
حسین طائب، رئیس سازمان بسیج مستضعفان، چندی پیش در دیدار با جمعی از فرماندهان بسیح تهران سخنانی درباره طرح آمریکا برای ایجاد اختلاف در کشور مطرح کرده و گفته است: «آمریکا بهدنبال این است که بین جریانهای داخل کشور اختلاف ایجاد کند و ما با حفظ انسجام نباید اجازه دهیم آنها در این کار موفق شوند.
به گزارش روز نو ملت مبعوثشده در جنگ اخیر، ایمان و عمل خود را نشان داد و با حضور در میدان، تابآوری داخلی را افزایش داد». او با تأکید بر توجه ویژه به حوزه فرهنگی و اجتماعی ادامه داد:
«ما با حفظ انسجام و وحدت داخلی باید با موضوعاتی مثل حجاب و سایر موضوعات فرهنگی مواجه شویم و اجازه ندهیم این مسائل انسجام داخلی را به هم بزند». طائب درباره مذاکره هم بیان کرد: «ما نباید از روی سستی و ترس با دشمن مذاکره کنیم، ولی اگر دشمن درخواست تسلیم شدن یا مذاکره کرد، باید با قدرت و بهقصد گرفتن حق خود با او وارد گفتوگو شد». طائب با تأکید بر اینکه «باید عرصه را برای حضور همه مردم با سلایق و رنگهای مختلف در بسیج فراهم کنیم» بیان کرد: «مقابله با تهدید نرم از وظایف بسیج است و ما باید در حوزه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مطالبهگر باشیم».
اهمیت سخنان اخیر طائب
حسین طائب به صفت شخصی چهرهای مهم در ساختار جمهوری اسلامی محسوب میشود. او سالها رئیس سازمان اطلاعات سپاه بوده و حالا ریاست سازمان بسیج را بر عهده دارد؛ چهرهای اطلاعاتی و امنیتی که علاوه بر شناخت فضای سیاسی، اطلاعاتی، امنیتی و اجتماعی داخل، شناختی جامع نسبت به طرحهای ضدایرانی دشمنان ایران نیز دارد.
از این جهت است که اهمیت تأکید او بر موضوع وحدت میتواند متفاوت از سخن یک فعال سیاسی و حتی یک نماینده مجلس باشد، زیرا سخن طائب را باید به مثابه یک هشدار امنیتی تلقی کرد و نه صرفا یک توصیه اخلاقی یا یک سخن وحدت بخش سیاسی. به ویژه آنکه موضع طائب در ادامه پیامهای صریح رهبری دال بر ضرورت حفظ انسجام و وحدتملی است. رهبر انقلاب تقریبا در تمام پیامهایشان بر محور حفظ انسجام اجتماعی تأکید کردهاند و حتی در یکی از پیامهایشان هشدار دادند که دشمن دنبال «تجزیه اجتماعی» ایران است. اکنون طائب نیز میگوید که آمریکا در پی ایجاد اختلاف بین جریانهای داخل کشور است.
از سوی دیگر طائب اصل مذاکرات را نیز نفی نمیکند، اما آن را مشروط به تسلیمنشدن و سستی نکردن در مذاکرات میداند؛ موضعی که میتواند تازه باشد، زیرا این سخن از طائب در مقابل رویکرد طیفی رادیکال دیده میشود که هر نوع مذاکره با آمریکا را نفی میکنند. حالا رئیس سازمان بسیج کشور که سالها رئیس سازمان اطلاعات سپاه بوده است، از یک سو بر وحدت داخلی تأکید میکند و از سوی دیگر با اصل مذاکرات مخالفت نمیکند.
نکته مهم دیگر موضع صریح او درباره مسئله حجاب است. طائب باور دارد که مسئله حجاب، راهحل فرهنگی دارد و نباید منشأ بر هم خوردن انسجام داخلی شود، موضوعی که باز هم در تضاد با دیدگاه رادیکالها قرار دارد؛ چه آنکه از گوشه و کنار کشور گاه و بیگاه میشنویم که برخی نیروها میکوشند دولت و مجلس را به کارزار مقابله در مسئله حجاب بِکشانند که حالا طائب به نوعی شکلگیری فضای تقابل اجتماعی در مسئله حجاب را رد کرده است.
اعتقاد به حفظ وحدت و حمایت از دولت
طائب پیش از اینها نیز مواضعی مشابه داشته است؛ دیماه سال ۹۳ و در دورانی که میان ایران و اسرائیل درگیریهای نظامی رخ داده بود و مشخصا بعد از دو عملیات وعده صادق ۱ و ۲ از سوی ایران، طائب در همایش تبیینی بصیرتی بسیج مداحان و هیئتهای مذهبی قم با هشدار نسبت به حفظ وحدت در داخل گفته بود: «باید کاری کنیم، اعتماد مردم دچار تردید نشود و دوگانگی در کشور شکل نگیرد».
او از یکسو از شخص مسعود پزشکیان به عنوان رئیسجمهور ایران، حمایت کرده بود و از سوی دیگر نسبت به برخی نیروهای منتقد انتقاد کرده بود که نباید دچار اشتباه شوند. او گفته بود: «باید کاری کنیم، اعتماد مردم دچار تردید نشود و دوگانگی در کشور شکل نگیرد. اگر جریان انقلابی واقعیت را در نظر نگیرد، تحلیل اشتباه ارائه میدهد، در نتیجه عملکردش موجب میشود در بازی دشمن وارد شود. موفقیت دولت به معنای این است همه تلاش کنیم تولید برق را افزایش و مصرف آن را نیز کاهش بدهیم. نظام اسلامی مبتنی بر مردم سالاری دینی است، دولت نیز توسط مردم روی کار میآید.
