان، ايران را به عنوان يك هم‌پيمان استراتژيك مي‌شناسند، بنابراين پاكستان بايد بين اين دوگانه يعني ايران و عربستان، نقش‌آفريني كند و تلاش كند خود را از اين دوگانه سخت رهايي بخشد. اين مساله تاثيرات زيادي در داخل پاكستان خواهد داشت

تصویر روز
خبر های روز