به روز شده در: ۲۶ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۰
کد خبر: ۷۶۶۶۳۵
تاریخ انتشار: ۰۹:۲۰ - ۲۶ شهريور ۱۴۰۵

چین به پای تنگه هرمز می‌ایستد؟

روزنو :همچنین در شرایطی که فقط یک روز پیش از سفر وزیر خارجه ایران، داده‌های کشتیرانی از عبور فقط چهار کشتی از تنگه هرمز در روز دوشنبه خبر می‌داد؛ رقمی که در مقایسه با میانگین ۱۰روزه ۱۸ فروند، افت قابل توجهی است. هرمز در شرایط عادی مسیر عبور حدود یک‌پنجم نفت و گاز طبیعی مایع‌شده جهان است. در چنین شرایطی، دیدار عراقچی با وانگ یی، وزیر خارجه چین، فقط یک دیدار دوجانبه نیست. آنچه به این دیدار وزن بیشتری می‌دهد، موضعی است که بلافاصله از سوی پکن اعلام شد؛ چین از ایران و آمریکا خواست خویشتن‌داری کنند، به میز مذاکره بازگردند و گفت‌و‌گو‌های خود را برمبنای تفاهم اسلام‌آباد از سر بگیرند. وانگ یی همچنین بازگشایی تنگه هرمز را برای ثبات حمل‌ونقل انرژی و جلوگیری از سرایت بحران به یمن و دریای سرخ ضروری دانست.

چین به پای تنگه هرمز می‌ایستد؟

تنگه هرمز حالا فقط یک آبراهه میان خلیج فارس و دریای عمان نیست؛ به نقطه‌ای تبدیل شده که در آن امنیت انرژی، رقابت قدرت‌ها و مسیر‌های دیپلماتیک به یکدیگر گره خورده‌اند. هرچه عبور کشتی‌ها از این گذرگاه راهبردی محدودتر شده، دامنه بحران نیز از تهران و واشینگتن فراتر رفته و پای بازیگران دیگری را به میان کشیده است؛ از کشور‌های منطقه که نگران امنیت و ثبات پیرامونی خود هستند تا چین که بخش مهمی از انرژی مورد نیاز اقتصادش از همین مسیر عبور می‌کند.

به گزارش روز نو در چنین شرایطی، سفر دیروز عباس عراقچی به پکن را نمی‌توان صرفا یک دیدار معمول دیپلماتیک در برنامه روابط تهران و پکن دانست. هم‌زمانی این سفر با تلاش چین برای بازگشایی تنگه هرمز، اهمیت آن را دوچندان کرده است؛ به‌ویژه که شی جین‌پینگ رئیس‌جمهوری چین، در حاشیه نشست بریکس طی مصاحبه‌ای با شینهوا، خبرگزاری رسمی چین اعلام کرد کشورش همراه با دیگر اعضای بریکس آماده هستند به صلح و ثبات در خلیج فارس کمک کنند. بعد از این مصاحبه بعضی رسانه‌ها اعلام کردند منظور رئیس‌جمهوری چین اعلام آمادگی برای میانجیگری است، به‌ویژه آنکه او به‌زودی سفری به آمریکا و دیدار با ترامپ خواهد داشت.

همچنین در شرایطی که فقط یک روز پیش از سفر وزیر خارجه ایران، داده‌های کشتیرانی از عبور فقط چهار کشتی از تنگه هرمز در روز دوشنبه خبر می‌داد؛ رقمی که در مقایسه با میانگین ۱۰روزه ۱۸ فروند، افت قابل توجهی است. هرمز در شرایط عادی مسیر عبور حدود یک‌پنجم نفت و گاز طبیعی مایع‌شده جهان است. در چنین شرایطی، دیدار عراقچی با وانگ یی، وزیر خارجه چین، فقط یک دیدار دوجانبه نیست. آنچه به این دیدار وزن بیشتری می‌دهد، موضعی است که بلافاصله از سوی پکن اعلام شد؛ چین از ایران و آمریکا خواست خویشتن‌داری کنند، به میز مذاکره بازگردند و گفت‌و‌گو‌های خود را برمبنای تفاهم اسلام‌آباد از سر بگیرند. وانگ یی همچنین بازگشایی تنگه هرمز را برای ثبات حمل‌ونقل انرژی و جلوگیری از سرایت بحران به یمن و دریای سرخ ضروری دانست.

