به روز شده در: ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۸
کد خبر: ۷۶۱۹۱۲
تاریخ انتشار: ۰۸:۵۲ - ۲۵ مرداد ۱۴۰۵

بازگشت به تفاهمنامه پس از آسیب‌شناسی و تصویب در شعام جایز است

روزنو :محور دوم و شاید مهم‌ترین بخش این تحلیل، اصرار مقامات کشورمان بر مرزبندی مفهومی میان دو واژه است. سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه، صراحتا گفت که «چیزی به نام آتش‌بس ۶۰ روزه که نیازمند تمدید باشد، وجود ندارد» و آنچه در یادداشت تفاهم اسلام‌آباد آمده بود و امریکا آن را نقض کرد، «خاتمه جنگ» بوده است.

بازگشت به تفاهمنامه پس از آسیب‌شناسی و تصویب در شعام جایز است

در کشاکش رخداد‌های اخیر و در شرایطی که ایران از یک طرف در عرصه میدانی، سه رویداد همزمان، تصویر تازه‌ای از ثبات راهبردی ایران ترسیم کرد: در حالی که یک مقام ایرانی از اسارت سه خلبان نیروی هوایی به دست نیرو‌های قطری خبر داد، رییس مجلس و وزیر امور خارجه به موازات آن، از «خاتمه جنگ» به جای «آتش‌بس موقت» پرده برداشتند و مذاکره با مسقط بر سر نقشه ناوبری تنگه هرمز را «پیشروی باشتاب» خواندند.

به گزارش روز نو این سه نشانه، نه صرفا روایتی از یک تقابل، بلکه روایتی از تاب آوری یک کشور در آزمون جنگ و همزمان، تلاش کشور‌های منطقه برای مهار پیامد‌های آن به سمت یک تفاهم پایدار است، تفاهمی که به نظر می‌رسد تنها در صورتی به بار می‌نشیند که امریکا و متحدان منطقه‌ای‌اش، واقعیت میدان و خواست تهران را نه بر اساس توییت‌ها، بلکه بر اساس متن تفاهمنامه‌ها بسنجند. ایران، اما همزمان دو مسیر را پیش می‌برد: از یک سو حفظ تاب آوری و بازدارندگی در برابر جنگ و فشار اقتصادی و از سوی دیگر، باز گذاشتن راه برای تفاهمی منطقی با میانجی‌های منطقه‌ای. تفاهمی که فقط زمانی امکان پذیر است که طرف مقابل از روایت سازی‌های متناقض و فشار‌های تبلیغاتی فاصله بگیرد.

اسارت سه خلبان و ترازوی ژنو

در نخستین محور این پرونده ایران تلاش می‌کند از ظرفیت میانجی‌های منطقه‌ای استفاده کرده و پرونده خلبانان اسیر ایرانی در قطر را فیصله دهد. سردار باقرزاده، فرمانده جست‌وجوی مفقودین ستاد کل نیرو‌های مسلح، دیروز فاش کرد که سه خلبان ایرانی پس از سقوط جنگنده‌های سوخو۲۴ در جریان حملات اسفندماه، زنده به دست نیرو‌های قطری اسیر شده‌اند. «جواد صالحی»، «عبدالمجید دشتیان» و «عمران به‌روشیان» شش ماه است که در اسارت قطر به سر می‌برند؛ اسارتی که دولت دوحه هنوز اجازه دیدار، مصاحبه یا تماس آنان با خانواده‌هایشان و نیز با مسوولان پیگیری‌کننده را صادر نکرده است.

 این وضعیت، پرونده حقوق بشری مشخصی را روی میز می‌گذارد: برابر کنوانسیون سوم ژنو، کمیته بین‌المللی صلیب سرخ موظف است هر چه سریع‌تر با این خلبانان دیدار کند، سلامت آنان را راستی‌آزمایی کند و زمینه آزادی‌شان را فراهم آورد. تاکید بر این خواسته در قالب یک گفت‌وگوی خبری، در وهله نخست نه یک موضع‌گیری رسانه‌ای، بلکه ارجاعی به حقوق انسانی قابل اعمال است که حتی در میانه جنگ هم سقف آن را قرارداد‌های بین‌المللی تعیین می‌کنند و از منظر تحلیل تقابل ایران و دیگران، آزمونی برای آن است که آیا میانجی منطقه‌ای، قواعد بشردوستانه را پاس می‌دارد یا ابزار جنگ را در اختیار گرفته است.

