بادامچیان از ماجرای مذاکره شمر و حضرت عباس چه گفت؟

با آغاز دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا، بار دیگر پرسشهایی پیرامون چشم انداز این مذاکرات، آینده روابط دو کشور، امتیازات طرفین و ... به میان میآید. طیفهای سیاسی، از موافقان سرسخت مذاکره تا مخالفان جدی آن از زاویه خاص خود تاکنون درباره این مذاکرات موضعگیری کردهاند.
به گزارش روز نو در این میان بررسی دیدگاههای برخی چهرههای جریان محافظه کار (راست سنتی) میتواند دستکم منعکس کننده بخش مهمی از حاکمیت در خصوص مذاکره باشد.
اسدالله بادامچیان، دبیرکل سابق و رییس شورای مرکزی فعلی حزب مؤتلفه اسلامی درباره چشم انداز مذاکرات اظهارنظر کرد و گفت: نسبت به موضوع مذاکره چند بحث مطرح است؛ یک بحث این است که آیا اساساً مذاکره باید انجام شود یا خیر؟ بحث بر سر این است که اصلِ مذاکره اصالت ذاتی ندارد، بلکه مذاکره بسته به محتوا، طرفین و نتایج آن ارزیابی میشود. حتی در عاشورا نیز حضرت ابوالفضل (ع) به دستور اباعبدالله (ع) با شمر مذاکره کردند و حتی مهلتی یکشبه برای عبادت میگیرند.
اما از طرف دیگر، گاهی اوقات مذاکره صورت تسلیم به خود میگیرد. در این شرایط دیگر نام آن مذاکره نیست، بلکه تسلیم است. زمانی که آمریکاییها در جنگ جهانی دوم در ژاپن پیروز شدند، آن مذاکرهای که با امپراتور ژاپن انجام دادند، مذاکره نبود. ژنرال مکآرتور آمد و امپراتور را که در آنجا جنبه الهی و تقدسی داشت و نباید در جلسات حاضر میشد، وادار کردند که حتماً بیاید و در آنجا بایستد و در مراسم امضای قراردادی که با ژاپن میبستند، حضور داشته باشد. این مذاکره نبود، این تسلیم بود. مسئله بعدی این است که گاهی مذاکره ابزار تسلیم میشود، یعنی خودش تسلیم نیست، اما مقدمه آن است؛ پس این مورد هم تفاوت دارد.
بحث بر سر این است که مذاکره میان چه کسانی و چرا انجام میشود. زمانی است که آمریکا مذاکرهای را میخواهد که نتیجهاش سلطه آمریکا باشد؛ در آنجا هم نه عقلانی و نه علمی است که انسان وارد چنین مذاکرهای شود. اما زمانی که نه تسلیم و نه در کار نباشد، و هدف دو طرف بیان دیدگاههایشان برای رسیدن به یک توافق یا تفاهم باشد موضوع فرق میکند؛ بنابراین در مسئله مذاکره نباید مطلقنگری کنیم که ذاتاً مثبت است یا منفی؛ خیر، مذاکره هم یکی از رویدادهای سیاسی است که گاه مثبت و گاه منفی است و بستگی به اهداف، نگرش، نتیجه و طرفین مذاکره دارد.