دولت چهاردهم با آنکه با حمایت جریانهای اصلاحات و اعتدال به قدرت رسید ولی رئیسجمهور برای خدمت بیشتر به مردم، این دولت را دولت وفاق ملی قرار داد. ما به شرطی که کشور پیشرفت پیدا کند، از وفاق ملی حمایت میکنیم، چرا که هدف اصلی حفظ نظام اسلامی است». او وجود تفرقه را باعث تضعیف کشور دانست و گفت: «ما در اوج پیروزی بر آمریکا و رژیم صهیونیستی هستیم، دشمن ضعیف شدهاست، باید در داخل کشور تولید قدرت کنیم».
تأیید اصل مذاکرات
طائب درباره موضوع مذاکرات نیز رویکرد صریحی دارد؛ او میگوید اگر دشمن درخواست مذاکره کرد، باید پر قدرت وارد مذاکره شد. طائب چندی پیش نیز موضعی مشابه را ابراز کرده بود. او در جمع خانوادههای تعدادی از شهدا، گفته بود: «مذاکره، ذاتا نه خوب است و نه بد؛ آنچه به مذاکره معنا میدهد، نتیجه آن است. مذاکرهای که حق ملت ایران را تثبیت کند، حقوق جبهه مقاومت را تضمین کند و به عزت و منافع کشور آسیب نزند، قابل قبول است، اما مذاکرهای که به معنای چشمپوشی از حقوق ملت یا پذیرش زیادهخواهی دشمن باشد، هیچ جایگاهی در سیاست ایران ندارد.
موضع کشور روشن است؛ مذاکره برای گرفتن حق ملت است، نه برای واگذار کردن آن. ملت ایران همانگونه که در میدان و خیابان ایستادگی کرده، در پشت میز مذاکره نیز با همان منطق مقاومت حاضر میشود. میز مذاکره برای ایران ادامه میدان است؛ با این تفاوت که در این میدان، سلاح اصلی، عزت ملی، تجربه تاریخی و پشتوانه خون شهداست». در ماههای اخیر برخی طیفهای تند سیاسی با مطرحکردن شعارهایی بسیار رادیکال علیه تیم مذاکرهکننده سعی کردند اصل مذاکره را نوعی تسامح و تساهل از سوی مقامات ایرانی جلوه دهند.
در برابر این موضع، بسیاری گفتند که اولا هر جنگی در نهایت با مذاکره و دیپلماسی به پایان میرسد و ثانیا در همه مذاکرات بعد از جنگ ایران و آمریکا، هیچ سهلانگاری یا امتیازدهی از سوی مسئولان مذاکره رخ نداده است. سخنان طائب را نیز در راستای همین گفتمان باید تعبیر کرد. او سعی کرده، روشن کند که اصل مذاکره به معنای خیانت به خون شهدا نیست و اگر مذاکره از سر عزت باشد، میتواند منجر به تأمین منافع ملی شود. با این وصف میبینیم که طائب در این موضوع نیز رویکردی متفاوت از یک طیف تندرو و اقلیت دارد.
مرزبندی با رادیکالها
مواضع اخیر حسین طائب را میتوان از دو منظر تفسیر کرد؛ نخست آنکه او کوشیده است دقیقا همان خطی را پی بگیرد که آیتالله مجتبی خامنهای رهبر انقلاب اسلامی، مطرح کردهاند و دوم آنکه سخنان طائب هشداری نسبت به تندروهایی است که بدون ملاحظه مصالح ملی هر آنچه در ذهن دارند را مطرح میکنند. مواجهه فکری طائب با این گروه از آن جهت مهم است که اگر تا دیروز آن طیف از سوی فعالان و جریانهای سیاسی یا حتی نمایندگان مجلس نقد میشدند، حالا در معرض نقد یکی از مهمترین چهرههای اطلاعاتی کشور قرار گرفتهاند؛ فردی که همواره نه از سر رویکردهای سیاسی بلکه با اِشراف اطلاعاتی و امنیتی سخن گفته است.
وقتی موضع فردی با مختصات طائب نیز در تقابل با آن طیف خاص سیاسی قرار میگیرد علاوه بر آنکه نشاندهنده اهمیت بالای حفظ وحدت و انسجام است، نشان میدهد کشمکشهای سیاسیِ ایجادشده از سوی آن گروه تا چه حد میتواند برای کشور خسارتبار باشد. با این اوصاف حجت از چند سو بر تندروها تمام شده است.
نخست پیامهای صریح رهبری در ضرورت حفظ وحدت، پرهیز از اختلافهای پوچ سیاسی و جلوگیری از طرح دشمن برای تجزیه اجتماعی ایران و دوم هشدارهای رئیس بسیج کشور. حالا توپ در زمین تندروهاست؛ آنکه میخواهند برخلاف توصیه رهبر انقلاب، مسئولان عالیرتبه کشور و اکثر کارشناسان و فعالان سیاسی عمل کنند یا آنکه با ملاحظه مصالح ملی سعی خواهند کرد که در مسیری مبنی بر تأمین منافع ملی قدم بردارند؟