به روز شده در: ۲۳ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۰
کد خبر: ۷۶۶۲۲۴
تاریخ انتشار: ۱۴:۲۱ - ۲۳ شهريور ۱۴۰۵

پشت ویترین رشد بیمه کارآفرین چه خبر است؟

روزنو :رشد اعداد همیشه نشانه رشد یک شرکت نیست. گاهی پشت افزایش حق‌بیمه و بزرگ‌تر شدن ترازنامه، پرسش‌هایی پنهان می‌ماند که اتفاقاً مهم‌تر از خود اعدادند: چه کسی تصمیم می‌گیرد؟ چه کسی پاسخگوست؟ و در نهایت، هزینه اختلافات مدیریتی را چه کسی می‌پردازد؟

پشت ویترین رشد بیمه کارآفرین چه خبر است؟

رشد اعداد همیشه نشانه رشد یک شرکت نیست. گاهی پشت افزایش حق‌بیمه و بزرگ‌تر شدن ترازنامه، پرسش‌هایی پنهان می‌ماند که اتفاقاً مهم‌تر از خود اعدادند: چه کسی تصمیم می‌گیرد؟ چه کسی پاسخگوست؟ و در نهایت، هزینه اختلافات مدیریتی را چه کسی می‌پردازد؟

به گزارش خبرنگار روزنو، بیمه کارآفرین امروز در نقطه‌ای ایستاده که دیگر نمی‌توان مسائل آن را صرفاً با ادبیات «رشد»، «تحول» و «پوست‌اندازی» توضیح داد.

شرکتی که از سال‌های ابتدایی فعالیت فاصله گرفته و به مجموعه‌ای با حجم قابل توجهی از عملیات و ذی‌نفعان تبدیل شده، حالا با یک سؤال جدی روبه‌روست: آیا ساختار حکمرانی شرکت نیز به اندازه اعداد و اندازه کسب‌وکارش رشد کرده است؟

این پرسش زمانی جدی‌تر می‌شود که اختلاف میان برخی سهامداران و مدیران، از یک اختلاف درون‌سازمانی فراتر می‌رود و به موضوعی تبدیل می‌شود که می‌تواند بر آینده شرکت اثر بگذارد.

رشد کردیم؛ اما چقدر؟

در سال‌های گذشته، افزایش قابل توجه حق‌بیمه تولیدی بیمه کارآفرین به‌عنوان یکی از نشانه‌های عملکرد مثبت شرکت مطرح شده است. برای مثال، در گزارش حق‌بیمه‌های زندگی شرکت از حدود ۵۱۴ میلیارد تومان در سال ۱۳۹۷ به حدود ۴.۷ همت رسیده است. 

اما یک سؤال ساده نباید قربانی هیجان این اعداد شود:

این رشد چقدر «رشد واقعی» بوده و چقدر محصول تورم و افزایش اسمی قیمت‌هاست؟

وقتی اقتصاد کشور در سال‌های مورد اشاره تورم‌های سنگین را تجربه کرده، صرف چند برابر شدن رقم حق‌بیمه نمی‌تواند به‌تنهایی سند موفقیت یک مدیریت باشد.

اگر قرار است از عملکرد مدیریت دفاع شود، باید اعداد بیشتری روی میز بیاید:

سود واقعی چقدر افزایش یافته؟
کیفیت پرتفوی چه تغییری کرده؟
نسبت خسارت چه مسیری داشته؟
سهم بازار چطور تغییر کرده؟
توانگری مالی چه وضعیتی دارد؟
بازده سرمایه‌گذاری‌ها چقدر بوده؟
و مهم‌تر از همه، رشد شرکت چه اثری بر ارزش واقعی سهامداران گذاشته است؟

بدون پاسخ به این پرسش‌ها، «رشد» بیشتر یک تیتر جذاب است تا یک نتیجه قطعی.

حرفه‌ای‌سازی یا فاصله گرفتن از سهامدار؟

یکی از محورهای اصلی اختلافات را می‌توان در مرز میان مالکیت و مدیریت جست‌وجو کرد.

اصل تفکیک مالکیت از مدیریت، در حاکمیت شرکتی مدرن نه‌تنها پذیرفته شده، بلکه ضروری است. اما یک سوءتفاهم خطرناک وجود دارد:

مدیریت حرفه‌ای به معنای مدیریت غیرپاسخگو نیست.

مدیر حرفه‌ای باید از دخالت‌های روزمره سهامداران مستقل باشد، اما در برابر عملکرد خود نیز پاسخگو بماند.

اگر سهامدار نتواند درباره عملکرد مدیر سؤال کند، این دیگر استقلال مدیریتی نیست؛ می‌تواند به ضعف حاکمیت شرکتی تبدیل شود.

از سوی دیگر، اگر سهامدار بخواهد صرفاً به دلیل مالکیت، در تمام جزئیات اجرایی شرکت مداخله کند، مدیریت حرفه‌ای عملاً بی‌معنا خواهد شد.

بنابراین دعوا بر سر اینکه «سهامدار حق دارد یا مدیر؟» اساساً صورت مسئله را ساده می‌کند.

مسئله واقعی این است:

آیا بیمه کارآفرین سازوکاری دارد که هم استقلال مدیر را حفظ کند و هم او را در برابر سهامدار و سایر ذی‌نفعان پاسخگو نگه دارد؟

وقتی اختلاف داخلی به هزینه عمومی تبدیل می‌شود

اختلاف سهامداران در هر شرکتی ممکن است رخ دهد. اما در صنعت بیمه، مسئله حساس‌تر است.

یک شرکت بیمه با اعتماد مردم کار می‌کند. بیمه‌گذار امروز حق‌بیمه پرداخت می‌کند تا شاید سال‌ها بعد از تعهد شرکت استفاده کند. بنابراین ثبات مدیریتی و اعتبار شرکت، بخشی از دارایی واقعی آن است.

به همین دلیل، هرچه اختلافات داخلی طولانی‌تر و علنی‌تر شود، یک نگرانی منطقی شکل می‌گیرد:

آیا منافع کوتاه‌مدت گروه‌های مختلف، در حال تبدیل شدن به هزینه‌ای برای خود شرکت نیست؟

اگر پاسخ مثبت باشد، دیگر نمی‌توان این ماجرا را صرفاً یک اختلاف بین چند سهامدار یا مدیر تلقی کرد.

در اینجا پای منافع بیمه‌گذاران، کارکنان، نمایندگان و حتی اعتبار برند شرکت به میان می‌آید.

مدیران هم باید پاسخ بدهند

در این میان، یک نکته را نباید فراموش کرد.

نقد سهامداران لزوماً به معنای درست بودن تمام ادعاهای آنان نیست؛ همان‌طور که دفاع مدیران از عملکرد خود نیز به معنای بی‌نیازی آنان از پاسخگویی نیست.

اگر عملکرد مدیریت موفق بوده، چرا نباید شاخص‌های آن شفاف و قابل ارزیابی باشد؟

اگر تصمیمات مدیریتی درست بوده، چرا نباید نتایج آن در صورت‌های مالی و شاخص‌های عملیاتی دیده شود؟

و اگر انتقادهای مطرح‌شده نادرست است، چرا پاسخ شرکت نباید بر مبنای داده و سند باشد، نه صرفاً روایت؟

دوران قضاوت با شعارهای مدیریتی گذشته است.

امروز سهامدار و افکار عمومی حق دارند بدانند پشت واژه‌هایی مانند «تحول»، «حرفه‌ای‌سازی» و «رشد»، چه عملکرد قابل اندازه‌گیری‌ای قرار دارد.

سهامدار هم مصون از نقد نیست

البته طرف دیگر ماجرا نیز نیازمند نقد است.

مالکیت سهام، چک سفیدامضا برای دخالت در مدیریت نیست.

اگر سهامداران معتقدند مدیریت فعلی عملکرد مناسبی ندارد، راه‌حل باید از مسیر سازوکارهای قانونی و حاکمیت شرکتی دنبال شود، نه فشارهای غیررسمی یا تبدیل اختلافات داخلی به جنگ رسانه‌ای.

شرکت بیمه محل تسویه‌حساب نیست.

هیچ سهامداری آن‌قدر بزرگ نیست که منافع شرکت را نادیده بگیرد و هیچ مدیری هم آن‌قدر مستقل نیست که از پاسخگویی معاف باشد.

مسئله اصلی شاید چیز دیگری باشد

آنچه در مورد بیمه کارآفرین اهمیت دارد، فقط این نیست که چه کسی مدیرعامل باشد یا کدام گروه سهامدار نفوذ بیشتری داشته باشد.

مسئله عمیق‌تر است:

آیا شرکت توانسته از مرحله «افراد» عبور کند و به مرحله «نهاد» برسد؟

شرکتی که آینده‌اش به روابط میان چند فرد گره بخورد، هرچقدر هم رشد کند، همچنان آسیب‌پذیر است.

اما شرکتی که تصمیم‌گیری در آن بر اساس مقررات، شفافیت، داده، پاسخگویی و سازوکارهای روشن انجام شود، حتی در صورت تغییر مدیران و سهامداران نیز می‌تواند مسیر خود را ادامه دهد.

یک سؤال بی‌پاسخ

شاید مهم‌ترین پرسش درباره بیمه کارآفرین همین باشد:

اگر امروز تمام افراد اصلی درگیر اختلافات کنار بروند، آیا ساختار شرکت آن‌قدر قدرتمند و شفاف هست که بدون آنها نیز به‌درستی کار کند؟

اگر پاسخ مثبت است، باید این ساختار را به سهامداران و بازار نشان داد.

اگر پاسخ منفی است، شاید وقت آن رسیده باشد که به‌جای جنگ بر سر افراد، درباره اصلاح ساختار صحبت کنیم.

بیمه کارآفرین اکنون بیش از هر چیز به شفافیت نیاز دارد؛ شفافیتی که مشخص کند رشد شرکت حاصل چه عواملی بوده، تصمیم‌های کلیدی چگونه گرفته شده، عملکرد مدیریت با چه شاخص‌هایی سنجیده می‌شود و اختلافات سهامداری چگونه قرار است بدون آسیب به شرکت حل شود.

در نهایت، نه تعداد تیترهای مثبت و نه شدت انتقادهای رسانه‌ای تعیین‌کننده نخواهد بود.

کارنامه واقعی شرکت در صورت‌های مالی، کیفیت پرتفوی، سودآوری، توانگری، رضایت بیمه‌گذاران و ارزش‌آفرینی برای سهامداران نوشته می‌شود.

و شاید اکنون زمان آن رسیده باشد که بیمه کارآفرین به جای توضیح اینکه «چه کسی مقصر است»، پاسخ دهد:

چه چیزی قرار است از این اختلافات یاد بگیریم و برای جلوگیری از تکرار آن چه تغییری در ساختار حکمرانی شرکت ایجاد خواهد شد؟

این همان سؤالی است که پاسخ آن، آینده بیمه کارآفرین را بیش از هر جابه‌جایی مدیریتی دیگری تعیین خواهد کرد.

تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار