
ترامپ در انتخابات ریاستجمهوری بر مجموعهای از وعدههای اقتصادی و همچنین مخالفت با درگیر شدن آمریکا در جنگهای طولانی خارج از کشور تکیه کرده بود. اکنون، اما جنگی که قرار بود یک عملیات نظامی باشد، به عاملی برای افزایش فشار اقتصادی تبدیل شده و جمهوریخواهان را درست در آستانه انتخابات کنگره در موقعیتی دشوار قرار داده است.
به گزارش روز نو گزارشهای تازه نشان میدهد که قیمت انرژی و هزینه زندگی به یکی از مهمترین نقاط ضعف دولت تبدیل شده و میزان رضایت از عملکرد ترامپ به پایینترین سطوح دوره ریاستجمهوری او رسیده است.
آراء تعیینکننده در انتخابات کنگره
البته این شرایط به معنای فروپاشی پایگاه سیاسی ترامپ نیست. هسته سخت جمهوریخواهان همچنان از او حمایت میکنند و برای بخشی از هواداران ترامپ، مسئله جنگ در درجه نخست یک موضوع امنیت ملی است و ممکن است افزایش هزینههای اقتصادی نتواند باعث دوری آنها از ترامپ شود. تعلق حزبی و هویتی در سیاست آمریکا به گونهای است که بسیاری از رأیدهندگان حاضرند هزینه اقتصادی یک سیاست را بپذیرند، مشروط بر اینکه همچنان آن سیاست را در راستای منافع سیاسی و ملی خود بدانند، اما انتخابات فقط با هسته سخت احزاب تعیین نمیشود و سرنوشت بسیاری از رقابتهای نزدیک را رأیدهندگانی تعیین میکنند که تعلق حزبی سختی ندارند یا در انتخابات میاندورهای اساسا باید برای حضور در پای صندوق قانع شوند.
در شرایط کنونی ایجاد این اقناع کار سادهای نیست و افزایش عمومی قیمتها باعث ایجاد شوک به زندگی روزمره مردم میشود و طبیعی است تا زمانی که مردم آمریکا احساس تهدید اقتصادی کنند، میلی به شرکت در انتخابات و البته حمایت مجدد از ترامپ و حزب جمهوریخواه نخواهند داشت، زیرا آنها را مسئول وضع موجود میدانند.
دست خالی ترامپ برای ایجاد انگیزه انتخاباتی
در آمریکا مسئله انرژی مانند یک زنجیره عمل میکند؛ به نحوی که افزایش بنزین یا گازوئیل بر افزایش قیمت بسیاری از اقلام اثر میگذارد و همین موضوع باعث میشود عمده مردم از عملکرد ترامپ و به تبع آن حزب جمهوریخواه ناراضی شوند که این مسئله میتواند به مهمترین مخاطره ترامپ تبدیل شود؛ به ویژه در انتخابات کنگره که شاید باعث شود حزب جمهوریخواه رقابت را به دموکراتها ببازد.
در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا مشارکت، بالاتر است و رقابت معمولا حول یک انتخاب ملی شکل میگیرد، اما در انتخابات میاندورهای کنگره انگیزه برای رأیدادن نقش محوری دارد؛ به همین دلیل دولت مستقر و حزب جمهوریخواه باید انگیزهای برای مخاطبان خود ارائه دهند تا آنها را پای صندوق رأی بیاورند. در آن سو، اما انگیزهای که دموکراتها تزریق میکند، نفی سیاستهای خسارتبار ترامپ است. از سوی دیگر رأیدهندگان سنتی جمهوریخواهان نیز به دلیل شرایط سخت اقتصادی و سیاستهای ناکام ترامپ در عرصه بینالمللی ممکن است ناگهان نقش نیروهای اجتماعی-سیاسی دموکراتها را بازی کنند.
فرسایش درونحزبی جمهوریخواهان
به گزارش رسانههای آمریکایی نشانههای این تغییر فضای سیاسی را میتوان در ایالتهایی دید که جمهوریخواهان برای مدت طولانی در آنها احساس امنیت بیشتری داشتهاند. تگزاس نمونه مهمی است؛ ایالتی که انرژی و نفت در اقتصاد آن نقشی اساسی دارد و جمهوریخواهان سالها از موقعیتی قدرتمند در آن برخوردار بودهاند. با این حال، رقابتهای انتخاباتی در این ایالت دیگر آنقدر قابل پیشبینی نیست که در گذشته تصور میشد. همزمان، آیووا و اوهایو نیز از جمله ایالتهایی هستند که مسائل اقتصادی و پیامدهای جنگ میتواند بر رقابتهای انتخاباتی آنها اثر بگذارد.
