به روز شده در: ۰۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۱۰
کد خبر: ۷۴۶۸۲۶
تاریخ انتشار: ۲۱:۵۰ - ۰۹ ارديبهشت ۱۴۰۵

زندگی برزخی تهرانی‌ها در شرایط «نه جنگ، نه صلح»

روزنو :ساکنان تهران میان ترس از آغاز دوباره جنگ و امید به برقراری یک آتش‌بس پایدار گرفتار شده‌ و هر روز با نوعی بی‌ثباتی روانی و اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند

فرارو: با وجود آتش‌بس شکننده ایران و آمریکا، زندگی روزمره در مناطق تجاری تهران ظاهری عادی دارد اما در پس این ظاهر، نگرانی عمیقی از احتمال بازگشت درگیری‌ها در جریان است.

0

به نقل از الجزیره؛  در شرق تهران، سجاد، جوانی بیست ساله روبه‌روی تلی از آهن‌های خم‌شده و بتن‌های فرو ریخته ایستاده. جایی که زمانی خانه پدری‌اش بود. این خرابه‌ها از روز بمباران تا امروز همان‌طور رها شده‌اند. با صدایی پر از اندوه می‌پرسد: «واقعا چه کسی قرار است همه این‌ها را دوباره بسازد؟»

حس ناامیدی او، حال‌وهوای معلق بسیاری در تهران را بازتاب می‌دهد. آتش‌بس فعلا حملات هوایی را متوقف کرده و هم‌زمان، مذاکراتی با میانجی‌گری پاکستان جریان دارد که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران را در روزهای اخیر به اسلام‌آباد، مسقط و مسکو کشانده است.

با این همه، در خیابان‌های تهران، قطع شدن بمباران هنوز به بازگشت صلح منجر نشده است.

همچنین در نقاط مختلف شهر، روند بازسازی چهره‌ای ناهمگون دارد؛ کارگران با عجله مشغول مرمت ساختمان‌هایی هستند که آسیب جزئی دیده‌اند -ترمیم دیوارهای ترک‌خورده و تعویض شیشه‌های شکسته- اما ساختمان‌هایی که کاملا ویران شده‌اند، همچنان کار دارند؛ گویی زمان در آن‌ها متوقف شده است. محمد، معمار ۳۹ ساله، می‌گوید هزینه ساخت‌وساز در ماه‌های اخیر چند برابر شده است.

پیامدهای جنگ ارزش پول ملی را بیش از پیش کاهش داده و آسیب به صنعت فولاد داخلی هم قیمت مصالح را بالا برده؛ این در حالی است که اقتصاد کشور حتی پیش از جنگ هم زیر فشار سال‌ها تحریم بود.

با این حال، مشکل فقط پول نیست. ترس‌های عمیق امنیتی و روانی مانع بزرگ‌تری به حساب می‌آیند. سجاد می‌گوید: «اگر فردا جنگ شروع شود، ممکن است هر چیزی که بسازیم دوباره هدف قرار گیرد.»

برای مریم ۵۲ ساله، بحران مسکن به مسئله‌ای فوری تبدیل شده است. خانه‌اش در نزدیکی بیت رهبری در همان موج اول حملات نابود شد. او ابتدا در هتلی با هزینه دولت اسکان داده شد اما بالاخره باید به خانه خودش برود. به گفته خودش، وامی که برای اجاره وعده داده‌اند، به‌هیچ‌وجه کافی نیست. او می‌گوید: «نمی‌دانم چطور باید در یک آپارتمان کوچک زندگی کنیم؛ جایی که نه یادآور گذشته ماست و نه با نیازهایمان جور درمی‌آید.»

در محله نواب صفوی در غرب تهران نیز خیابان‌ها شلوغ و بازارها نسبتا پرجنب‌وجوشند؛ مردم در تلاشند عقب‌ماندگی روزهای جنگ را جبران کنند.

سیاست خودکفایی دولت باعث شده کالاهای اساسی در فروشگاه‌ها پیدا شود اما قیمت‌ها -به‌ویژه برای اقلامی مثل گوشت و دارو- مدام در حال نوسان است. با این حال، زیرِ این ظاهر نسبتا عادی، اقتصاد در حال لرزیدن است.

اشکبوس، کارمند ۴۳ ساله وزارت بهداشت می‌گوید کنترل قیمت‌ها و سیاست‌های خودکفایی جلوی کمبود گسترده مواد غذایی را گرفته؛ اما نوسان روزانه قیمت‌ها -از لوازم الکترونیکی گرفته تا دارو و مصالح ساختمانی- فشار سنگینی به خانواده‌های کم‌درآمد وارد کرده. همچنین محاصره دریایی آمریکا در بنادر جنوبی، زنجیره تامین را تحت فشار گذاشته است.

دولت تلاش می‌کند با مسیرهای زمینی از کشورهای همسایه و استفاده از «ناوگان سایه» در خلیج فارس این محدودیت‌ها را دور بزند اما برای بازرگانان، کار هر روز پیچیده‌تر می‌شود. فریدون، تاجر ۷۱ ساله می‌گوید «تغییر مسیر محموله‌ها برنامه‌های تحویل را به‌هم ریخته و هزینه‌ها را چند برابر کرده. به‌طوری که بسیاری از مشتریان ناچار شده‌اند به کالاهای ارزان‌تر و بی‌کیفیت‌تر داخلی روی بیاورند.

او می‌پرسد: «چطور می‌شود سفارش یک کانتینر کالا داد وقتی نمی‌دانیم فردا جنگ می‌شود یا محاصره شدیدتر خواهد شد؟» به گفته او، خیلی از کسب‌وکارها ترجیح داده‌اند فعلا کارشان را متوقف کنند.

اسرا، زن ۴۷ ساله‌ای که در همین بازارهای شلوغ اما پراضطراب رفت‌وآمد می‌کند، حس بی‌ثباتی را این‌طور توصیف می‌کند: «انگار واقعا بین دو دیوار گیر کرده‌ام -یک طرف ترس از شروع دوباره جنگ و طرف دیگر امید به صلح از راه سیاست- چیزی که الان تجربه می‌کنیم، نه جنگ است و نه صلح؛ نوعی فرسایش روانی و اقتصادی است.»

تصویر روز
خبر های روز