این بخش خاورمیانه اکنون داغترین نقطه جهان است
برترینها: فضای مجازی عربی اخیرا مملو از شایعاتی شده مبنی بر اینکه شارجه ممکن است به زودی جدایی خود را از امارات متحده عربی اعلام کند.

این به چه معناست؟
امارات متحده عربی، اتحادیهای از هفت امارت است: ابوظبی، دبی، شارجه، عجمان، امالقوین، رأسالخیمه و فجیره.
پس از خروج بریتانیا از منطقه، این شیخنشینهای ساحلی در سال ۱۹۷۱ تصمیم به تشکیل یک فدراسیون گرفتند و "امارات متحده عربی" به وجود آمد.
پس واقعاً چه کسی بر امارات حکومت میکند؟
امارات توسط شورای عالی اتحاد اداره میشود. این شورا از حاکمان هر هفت امارت تشکیل شده است.
حاکم ابوظبی به عنوان رئیس امارات و حاکم دبی به عنوان معاون رئیسجمهور و نخستوزیر خدمت میکند.
در حالی که حاکمان این هفت ایالت در داخل امارت خود دارای اختیار مطلق هستند، در مسائل فدرال مانند سیاست خارجی و دفاع با یکدیگر همکاری میکنند.
بر اساس گزارشهای ادعایی در شبکههای اجتماعی عربی، شیخ محمد بن سلطان قاسمی، حاکم شارجه که بسیار محافظهکار است و روابط نزدیکی با پادشاهان عربستان دارد، از سیاست خارجی امارات ناراضی است.
ادعا شده که خانواده حاکم شارجه به شدت در برابر نفوذ اسرائیل در امارات مقاومت میکنند و آن را خیانت به بنیانگذاران امارات میدانند که به شدت با اسرائیل مخالف و حامی فلسطین بودند.
در همین خصوص پلیمارکت، وبسایت معروف، روی اعلام جدایی شارجه از امارات امکان شرطبندی فراهم کرد.

واکنش مقامات اماراتی
انتشار توئیتی از شیخ محمد بنراشد، حاکم دبی نشان میدهد نگرانی شدید حاکمان امارات از تجزیه سرزمینی آشکار است. شیخ محمد نوشت: زندگی به من آموخت که مسئولیت، امانت است.
در ادامه توییت مذکور آمده است: «مسئولی که تنها همت و دغدغهاش موفقیت شخصی خودش باشد، امین نیست. مسئولی که برای موفقیت سایر مسئولان در کشور تلاشی نمیکند، امین نیست. خودخواهی در موفقیت در عرصهٔ کار عمومی، خیانت به امانت است؛ زیرا کشور تجزیهناپذیر است. مسئولیت یعنی اینکه دغدغهٔ کل کشور را به دوش بکشی... تمام کشور را... تا خودت به دغدغهای برای آن تبدیل نشوی.»
آرش رئیسینژاد، استاد دانشگاه در این باره نوشت: «توییت محمد بن راشد، حاکم دبی، و اشاره به جملهی «وطن تجزیهناپذیر است» صرفاً یک گزاره اخلاقی نیست، بلکه یک سیگنال سیاسی است. این تأکید بر تجزیهناپذیری، نشاندهنده نگرانی درباره انسجام درونی امارات متحده عربی است و به شکافهای در حال شکلگیری میان امیرنشینهای امارات یا جهتگیریهای متفاوت سیاستی اشاره دارد.

این مسئله از یک بحران ژرفتر پس از جنگ با ایران حکایت میکند؛ بحرانی که صرفاً اقتصادی نیست، بلکه به حکمرانی و انسجام نخبگان نیز مربوط میشود.
این وضعیت احتمالاً با خروج امارات از اوپک، رقابت با عربستان سعودی، و درهمتنیدگی فزاینده ابوظبی با اسرائیل مرتبط است؛ روندهایی که میتوانند فراتر از امارات سرریز شده و تنشها در شورای همکاری خلیج فارس (GCC) را تشدید کنند.
وقتی یک رهبر بر «تجزیهناپذیر بودن وطن» تأکید میکند، معمولاً به این معناست که خطر واگرایی دیگر فرضی نیست، بلکه در حال شکلگیری است.
اینبار، چه بسا، به نظر میرسد کرانه جنوبی خلیج فارس در آستانه دگرگونیها و تحولات مهمی قرار گرفته است!»
در واکنش به این اخبار، جواهر القاسمی، همسر حاکم شارجه، با رد قاطع این شایعات اعلام کرد که چنین ادعاهایی «کاملاً بیاساس» است.
او تأکید کرد که شارجه به جایگاه خود در چارچوب امارات متحده عربی پایبند است و هیچگونه اختلافی با ابوظبی وجود ندارد.