از آتش بس موقت تا خاتمه جنگ

محور دوم و شاید مهم‌ترین بخش این تحلیل، اصرار مقامات کشورمان بر مرزبندی مفهومی میان دو واژه است. سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه، صراحتا گفت که «چیزی به نام آتش‌بس ۶۰ روزه که نیازمند تمدید باشد، وجود ندارد» و آنچه در یادداشت تفاهم اسلام‌آباد آمده بود و امریکا آن را نقض کرد، «خاتمه جنگ» بوده است.

 به گفته او، «۶۰ روز» نه تنفس نظامی، بلکه فرصتی برای مذاکره به منظور دستیابی به توافق نهایی بود و حالا که درگیری‌ها از سر گرفته شده، وضعیت جدیدی شکل گرفته است. این ادعا با روایت محمدباقر قالیباف درباره آزمون میدانی شفافیت تفاهم تکمیل می‌شود. رییس مجلس دوازدهم در تشریح آخرین حمله به ضاحیه گفت: همانجا که مسوول اطلاعات حزب‌الله با خانواده‌اش به شهادت رسید، مذاکرات را متوقف و اعلام کرد تهران همان شب پاسخ خواهد داد و در صورت پاسخ رژیم، کل منطقه را خواهد زد. نتیجه همین ایستادگی، از نگاه قالیباف، برداشتن همان شبِ محاصره بود، در حالی که طبق تفاهم قرار بود طی ۳۰ روز باز شود.

بخش بیرونی این روایت، نمونه دیگری از وزن واقعیت به حساب می‌آید. قالیباف توضیح داد که وقتی ترامپ با انتشار توییتی از باز شدن همزمان محاصره و تنگه هرمز خبر داد، او گفت: چنین چیزی توافق نشده و اگر توییت برداشته نشود تهران منطقه را خواهد زد، و به گفته او، ۵۸ دقیقه بعد، ترامپ بخش تنگه را از توییت خود برداشت و بازگشایی را به چارچوب تفاهمنامه از شنبه موکول کرد. او این لحظه را «این نوع مذاکره یعنی مبارزه» نامید. این روایت، صرف‌نظر از مصداق آن، نشان می‌دهد که در معادله کنونی، پایداری یک توافق نه با حسن‌نیت طرف مقابل، بلکه با قدرت و انسجام داخلی راستی‌آزمایی می‌شود.

تنگه هرمز و پرونده فنی عمان

عراقچی در ادامه، مذاکرات با عمان را بحثی کاملا فنی و تکنیکی، جدا از پرونده بازگشایی معرفی کرد: تعیین خطوط دریایی و مسیر‌های جدید برای تردد کشتی‌ها که مسیر‌های قبلی دیگر کارایی ندارند. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه نیز از پیشرفت این گفت‌و‌گو‌ها در سه هفته گذشته خبر داد و گفت که تهران و مسقط درباره نقشه ناوبری دریایی به توافق رسیده‌اند، هر چند به گفته او واشنگتن در این مسیر موانعی ایجاد کرده است.

 اما نکته کلیدی این بخش، قیدگذاری تهران است. به صراحت عراقچی، بازگشایی تنگه دو بخش کاملا جدا دارد: نخست تعیین فنی مسیر و سپس تحقق شرایط دیگری که امریکا باید به آنها پایبند باشد. به عبارتی، مسقط تنها نقشه عبور را طراحی می‌کند، اما اراده گشودن درِ تنگه همچنان منوط به پایبندی یکجانبه واشنگتن به چارچوب‌های قبلی است، چیزی که هنوز محقق نشده است.

