فارس به سردار و غندیپور: از نیمار یاد بگیرید!
فارس: ویدئوی اشک ریختن نیمار پس از دعوت به تیم ملی برزیل میلیونها بار دیده شده. قهرمان لیگ قهرمانان، لالیگا و یکی از ضلعهای مثلث طلایی MSN (مسی، سوارز، نیمار) وقتی نامش را از زبان آنچلوتی، سرمربی برزیل میشنود، اختیار از کف میدهد.

تصاویر مشابه از سایر بازیکنان برزیل نیز در میان مخاطبان فوتبالی زیاد دستبهدست شده. گویی همۀ آنها فارغ از سن و سالی که دارند و افتخاراتی که کسب کردهاند، یک آرزو دارند: پوشیدن پیراهن تیم ملی کشورشان.
بازیکنانی که ارزش واقعی پیراهن ملیشان را میدانند. اینکه نمایندۀ یک ملت در رویداد جهانیبودن چه حس و افتخاری دارد.
بازیکنانی که برخیشان جزو متمولترین بازیکنان دنیا و حتماً در زمرۀ پولدارترین شهروندان برزیلیاند، برای یک دعوت اشک از چشمانشان جاری میشود. احساس حب به وطن.
نام سردار آزمون و رضا غندیپور در فهرست ۳۰ نفرۀ ایران در جام جهانی نبود. یکی صفحۀ تیم ملی را در اینستاگرام آنفالو کرد و دیگری که تازهوارد ۲۰ سالگی شده در استوری به انتخابهای قلعهنویی کنایه زد. (هر چند که آزمون ۸۲ روز پس از حمله به ایران در پستی سعی کرد اشتباهش در استوری عکسی از حاکمان اماراتی را جبران کند.)
دو واکنش متفاوت، دو نگاه متفاوت به پیراهن ملی
نیمار اشک میریزد چون میداند پیراهن برزیل از او بزرگتر است. برخی اما فکر میکنند پیراهن تیم ملی بدون آنها ناقص است.
در برزیل، آرژانتین، آلمان و فرانسه، بازیکنان میدانند که تیم ملی متعلق به آنها نیست؛ آنها به تیم ملی تعلق دارند. پیراهن ملی میراث نسلهاست. پله، گارینشا، رونالدو، رونالدینیو و ریوالدو آن را پوشیدهاند. نیمار فقط امانتدار این افتخار است، نه مالک آن.
چون این لباس نماد یک ملت است، نه یک فرد. این لباس تاریخ دارد، هویت دارد، بار عاطفی میلیونها هوادار را بر دوش میکشد.
وقتی نامت در فهرست تیم ملی نیست، حق داری ناراحت باشی. حق داری گریه کنی. اما حق نداری به این پیراهن بیاحترامی کنی. چون فردا که تو نیستی، این پیراهن همچنان خواهد بود. نسلهای دیگر آن را خواهند پوشید و برای آن افتخار خواهند کرد.
پیراهن ملی به کسی منت نمیگذارد. پوشیدن آن، منتی است بر دوش هر بازیکن.
نیمار این را میداند. برخی دیگر هنوز نه.