همین دو گزاره، جایگاه سفر عراقچی را روشن می‌کند. نماینده تهران به پکن رفته است در حالی که چین، هم درباره ادامه جنگ و بسته‌ماندن مسیر انرژی نگرانی دارد و هم ارتباط مستقیمی با هر دو سوی مناقشه دارد؛ بنابراین پرونده‌ای که تا امروز عمدتا در کانال ایران و آمریکا یا از مسیر میانجی‌های منطقه‌ای دنبال می‌شد، اکنون یک ضلع مهم دیگر پیدا کرده؛ «چین».

چرا چین وارد پرونده هرمز شده است؟

پکن برای ورود به این پرونده فقط انگیزه سیاسی ندارد. چین سال‌هاست بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران است و اختلال در صادرات انرژی خلیج فارس مستقیم بر اقتصاد این کشور اثر می‌گذارد. از سوی دیگر، شرکت‌های کشتیرانی چینی نیز از ناامنی مسیر‌های دریایی منطقه در امان نیستند. در هفته‌های گذشته، شرکت‌های دولتی کشتیرانی چین برای کاهش ریسک، بخشی از نفتکش‌های خود را از مسیر‌های پرخطر هرمز و باب‌المندب دور کرده‌اند. دیروز وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، صراحتا از واشینگتن و تهران خواست «درباره مسائل حل‌نشده، رایزنی‌های ماهوی انجام دهند» و چارچوب مذاکراتی را «بر اساس اجماع حاصل‌شده از زمان تفاهم‌نامه اسلام‌آباد» بازسازی کنند.

وزیر خارجه چین اظهار کرد این تفاهم‌نامه دستاوردی ارزشمند حاصل از تلاش‌های میانجیگرانه طرف‌های متعدد بوده و بازتاب‌دهنده آرمان‌های ملت ایران و سایر ملت‌های منطقه برای صلح و ثبات است. به نوشته روزنامه چاینا دیلی، او در دیدار با عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران با بیان اینکه نباید دستاورد‌های حاصل‌شده از طریق گفت‌و‌گو را رها کرد، گفت: «درِ مذاکره که گشوده شده است، نباید بسته شود و تا زمانی که امیدی به صلح وجود دارد، نباید از آن دست کشید». همچنین وزیر امور خارجه چین در دیدار با همتای ایرانی تأکید کرد کشور متبوعش مایل به توسعه همکاری و گفت‌و‌گو با تهران برای حفاظت حقوق و منافع ایران است؛ بنابراین وقتی وانگ یی درباره بازگشایی هرمز صحبت می‌کند، پشت این موضع یک نگرانی مشخص اقتصادی و امنیتی نیز قرار دارد. تداوم محدودیت کشتیرانی در هرمز فقط هزینه ایران یا آمریکا نیست؛ بازار انرژی، شرکت‌های حمل‌ونقل و اقتصاد‌های بزرگ واردکننده انرژی را هم درگیر می‌کند.

این مسئله در شرایط فعلی اهمیت بیشتری پیدا کرده است. کاهش شدید تردد کشتی‌ها در هرمز در حالی ادامه دارد که هم‌زمان اختلال در مسیر‌های جایگزین نیز افزایش یافته است. حملات به زیرساخت‌های انرژی عربستان و فشار بر مسیر باب‌المندب، دامنه بحران را از یک تنگه به شبکه‌ای از مسیر‌های حیاتی انتقال انرژی کشانده است. در نتیجه، پکن دیگر نمی‌تواند هرمز را صرفا موضوعی میان ایران و آمریکا تلقی کند. هر روز ادامه بحران، مسئله انرژی و تجارت جهانی را برای چین جدی‌تر می‌کند.