نه با توییت، نه با ناو هواپیمابر

پاسخ تهران به ادعا‌های اخیر واشنگتن درباره تنگه، یکی از صریح‌ترین مواضع این پرونده بود. کاظم غریب‌آبادی، معاون وزیر امور خارجه، درباره ادعای ترامپ مبنی بر اعلام تنگه هرمز به عنوان بخشی از قلمرو امریکا نوشت: «تنگه هرمز را نه با توییت می‌توان تصاحب کرد، نه با ناو هواپیمابر، نه با صدور فرمان و نه با سخنرانی انتخاباتی. ایران نه از تهدید می‌هراسد و نه با نمایش قدرت مرعوب می‌شود.»

 او یادآور شد تاکنون «شکست‌های راهبردی و سنگینی» نصیب طرف مقابل شده است و تاکید کرد: این تنگه تحت فرمان ایران بسته و باز خواهد شد. ایستادگی این پیام در برابر کارزار اقتصادی واشنگتن، فقط یک موضع رسمی نیست. تحلیلگران غربی نیز آن را چنین قرائت کرده‌اند. مارک گینزبرگ، سفیر پیشین امریکا و مشاور سیاست خاورمیانه در کاخ سفید به الجزیره گفت: کارزار کنونی دولت ترامپ علیه ایران یک «بازی اقتصادی مرغ» است که واشنگتن احتمالا در آن شکست خواهد خورد، چراکه تنگه هرمز کاملا وارد معادله شده و ایران نیز به‌طور کامل از ذخایر ارزی خارجی محروم است. او تاکید کرد که دولت امریکا هیچ نقشه‌ای برای پایان دادن ندارد و کارزار فعلی را «کارزارِ استقامتِ حماسی» خواند و در نهایت حدس زد دولت واشنگتن احتمالا پیش از تهران از مسیر عقب‌نشینی کند.

درس یک کلاس برای دنیا

آخرین لایه این گزارش، اعتبارسنجی بین‌المللی روایت تهران است. فرید زکریا، تحلیلگر سرشناس، جنگ علیه ایران را نمونه‌ای روشن از نحوه از دست رفتن اعتبار دانسته و می‌نویسد: عربستان سعودی و قطر تنها یک‌سال پیش از ترامپ تعهدات امنیتی دریافت کرده بودند، اما رفتار رییس‌جمهور امریکا سبب شده متحدان واشنگتن به دوام و اعتبار این تعهدات بدبین شوند. او به اظهارات مکرر ترامپ درباره نزدیک بودن توافق با ایران اشاره کرده و می‌نویسد: تا اواسط ژوئن، دست‌کم ۳۸ اظهارنظر از او ثبت شده که از نزدیک بودن توافق یا تمایل شدید تهران سخن گفته بود. از نگاه زکریا، تکرار چنین تناقض‌هایی سبب شده دولت‌های خارجی اظهارات ترامپ را ترکیبی از واقعیت و خیال تلقی کنند.

این قرائت، دقیقا همان جایی است که استدلال تهران و تحلیل‌های خارجی بر آن همپوشانی پیدا می‌کنند: آنچه اعتبار یک میانجی یا یک متحد را می‌سازد، سازگاری میان گفتار و رفتار است و آنچه یک ملت را در آزمون جنگ تاب‌آور می‌کند، نه شعار، بلکه انسجام ملی و پشتیبانی نهاد‌های دولتی از خط مقدم تصمیم‌گیری است.

 آنچه از مجموع این اخبار برمی‌آید، یک نقطه اشتراک روشن است: در منطقه جدیدی که پس از حمله اسفندماه شکل گرفته، تفاهم تنها بر پایه واقعیت میدان و پایبندی به متن تعریف می‌شود و هر اطوار رسانه‌ای که از آن منحرف شود، به ابزار بی‌اعتمادی تبدیل می‌شود. تهران با ایستادن بر روایت خاتمه جنگ نه آتش بس موقت، با پیشبرد نقشه ناوبری در گفت‌وگوی فنی با عمان و با پاسخ قاطع به ادعا‌های انتخاباتی ترامپ درباره تنگه، در حال تقویت هر دو ستون راهبرد خود است: از یک سو تاب‌آوری داخلی و انسجام ملی در برابر فشار و از سوی دیگر آمادگی برای تداوم تفاهمِ با میانجی‌های منطقه‌ای، مشروط به پایبندی عامل سومی که هنوز وزن واقعیت را نپذیرفته است.

پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار