به روز شده در: ۱۷ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۰
کد خبر: ۷۶۵۲۷۳
تاریخ انتشار: ۰۹:۵۵ - ۱۷ شهريور ۱۴۰۵
وقتی ریسک مدیران از جیب بیمه‌گذاران پرداخت می‌شود؛

۱۲ همت هزینه یک تصمیم اشتباه در «بیمه ما»/زنگ خطر برای بانک ملت و بیمه مرکزی

روزنو :در صنعت بیمه، منابع شرکت‌ها پولی نیست که مدیران بتوانند با آن صرفاً بر اساس حدس، خوش‌بینی یا تصمیم‌های پرریسک بازی کنند. بخش قابل توجهی از این منابع به ذخایر و تعهدات بیمه‌ای گره خورده و نحوه مدیریت آن مستقیماً با منافع بیمه‌گذاران و سهامداران ارتباط دارد.

۱۲ همت هزینه یک تصمیم اشتباه در «بیمه ما»/زنگ خطر برای بانک ملت و بیمه مرکزی

در صنعت بیمه، منابع شرکت‌ها پولی نیست که مدیران بتوانند با آن صرفاً بر اساس حدس، خوش‌بینی یا تصمیم‌های پرریسک بازی کنند. بخش قابل توجهی از این منابع به ذخایر و تعهدات بیمه‌ای گره خورده و نحوه مدیریت آن مستقیماً با منافع بیمه‌گذاران و سهامداران ارتباط دارد.

به گزارش خبرنگار روزنو، حالا انتشار گزارشی درباره عملکرد «بیمه ما» یک پرسش جدی را پیش روی مدیران این شرکت و البته نهاد ناظر قرار داده است: چگونه یک تصمیم در تخصیص منابع می‌تواند زمینه از دست رفتن حدود ۱۲ هزار میلیارد تومان سود بالقوه را فراهم کند؟

موضوع فقط یک عدد بزرگ نیست؛ مسئله، فلسفه مدیریت منابع در یک شرکت بیمه است.

اگر برآورد مطرح‌شده درباره این هزینه فرصت درست باشد، با رقمی مواجهیم که نمی‌توان آن را صرفاً یک خطای معمول مدیریتی یا نوسان طبیعی بازار دانست. وقتی یک تصمیم سرمایه‌گذاری چنین فاصله‌ای میان بازده بالقوه و بازده محقق‌شده ایجاد می‌کند، باید پرسید فرآیند تصمیم‌گیری چه بوده، چه کسی ریسک را ارزیابی کرده و اساساً آیا سناریوهای مختلف پیش از تخصیص منابع مورد بررسی قرار گرفته‌اند؟

سود روی کاغذ؛ ریسک در عمل

مشکل شرکت‌های بیمه فقط این نیست که سود بسازند؛ مهم‌تر از آن کیفیت و پایداری سود است.

به گزارش روزنو،نگاهی به داده‌های مالی «بیمه ما» نشان می‌دهد حاشیه سود خالص شرکت از حدود ۱۹.۶ درصد در سال ۱۴۰۰ به ۶.۷ درصد در سال ۱۴۰۴ کاهش یافته است. در همین دوره، نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام نیز افزایش قابل توجهی داشته است. 

این اعداد به خودی خود به معنای تخلف یا سوءمدیریت نیستند، اما یک علامت هشدار مهم محسوب می‌شوند: وقتی حاشیه سود کاهش می‌یابد و همزمان اهرم مالی افزایش پیدا می‌کند، حساسیت شرکت نسبت به تصمیم‌های سرمایه‌گذاری و مدیریت ریسک بیشتر می‌شود.

در چنین شرایطی، دیگر نمی‌توان سرمایه‌گذاری را یک فعالیت جانبی شرکت بیمه تلقی کرد. سرمایه‌گذاری تبدیل به یکی از ارکان اصلی بقای مالی شرکت شده است.

مدیر بیمه نباید با منابع بیمه‌گذاران قمار کند

یکی از خطرناک‌ترین اتفاقات در مدیریت شرکت‌های بیمه، تبدیل سرمایه‌گذاری از یک فعالیت حرفه‌ای و مبتنی بر مدیریت ریسک به ابزاری برای نمایش سود کوتاه‌مدت است.

مدیری که برای ثبت سود بیشتر حاضر شود ریسک بالاتری بپذیرد، ممکن است در کوتاه‌مدت عملکرد جذابی روی کاغذ ایجاد کند؛ اما اگر بازار برخلاف انتظار حرکت کند، هزینه این تصمیم را نه مدیر، بلکه شرکت، سهامدار و در نهایت بیمه‌گذار پرداخت خواهد کرد.

اینجاست که سؤال اصلی شکل می‌گیرد:

آیا نظام پاداش و ارزیابی مدیران شرکت‌های بیمه به اندازه کافی ریسک تصمیم‌های آنها را در نظر می‌گیرد؟

اگر مدیر بابت سود امروز پاداش بگیرد اما زیان ناشی از تصمیم او چند سال بعد ظاهر شود، انگیزه اقتصادی برای پذیرش ریسک بیش از حد ایجاد می‌شود.این هشداری است که بانک ملت سهامدار عمده بیمه ما باید متوجه ان باشد.

۱۲ هزار میلیارد تومان؛ یک عدد یا یک علامت هشدار؟

گزارش منتشرشده رقم هزینه فرصت ناشی از تصمیم مورد اشاره را حدود ۱۲ همت اعلام کرده است.

البته باید میان «سود از دست‌رفته»، «زیان تحقق‌یافته» و «هزینه فرصت» تفاوت گذاشت. ۱۲ همت الزاماً به معنای آن نیست که همین میزان وجه نقد از حساب شرکت خارج شده است؛ بلکه بحث بر سر سودی است که بنا بر برآورد گزارش، می‌توانست از تخصیص متفاوت منابع ایجاد شود.

۱۲ همت هزینه یک تصمیم اشتباه در «بیمه ما»/زنگ خطر برای بانک ملت و بیمه مرکزی

اما همین موضوع نیز برای طرح پرسش‌های مدیریتی کافی است.

باید روشن شود:

  • تصمیم سرمایه‌گذاری بر چه مبنای کارشناسی اتخاذ شده است؟
  • چه گزینه‌های جایگزینی روی میز مدیران بوده است؟
  • نرخ بازده مورد انتظار و ریسک هر گزینه چه میزان بوده؟
  • کمیته سرمایه‌گذاری و هیأت‌مدیره چه نقشی در این تصمیم داشته‌اند؟
  • آیا سناریوهای بدبینانه و شوک‌های بازار بررسی شده بود؟
  • مسئولیت تصمیم با کدام سطح مدیریتی بوده است؟
  • و مهم‌تر از همه، آیا سازوکار مشخصی برای پاسخگویی مدیران در قبال تصمیم‌های پرریسک وجود دارد؟

نهاد ناظر نباید فقط بعد از وقوع مشکل وارد شود

این پرونده یک سؤال بزرگ‌تر را نیز متوجه نهاد ناظر صنعت بیمه می‌کند.

نظارت بر شرکت بیمه نباید صرفاً به بررسی کفایت ذخایر، توانگری مالی و صورت‌های مالی محدود شود. کیفیت مدیریت دارایی‌ها و میزان ریسک‌پذیری مدیران نیز باید در مرکز توجه نظارت قرار داشته باشد.

وقتی منابع عظیمی از ذخایر بیمه‌ای وارد سرمایه‌گذاری می‌شود، ناظر باید بداند این منابع کجا قرار گرفته‌اند، با چه درجه‌ای از ریسک و بر اساس چه استراتژی‌ای مدیریت می‌شوند.

نظارت واقعی یعنی پیشگیری از تصمیم پرریسک، نه صرفاً توضیح دادن درباره تبعات آن پس از وقوع.

زنگ خطر برای صنعت بیمه

ماجرای بیمه ما را نمی‌توان فقط یک پرونده مربوط به یک شرکت دانست. این اتفاق می‌تواند هشداری برای کل صنعت بیمه باشد؛ صنعتی که در شرایط تورمی، با افزایش هزینه خسارت و فشار بر منابع مواجه است و ناچار است برای حفظ ارزش ذخایر خود، سرمایه‌گذاری حرفه‌ای انجام دهد.

در چنین شرایطی، مدیریت منابع بیمه‌ای با آزمون و خطا سازگار نیست.

اگر قرار است شرکت‌های بیمه با منابع سنگین مالی وارد بازار سرمایه، پروژه‌ها، املاک یا سایر دارایی‌ها شوند، باید در مقابل آن، نظام تصمیم‌گیری، کنترل داخلی، مدیریت ریسک و پاسخگویی مدیران نیز به همان اندازه قدرتمند باشد.

در غیر این صورت، سود برای مدیران در زمان رونق ثبت می‌شود و هزینه اشتباه در زمان بحران به حساب سهامداران و بیمه‌گذاران نوشته خواهد شد.

پرسش آخر

مسئله امروز «بیمه ما» فقط این نیست که چرا یک فرصت سودآوری از دست رفته است.

مسئله این است که چه کسی بابت تصمیمی که چنین هزینه فرصت سنگینی ایجاد کرده، پاسخگوست؟

اگر مدیران شرکت‌های بیمه از جمله ابراهیم کاردگر مدیرعامل فعلی بیمه ما قرار است با منابع میلیاردی و هزاران میلیاردی تصمیم بگیرند، باید پذیرفت که اختیار بزرگ، بدون پاسخگویی بزرگ، می‌تواند به یکی از پرریسک‌ترین نقاط ضعف صنعت بیمه تبدیل شود.

۱۲ همت، اگرچه در این گزارش به عنوان سود بالقوه از دست‌رفته مطرح شده، اما مهم‌تر از رقم آن، هشداری است درباره اینکه در صنعت بیمه، یک تصمیم مدیریتی اشتباه می‌تواند هزینه‌ای بسیار بزرگ‌تر از یک اشتباه معمولی داشته باشد.

پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار