
ابوالفضل آقادادی با شعار اصلاح پرتفوی وارد بیمه دانا شد و حالا به نظر میرسد این شعار در عمل به «اصلاح میز و صندلی مدیران» تغییر مسیر داده است! و با این رویکرد آشفتگی در میان پرسنل ایجاد کرده است.
شنیدهها حاکی از آن است که در شرایط فعلی، یکی از مهمترین قراردادهای بیمه دانا را باید با صنعت جابهجایی و باربری جستوجو کرد؛ صنعتی که ظاهراً این روزها بیش از صنعت بیمه برای دانا رونق دارد!
براساس اخبار دریافتی از کارکنان این شرکت ، هر روز یک اتاق، یک میز، یک صندلی، یک مدیر و یک معاون در حال جابهجایی هستند و کارکنان هم احتمالاً بهجای چارت سازمانی، باید نقشه اسبابکشی ساختمان را روی میز خود داشته باشند تا بدانند فردا محل استقرار کدام مدیریت کجاست!
مدیریت علمی ابوالفضل آقادادی در بیمه دانا ظاهراً به مرحلهای رسیده که برخی مدیریتها در طول یک ماه، چند بار محل استقرارشان تغییر کرده است؛ اتفاقی که این پرسش را ایجاد میکند که آیا پیش از صدور احکام و جابهجایی مدیران، اساساً برای محل استقرار، فضای اداری و ساختار سازمانی آنها برنامهریزی شده است یا خیر؟
اما ماجرا ظاهراً فقط به جابهجایی میز و صندلی مدیران محدود نمیشود.
شنیدهها حاکی از آن است که ساختمان سعدی بیمه دانا نیز اجاره داده شده و در پی این تصمیم، وضعیت استقرار برخی کارکنان با بلاتکلیفی مواجه شده است. حالا این سؤال مطرح است که اگر قرار است ساختمانهای متعلق به شرکت واگذار یا اجاره داده شوند، آیا پیش از آن برای محل استقرار کارکنان و تأمین فضای مناسب کاری آنها برنامهریزی شده است؟
از سوی دیگر، گفته میشود برخی ساختمانهایی که برای استقرار کارکنان اجاره شدهاند، از امکانات و زیرساختهای لازم برای یک محیط اداری مناسب برخوردار نیستند.
یعنی کارکنان بیمه دانا از یکسو شاهد جابهجایی مکرر مدیران هستند و از سوی دیگر باید با جابهجایی محل کار و ساختمانهایی کنار بیایند که بنا بر گزارشهای رسیده، هنوز از حداقل امکانات لازم برای استقرار مناسب کارکنان برخوردار نیستند.
در شرایطی که صنعت بیمه برای جذب مشتری، توسعه شبکه فروش و حفظ پرتفوی رقابت میکند، ظاهراً در بیمه دانا دغدغه مهم دیگری شکل گرفته است؛ اینکه کدام مدیر در کدام اتاق بنشیند، کدام ساختمان تخلیه شود و فردا چه کسی باید جای او را عوض کند!
حتی اگر این روند ادامه پیدا کند، بعید نیست در گزارش عملکرد پایان سال، به جای رشد پرتفوی بخوانیم:
«در ششماهه نخست سال، تعداد قابل توجهی از مدیران جابهجا شدند و رکورد جدیدی در جابهجایی سازمانی به ثبت رسید.»
اگر قرار باشد هر چند وقت یکبار ساختار مدیریتی با جابهجاییهای جدید مواجه شود و همزمان محل استقرار کارکنان نیز تغییر کند، شاید مهمترین شریک تجاری این روزهای بیمه دانا نه یک شرکت بزرگ صنعتی، بلکه همان شرکتی باشد که کارتن میآورد، میز جمع میکند و دوباره همهچیز را در اتاق دیگری میچیند!
با این وضعیت، شاید بد نباشد بیمه دانا در کنار گزارشهای فروش و خسارت، یک گزارش جدید هم منتشر کند:
«گزارش عملکرد اسبابکشی برای جابجایی پرسنل»؛ تعداد اتاقهای جابهجا شده، تعداد میزهای منتقلشده، تعداد ساختمانهای تخلیه یا اجارهشده و کیلومتر پیمودهشده توسط مدیران و کارکنان!
اما پشت این طنز، یک سؤال جدیتر وجود دارد:
هزینه این همه جابهجایی، اجاره ساختمان و تغییر محل استقرار کارکنان از جیب چه کسی پرداخت میشود؟ در پاسخ به این سوال باید گفت از جیب سهامداران سهام عدالت که مردم عادی هستند . در اینجا لازم است وزیر اقتصاد به عنوان متولی سهام عدالت به این آشفته بازار بیمه دانا هر چه زودتر ورود کند و جلوی ضرر و زیان سهامداران سهام عدالت را بگیرد .
و مهمتر اینکه آیا این تصمیمات، صرفاً جابهجاییهای اداری هستند یا مطالعه و محاسبه دقیقی درباره هزینه، بهرهوری، رفاه کارکنان و منافع سهامداران پشت آنها وجود دارد؟
یک سؤال دیگر هم همچنان بیپاسخ است:
در شرکتی که اینهمه انرژی صرف جابهجایی مدیران، میزها و ساختمانها میشود، چه زمانی قرار است انرژی مدیریت صرف جابهجایی در بازار و جذب پرتفوی شود؟