کاهش شدید حمایت مردم آمریکا از جنگ
گفتنی است فشار اقتصادی تنها مشکل ترامپ نیست. خود جنگ نیز در حال تبدیل شدن به موضوعی سیاسی است. حمایت عمومی از ادامه عملیات نظامی کاهش یافته و حتی در میان جمهوریخواهان نیز نشانههایی از فرسایش حمایت دیده میشود. نظرسنجی اخیر رویترز و ایپسوس نشان میدهد حمایت آمریکاییها از اقدام نظامی علیه ایران نسبت به ماههای ابتدایی جنگ کاهش یافته است و بخش قابلتوجهی از مردم انتظار دارند درگیری طولانی شود.
این وضعیت برای ترامپ یک تناقض سیاسی ایجاد کرده است. او میتواند از منظر امنیت ملی بر ضرورت ادامه جنگ تأکید کند، اما هر روز که جنگ طولانیتر میشود، هزینه اقتصادی آن نیز بیشتر در محاسبات رأیدهنده وارد میشود. در چنین شرایطی، حتی یک دستاورد نظامی بزرگ الزاماً به معنای پیروزی سیاسی نیست؛ زیرا رأیدهنده ممکن است در نهایت بپرسد این پیروزی چه تغییری در زندگی من ایجاد کرده است.
اهمیت هفتههای منتهی به انتخابات
ترامپ در سیاست خود همواره بر این ایده تکیه کرده که میتواند مشکلات را سریع و مستقیم حل کند. اگر، اما رأیدهنده احساس کند که پس از ماهها جنگ، هنوز خبری از پایان درگیری نیست و همزمان هزینه زندگی نیز افزایش یافته، این تصویر میتواند آسیب ببیند. در این صورت، جنگ از یک تصمیم خارجی به نمادی از ناکامی اقتصادی تبدیل میشود؛ حتی اگر تمام مشکلات اقتصادی آمریکا هیچ ارتباط مستقیمی با جنگ نداشته باشند؛ از اینرو چند هفته پایانی پیش از انتخابات میاندورهای اهمیت فوقالعادهای خواهد داشت.
اگر قیمت انرژی کاهش پیدا کند، جنگ وارد مرحلهای از آرامش شود و فشار بر کشاورزان کمتر شود، جمهوریخواهان فرصت خواهند داشت بخشی از زیان سیاسی ایجادشده را جبران کنند. اما اگر جنگ ادامه پیدا کند و افزایش هزینههای سوخت و تولید همچنان احساس شود، مسئله از سطح نارضایتی فراتر خواهد رفت. در آن صورت، انتخابات نوامبر میتواند به نوعی همهپرسی درباره هزینههای سیاست خارجی ترامپ تبدیل شود.
نه به این معنا که رأیدهندگان الزاما درباره اصل جنگ تصمیم میگیرند، بلکه از این جهت که از خود خواهند پرسید چرا باید هزینه یک جنگ خارجی را در زندگی روزمره خود بپردازند. این شاید مهمترین تهدید برای ترامپ باشد: نه اینکه ناگهان تمام هوادارانش تغییر موضع دهند، بلکه اینکه بخشی از ائتلافی که او را به قدرت رساند، دیگر با همان انگیزه سابق پای صندوق حاضر نشود.
مصائب ترامپ در صورت پیروزی دموکراتها
وضعیت کنونی در آمریکا از هر جهت به نفع ترامپ نیست، زیرا او از یکسو با مخالفت و انتقادهای شدید نیروهای رقیباش مواجه است و از سوی دیگر با بیانگیزگی مردم عادی آمریکا روبهرو است که هر دوی این دو عامل میتواند در یک جهت حرکت کند؛ کاهش شدید رأی جمهوریخواهان و در چنین شرایطی این دموکراتها هستند که پیروز میشوند. پر واضح است در صورتی که ترامپ و حزب جمهوریخواه در انتخابات کنگره بازنده باشند، دولت ترامپ در دو سال پایانی کارش با مشکلات عمدهای از جمله تصویب نشدن بودجههای دلخواهشان مواجه میشوند. از طرفی حتی ممکن است ترامپ تا سر حد استیضاح نیز پیش برود.