
چهره و اندام، ارزانی شبکههای اجتماعی و بازارِ رقابتِ ظاهری شده، و ایران به یکی از پایتختهای بیچونوچرای جراحیهای زیبایی بدل گشته است.
به گزارش روز نو، موجِ پرخروشِ عمل بینی و بهویژه پیکرتراشی، تیغِ جراحان را هر روز بر تن صدها نفر کشیده و جامعهای را در جستوجوی «زیباییِ فوری» به حرکت درآورده. اما پشت این رونقِ پرهیجان، واقعیتهای تلخ پزشکی و آماری، زنگِ خطرِ بلندی به صدا درآورده است.
واقعیترین تهدید
قلبِ تپندهی نگرانیها، آنجا تند میشود که پای پیکرتراشی، لیپوساکشن و لیپوماتیک به میان میآید. این عمل که با وعدهی «فرمدهی سریع و بدنِ ایدهآل» به سرعت فراگیر شده، بالاترین آمار مرگومیر را در میان جراحیهای زیبایی کشور به نام خود ثبت کرده است. آمبولی چربی، آسیب به احشاء داخلی، خونریزی شدید و عفونتهای کشنده، قیمتِ گزافی است که برخی پرداخت کردهاند. گزارشها از مواردی حکایت دارند که چندین زن جوان در یک روز زیر تیغ این عمل جان باختهاند. نایب رئیس انجمن جراحان پلاستیک و زیبایی ایران نیز صراحتاً اعلام کرده: لیپوساکشن، صدرنشینِ مرگومیر در این حوزه است.
این عمل با حجم بالای چربیبرداری و ترکیب با عملهای دیگر (مانند ابدومینوپلاستی)، به واقعیترین تهدید تبدیل شده. تزریق ژل و فیلر نیز داستانِ خود را دارند؛ نکروز بافت، انسداد عروقی و عوارض پوستی جدی، خطرات نادری نیستند که بتوان از کنارشان به سادگی گذشت. در حالی که جراحی بینی همچنان پادشاهِ عملهای زیبایی است و عوارضش بیشتر به نتیجهی ظاهری و مشکلات تنفسی محدود میشود، پیکرتراشی به دلیل ماهیت تهاجمی و تقاضای گسترده، صدرِ لیست خطرناکترین مدهای جاری را اشغال کرده است.
ایران در رتبهبندی جهانی؛ افتخار یا هشدار؟
آمار، داستانِ جالبی روایت میکند. ایران در جراحی بینی، رتبهی اول یا صدر جدول جهانی را در اختیار دارد، اما در حوزهی بدن و پیکرتراشی نیز با جهش قابل توجه به جمع ده کشور برتر پیوسته است. رتبهی کلی جراحیهای زیبایی کشور بین ۱۲ تا ۲۰ جهان در نوسان است و به نسبت جمعیت، تقریباً دو برابر میانگین جهانی عمل انجام میدهیم. صدها هزار عمل در سال، رقمی است که هم مهارت جراحان ایرانی را نشان میدهد و هم عمقِ تقاضای اجتماعی را.
اما همین رتبهها، زنگِ خطری بلندند. «سونامی جراحیهای زیبایی» که کارشناسان از آن سخن میگویند، نه فقط چهرهها را تغییر داده، بلکه هویت، سلامت و حتی استانداردهای زیبایی را زیر سؤال برده است. پیکرتراشی به عنوان خطرناکترین مد جاری، دعوتی است به تأمل جمعی.
چرا پیکرتراشی اینقدر خطرناک است؟
متخصصان داخلی و بینالمللی بر چند عامل کلیدی تأکید دارند: حجم بالای برداشت چربی که میتواند منجر به شوک، اختلال در تعادل مایعات بدن و آمبولی شود؛ انجام عمل توسط افراد غیرفوقتخصص یا در مراکز فاقد تجهیزات کافی؛ و ترکیب چندین عمل در یک جلسه که زمان جراحی را طولانی کرده و ریسک را چند برابر میکند. بابک نیکومرام، رئیس انجمن جراحان پلاستیک و زیبایی ایران، بارها از «تحریف چهره اصیل ایرانی» و خطرات سلامت در پی این موج گسترده سخن گفته و نسبت به استانداردهای تحمیلی غربی هشدار داده است.
در سطح بینالمللی نیز، انجمن جراحان پلاستیک جهان (ISAPS) و متخصصانی در آمریکا و اروپا، لیپوساکشن با حجم بالا را یکی از پرریسکترین عملها میدانند و بر لزوم رعایت حد ایمن برداشت چربی (معمولاً کمتر از ۵ لیتر در یک جلسه) و انجام در محیط بیمارستان مجهز تأکید دارند. برخی گزارشها از شگفتی رسانههای خارجی نسبت به حجم عظیم جراحیهای زیبایی در ایران — بهویژه پیکرتراشی — حکایت دارند و آن را «پدیدهای اجتماعی-فرهنگی» توصیف کردهاند که سرعت رشدش در جهان کمنظیر است، هرچند با هشدار نسبت به عوارض و مرگومیرهای ثبتشده. بر اساس اظهارات نایب رئیس انجمن جراحان پلاستیک و زیبایی ایران، در سال ۱۴۰۲ در هر ماه به طور میانگین، دو تا چهار نفر، در این عمل جراحی به کام مرگ رفتهاند.
مجسمهسازی از خود به هر قیمت
ایران امروز مانند مجسمهسازی ماهر است که با تیغ، بر تن جامعه نقش میزند. این هنر، وقتی با علم و دقت همراه باشد، شگفتی میآفریند؛ اما وقتی تحت فشار تبلیغات، مدِ روز و عجلهی اجتماعی قرار گیرد، به تیغی تبدیل میشود که گاهی جان را میگیرد. انتخاب با خودِ ماست. تیغ را به دستِ ماهر بسپاریم یا در بازارِ هیجان، قمار کنیم؟ حقیقت ما چیزی فراتر از این حرف هاست.