تفاوت چین با عمان، قطر و پاکستان

عمان، قطر و پاکستان هرکدام در ماه‌های گذشته کانال‌هایی برای گفت‌و‌گو با ایران و طرف‌های غربی ایجاد کرده‌اند. تجربه عمان در میانجیگری میان تهران و واشینگتن، نقش قطر در انتقال پیام‌ها و تلاش‌های پاکستان برای کاهش تنش‌های منطقه‌ای، حتی امضای یک تفاهم‌نامه بخشی از سابقه دیپلماسی این بحران است. اما نقش چین از جنس دیگری است. تفاوت اصلی نه در «خوب‌تربودن» یک میانجی، بلکه در سطح ابزار‌هایی است که در اختیار هرکدام قرار دارد. عمان و قطر در درجه نخست از مزیت جغرافیا، ارتباطات منطقه‌ای و اعتماد نسبی طرف‌های درگیر برخوردارند. پاکستان نیز به دلیل موقعیت منطقه‌ای و روابط خود با تهران و کشور‌های عربی می‌تواند در مقاطعی کانال مهمی برای گفت‌و‌گو باشد.

چین، اما در سطح یک قدرت بزرگ وارد می‌شود. عضو دائم شورای امنیت است، رابطه اقتصادی گسترده‌ای با کشور‌های عربی خلیج فارس دارد، روابط نزدیک خود با تهران را حفظ کرده و هم‌زمان با واشینگتن نیز در سطح قدرت‌های بزرگ مذاکره می‌کند. همین شبکه ارتباطی چندلایه به پکن امکان می‌دهد مسئله هرمز را در دو سطح دنبال کند؛ یک سطح، گفت‌و‌گو با تهران و سطح دیگر، تعامل با آمریکا و سایر قدرت‌های مؤثر بر امنیت منطقه؛ این همان تفاوتی است که سفر عراقچی به پکن را از یک سفر معمول دیپلماتیک جدا می‌کند.

پکن یک بار این مسیر را آزموده است

چین پیش از این نیز نشان داده مایل است نقش خود را در دیپلماسی خاورمیانه از حاشیه به متن منتقل کند. در ۲۰۲۳، ایران و عربستان سعودی پس از چند دور گفت‌و‌گو که عراق و عمان در سال‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ میزبان آن بودند، مذاکرات نهایی را در پکن برگزار کردند. دو طرف در بیانیه سه‌جانبه، از تلاش عراق و عمان در میزبانی مذاکرات قبلی تشکر و از چین نیز برای میزبانی و حمایت از گفت‌و‌گو‌ها قدردانی کردند. نتیجه، توافق تهران و ریاض برای ازسرگیری روابط دیپلماتیک و بازگشایی سفارتخانه‌ها بود. این سابقه از آن رو اهمیت دارد که نشان می‌دهد ورود چین الزاما به معنای کنارزدن میانجی‌های منطقه‌ای نیست. در پرونده ایران و عربستان نیز عراق و عمان مسیر گفت‌و‌گو را پیش از ورود پکن فراهم کرده بودند. اما چین در مرحله نهایی، ظرفیت سیاسی و اقتصادی خود را وارد مذاکرات کرد و میزبان توافقی شد که پیامد آن از سطح یک گفت‌وگوی دوجانبه فراتر رفت. اکنون هرمز می‌تواند پرونده دیگری باشد که چنین ظرفیتی را به آزمون می‌گذارد.

عراقچی چه پیامی به پکن برده است؟

سفر عراقچی در خلأ دیپلماتیک انجام نشده است. تهران طی هفته‌های اخیر تلاش کرده کانال‌های ارتباطی خود را با قدرت‌های غیرغربی و کشور‌های منطقه فعال نگه دارد. سفر به پکن را باید در ادامه همین تلاش دید؛ اما این بار موضوع فقط رابطه ایران و چین نیست.

مسئله اصلی، پیداکردن مسیری برای خروج از وضعیتی است که هم‌زمان چند بحران را روی هم قرار داده است، از جنگ ایران و آمریکا، کاهش شدید تردد در هرمز، تا تهدید مسیر باب‌المندب، فشار بر بازار انرژی و افزایش هزینه‌های اقتصادی بحران.

چین برای ایران در این میان یک ویژگی مهم دارد، زیرا می‌تواند پیام تهران را در سطحی بالاتر از میانجی‌های منطقه‌ای منتقل کند. به ویژه که دیدار عراقچی و وانگ یی در فاصله کوتاهی از مذاکرات سطح بالای چین و آمریکا انجام شده و موضوع روابط مالی چین و ایران نیز در گفت‌و‌گو‌های واشینگتن و پکن مطرح است.

البته این به معنای آن نیست که پکن می‌تواند مواضع تهران یا واشینگتن را تغییر دهد. چین نیز منافع خاص خود را دارد و طبیعی است در پرونده هرمز، هم‌زمان به امنیت انرژی، روابطش با کشور‌های عربی و مناسباتش با آمریکا توجه کند. اما همین مجموعه منافع به پکن انگیزه بیشتری برای فعال‌ماندن می‌دهد.

هرمز؛ آزمون دیپلماسی چین

آنچه اکنون اهمیت دارد صرفا این نیست که چین از بازگشایی هرمز حمایت کرده است؛ مهم این است که پکن مسئله هرمز را کنار بازگشت ایران و آمریکا به مذاکره گذاشته است. این دو موضوع در موضع اخیر وانگ یی از یکدیگر جدا نیستند. برای چین، بازگشایی هرمز بخشی از بازگشت ثبات به منطقه است؛ برای ایران، بخشی از معادله امنیتی و سیاسی بحران؛ و برای آمریکا، موضوعی مرتبط با امنیت کشتیرانی و انرژی جهانی. به همین دلیل، سفر عراقچی به پکن را می‌توان نقطه تلاقی سه پرونده دانست؛ رابطه تهران و پکن، مذاکرات ایران و آمریکا و امنیت تنگه هرمز.

در این میان، چین با یک مزیت متفاوت وارد میدان شده است. عمان، قطر و پاکستان تجربه و کانال‌های ارتباطی خود را دارند؛ اما پکن علاوه بر کانال دیپلماتیک، اهرم اقتصادی و جایگاه یک قدرت بزرگ را نیز با خود به این پرونده آورده است. همین موضوع می‌تواند دامنه میانجیگری را از انتقال پیام میان دو طرف، به گفت‌و‌گو درباره ترتیبات گسترده‌تر امنیتی و اقتصادی منطقه بکشاند. البته هنوز نمی‌توان از نتیجه این ورود سخن گفت. میانجیگری زمانی معنا پیدا می‌کند که تهران و واشینگتن نیز برای استفاده از کانال ایجادشده آمادگی داشته باشند. چین می‌تواند میز گفت‌و‌گو را فراهم، پیام‌ها را منتقل و بر هزینه‌های ادامه بحران تأکید کند؛ اما تصمیم درباره بازگشت به مذاکره و نحوه حل اختلاف همچنان در اختیار طرف‌های اصلی است.

با این حال، اهمیت سفر عراقچی را باید در همین تغییر مقیاس جست‌و‌جو کرد. هرمز دیگر فقط موضوعی میان ایران و آمریکا نیست. کاهش تردد کشتی‌ها، اختلال در صادرات انرژی و تهدید هم‌زمان مسیر‌های دریایی منطقه، پای اقتصاد‌های بزرگ جهان را به این پرونده باز کرده است. چین نیز یکی از نخستین قدرت‌هایی است که به‌دلیل منافع مستقیم خود، نمی‌تواند نسبت به این وضعیت صرفا موضع‌گیر باقی بماند.

سفر عراقچی به پکن از این رو مهم است که نشان می‌دهد پرونده هرمز وارد مرحله‌ای شده که دیپلماسی قدرت‌های بزرگ نیز در آن تعیین‌کننده‌تر از گذشته خواهد بود. پرسش اصلی حالا این نیست که چین آیا می‌خواهد در این پرونده نقش داشته باشد یا نه؛ موضع وانگ یی نشان داده پکن وارد میدان شده است. پرسش مهم‌تر این است که آیا این حضور می‌تواند به بازشدن یک مسیر واقعی برای گفت‌و‌گو و کاهش تنش منجر شود یا هرمز همچنان در مرکز بحرانی باقی خواهد ماند که دامنه آن از خلیج فارس بسیار فراتر رفته است.

تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار