
مردم در برابر ابهام بنزینی، تنها مانده اند. نه مقامات شفاف صحبت می کنند نه راه حل پایداری برای این مشکل دارند. نتیجه این وضعیت را باید در صف طولانی پمپ بنزین ها در این چند روزه دید.
یکی از دلایل، نگرانی مردم و گسترش شایعات است. مدیرعامل شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی هم به شایعات به عنوان یکی از دلایل افزایش ناگهانی مصرف بنزین و در نتیجه کمبود و تعطیلی موقت تعدادی از پمپ بنزین ها اشاره کرده است.
اما عامل این شایعات هم، رفتار و گفتار دولت و مسوولان است زیرا مردم را در ابهام و تعلیق نگه داشته اند.
دو شب قبل حدود ساعت 30 دقیقه بامداد (12:30 شب)، به خیال اینکه مثل همیشه جایگاه، خلوت است به پمپ بنزین رفتم اما با صف خیلی طولانی و غیرعادی روبه رو شدم. صف پمپ بنزین جایگاه خیابان خرمشهر تا نزدیکی خیابان نیلوفر رسیده بود. به یاد جمعه شب (8 اسفند 1404) افتادم که به همین شکل، صف خیلی طولانی شکل گرفته بود در حالی که مذاکرات ادامه داشت و خبری از جنگ نبود اما صف، طولانی بود. فردا صبح با حمله به بیت رهبری، جنگ شروع و اثبات شد نگرانی دیشب مردم و واکنش صفی آنها، درست بود.
اما چرا حالا این صف ها دیده می شود؟ دلیل آن را باید در نگرانی و ابهام وضعیت بنزین دانست. هیچ کس نمی داند اکنون و آینده چه می شود. مقامات و مسوولان صریح و شفاف صحبت نمی کنند. یا سکوت می کنند یا مبهم و حتی متضاد سخن می گویند.
به تازگی نیکزاد نائیب رئیس مجلس گفته است: "سهمیه بنزین ۵ هزار تومانی ۱۵ لیتر میشود . مقرر شد سهمیه ۶۰ لیتر با نرخ ۱۵۰۰ تومان محفوظ بماند، سهمیه ۷۰ لیتر با نرخ ۳ هزار تومان به ۵۰ لیتر کاهش پیدا کند و سهمیه ۳۰ لیتر با نرخ ۵ هزار تومان نیز به ۱۵ لیتر برسد. هنوز تصمیمگیری درباره نرخ چهارم گرفته نشده."
مشخص نیست این خبر واقعیت دارد یا نه؟ اگر بله، چرا تغییرات بنزینی را یک نماینده مجلس باید زودتر از سخنگوی دولت یا مقامات وزارت نفت اعلام کند؟ چرا مسوولان دولت تاکنون از تایید یا رد آنها خودداری کرده اند؟
محسن حاجی میرزایی رئیس دفتر رئیسجمهوری هم گفته است: تفاوت قیمت بنزین با کشورهای اطراف زیاد شده است. تردیدی نیست که باید در وضعیت بنزین مداخله کنیم. وقتی تولید در نتیجه جنگ کاهش پیدا کرده باید مصرف کاهش پیدا کند... در مورد سیاستهای قیمتی تردیدهایی وجود دارد و هنوز گزینه واحدی را نمیتوانم اعلام کنم.
او همچنین گفته است: کسی بیش از سهمیه بخواهد بنزین خریداری کند قیمت بالاتری خواهد داشت اما هنوز این قیمت تعیین نشده است.
در آخرین واکنش هم مهاجرانی سخنگوی دولت گفته است: "تا آخر شهریور هیچگونه تغییری در بنزین ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومانی نخواهیم داشت. تولید داخل و ذخائر استراتژیک بنزین مناسبی داریم و جای نگرانی نیست."
اتفاقا اگر کسی هم نگرانی نداشت با این صحبت خانم مهاجرانی، حتما نگران شده است. مگر می توان برای کشوری به وسعت ایران و با جمعیت 87 میلیون نفری این گونه تصمیم گیری کرد. یعنی تنها تا 25 روز آینده معلوم است؟ بعد از شهریور چه خواهد شد؟ چرا دولت نمی تواند برای یک مشکل، به موقع و برای طولانی مدت، تصمیم بگیرد؟
شمار زیادی از این نمونه های موضع گیری های مبهم می توان یافت که نه تنها مشکلی را حل نمی کند بلکه نمکی است که بر زخم بنزینی پاشیده می شود. آیا قیمت بنزین افزایش می یابد؟ نمی یابد؟ سرنوشت سهمیه ها چه می شود؟ نمی دانیم. دولت کی به نتیجه و تصمیم می رسد؟ نمی دانیم.
وضعیت فعلی یعنی گیجی و ناتوانی دولت در تصمیم گیری بنزین. نتیجه می شود نگرانی مردم و صف های طولانی مقابل پمپ بنزین ها؛ نتیجه می شود کاهش اعتماد عمومی به دولت.
در غیاب اطلاع رسانی دقیق، صحیح و شفاف مسوولان از وضعیت بنزین، این، نگرانی و شایعه است که جایگزین می شود و مردم را به سمت واکنش غریزی و طبیعی سوق می دهد.