
سفر مسعود پزشکیان به اجلاس شانگهای با حاشیههایی روبهرو بود؛ از جمله دیدار کوتاه و ایستاده او و شی جینپینگ، رئیسجمهور چین.
به گزارش روز نو این دیدار کوتاه و غیررسمی باعث شد تا برخی رسانهها مدعی شوند که چین در مقطع کنونی نمیخواهد خود را نزدیک به ایران نشان دهد و به همین دلیل رئیسجمهور این کشور دیدار دو جانبه با پزشکیان نداشته است.
به موازات این موضوع حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی نیز گفت که چین شروطی را برای سفر قالیباف به عنوان نماینده ویژه ایران در امور چین مطرح کرده است، از جمله: «۱-باز کردن تنگه توسط ایران ۲-دریافت نکردن هیچگونه عوارضی ۳-پایان دادن به اختلافات خود با عربستان ۴-پایان دادن به اختلافات خود با آمریکا» البته این ادعا با تکذیب دفتر قالیباف مواجه شد، اما همین ادعا کافی بود تا برخی تحلیلها به این سمت برود که برگزار نشدن دیدار دوجانبه میان پزشکیان و شی نشاندهنده سردی روابط دو کشور دارد.
روایت عباس موسوی از آنچه در شانگهای گذشت
این ابهامها باعث شد که سیدعباس موسوی، سرپرست معاونت سیاسی دفتر رئیسجمهور، بگوید: «دیدارهای حاشیهای دیدارهایی است که باید درباره آنها دوجانبه تصمیم گرفت.
چین کشور مهمی است و نگاه ایران هم نگاه به شرق است. چین به ما اعلام کرد به دلیل سفر آقای شی به مصر، ایشان باید سریعتر محل اجلاس را ترک کنند و همینطور هم شد و دقایقی پس از سخنرانی در اجلاسیه، رئیسجمهور چین قرقیزستان را ترک کرد.
با این حال، هیئت ایرانی تمهیداتی اندیشید که در حاشیه اجلاسیه دیداری بین رؤسای جمهور دو کشور صورت بگیرد. این عدم دیدار به معنای اختلاف بین ایران و چین نیست و دو کشور بر سر مواضع قبلیشان هستند».
روایت خاندوزی از دیدارهای رئیسجمهور چین
احسان خاندوزی، وزیر اقتصاد دولت سیزدهم، نیز به تازگی در مطلبی نوشته است: «جالب آنکه در کمتر از ۲۴ ساعت، در بین کشورهای G ۲۰، چین تنها کشوری بود که بیانیه اجلاس وزرای اقتصادی را که بندی از آن علیه مدیریت ایران بر تنگه هرمز است را تایید و امضا نکرد.
البته آن بیانیه در مقابل تمام اقتصادهای درحال ظهور و به نوعی تجارت آزاد بود. در شش ماه گذشته این تنها حمایت چین از ایران نبوده، چندی قبل در میانه جنگ چین به شرکتهای خریدار نفت ابلاغ کرده بود از تحریمهای آمریکا پیروی نکنند.
قبلتر از آن هم از حق وتوی خود در شورای امنیت سازمان ملل به نفع کشور ما استفاده کرده بود. قبلتر از آن هم بهرغم تحریم قدرت اول، سالها بزرگترین خریدار نفت تو بود و دهها شاهد دیگر».
او ادامه داد: «این حاشیهها در حالی بیان میشود که رئیس جمهور چین، همان روزی که با مقامات ترکیه و قطر و ... هم ملاقات اختصاصی نداده بود با رئیسجمهوری اسلامی ایران هم ملاقات نداشت، آیا این بهانه برای تخطئه رابطه با چین است؟ آیا اینکه مقام ایرانی در جمع شانگهای (که ماهیتا بلوک مقابل قدرت اول دنیاست) اظهار میکند که اگر آن قدرت اول و متجاوز برگردد، ایران هم به رابطه باز میگردد، بدترین پیام به بلوک مقابل آمریکا نیست؟ آیا صحن شانگهای جای فرستادن پیام به آمریکاست یا نشان دادن اتحاد ضد امپریالیستی شرق است؟ آیا همین علامتهای خودی، بهترین عامل برای مایوس کردن قدرت دوم و سایر شرکای راهبردی ایران به شمار نمیرود؟»
دیدار با پوتین و مقامات مغولستان و قرقیزستان
البته برخلاف آنچه خاندوزی میگوید آن طور نبوده است که رئیسجمهور چین هیچ دیدار دوجانبهای نداشته باشد و او با پوتین، رئیسجمهور روسیه، و رؤسای جمهور مغولستان و قرقیزستان دیدار داشته است، اما آن روایت هم که دیدار کوتاه رئیسجمهور چین با پزشکیان به معنای سردی روابط دو کشور است، دقیق نیست، زیرا چین به تازگی در موضعی بسیار مهم بعد از اعلام جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران، مطرح کرد که تحریمهای آمریکا را به رسمیت نمیشناند.
موضع وزارت بازرگانی چین درباره تحریمهای آمریکا
چند روز پیش بود که وزارت بازرگانی چین در واکنش به تحریمهای آمریکا علیه ایران، از واشنگتن خواست فورا رویههای نادرست خود را اصلاح کند. شبکه خبری المیادین نیز اعلام کرد که این وزارتخانه از دولت آمریکا خواست تحریمهایی را که علیه شرکتها و شهروندان چینی اعمال کرده، لغو کند. پیش از این نیز چین هشدار داده بود که گسترش تحریمهای آمریکا علیه نهادها و افراد مرتبط با ایران، از جمله برخی از ساکنان چین نباید همکاری این کشور با تهران را مختل یا تضعیف کند.
موضع وزارت خارجه چین در حمایت از ایران
«لین جیان» سخنگوی وزارت خارجه چین در این رابطه تاکید کرد: همکاریها میان چین و ایران مطابق قوانین بینالمللی است و پکن در مواجهه با این تحریمها «قاطعانه از منافع خود دفاع خواهد کرد». این اظهارات پس از آن منتشر شد که وزارت خزانهداری آمریکا در اوت گذشته، به عنوان بخشی از تلاشهای واشنگتن برای تشدید حلقه اقتصادی اطراف تهران و تهدید کشورهایی که همچنان از آن حمایت میکنند، تحریمهایی را علیه نزدیک به ۶۰ نهاد مرتبط با ایران از جمله چندین نهاد در چین اعلام کرد.
هوانگ لینگ، دیگر سخنگوی وزارت بازرگانی چین در پاسخ به سوالی درباره سخنان اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، درمورد پکن گفت: «این سخنان صرفا پوششی برای حمایت و بهانهای برای اعمال فشار و محدود کردن چین است».
سخنگوی وزارت بازرگانی چین در ادامه نیز مطرح کرد: «این امر تنها به نظم تجاری و اقتصادی جهانی آسیب میرساند و توسعه سالم اقتصاد جهانی را تضعیف میکند».
لینگ در ادامه مخالفت شدید پکن با استفاده از پلتفرمهای چندجانبه همانند گروه ۲۰ برای اعمال «اختلالهای اقتصادی» و «ظرفیت تولید مازاد» را ابراز کرد. همچنین لینگ از تمامی کشورها خواست تا از چندجانبهگرایی حمایت و ارتباطات و هماهنگی سیاستها را تقویت کنند، فضای باز و همکاری را گسترش دهند و برای حفظ ثبات و جریان روان زنجیرههای صنعتی و تامین جهانی و دستیابی به نتایج سودمند متقابل با یکدیگر همکاری کنند.
اذعان رسانههای آمریکایی به همسویی چین با ایران
در این بین رسانههای آمریکایی نیز باور دارند که رابطه چین و ایران در میانه جنگ ایران با آمریکا شرایطی مناسب را تجربه میکند. در همین زمینه سیانان مینویسد: «تحلیلگران میگویند گزینههای واشنگتن برای وادار کردن پکن محدود است.
ژائو لونگ، مدیر موسسه مطالعات راهبردی و امنیت بینالمللی شانگهای تاکید دارد که چین احتمالا تن به پیشنهادی نخواهد داد که آمریکا تعیین کند چه تجارتی با کشورهای ثالث قانونی است.
او تاکید کرده که پذیرش چنین شرطی، رویهای خطرناک برای اعمال تحریمهای ثانویه علیه منافع تجاری چین ایجاد میکند. با این حال، آمریکا راهبرد دیپلماسی خاموش را در پیش گرفته و بهجای نام بردن از چین، به دنبال فشار پشت پرده است».
مکس میزلایش، تحلیلگر ارشد تحقیقات در اندیشکده لابی صهیونیستی بنیاد دفاع از دموکراسیها در واشنگتن نیز باور دارد: «وقتی به ساختار مالکیت بالادستی این نهادها نگاه میکنید، متوجه میشوید که بسیاری از آنها بهطور مستقیم یا غیرمستقیم در اختیار نهادهای بزرگ دولتی چین هستند که بهشدت در سیستم دلار آمریکا ادغام شدهاند».
او افزود: «آمریکا با تحریم کردن شرکتهای زیرشاخه آنها، میتواند بر شرکتهای مادر فشار بیاورد تا از آن سرمایهگذاریها خارج شوند، در غیر این صورت در معرض این خطر قرار میگیرند که بهعنوان ارائهدهنده پشتیبانی مستقیم یا غیرمستقیم به نهادهای تحریمشده محسوب شوند».
با وجود اظهارات تند بسنت مبنی بر این که هیچ کسی نیست که با تحریمهای آمریکا مواجه نشود، پکن در گذشته شاهد این بوده است که آمریکا با وجود تهدید به تحریمهای گسترده، مدتی بعد عقبنشینی کرده است، همچنین میداند که واشنگتن بهخوبی از اهرم فشار اقتصادی قابلتوجه چین بر آمریکا آگاه است، بهویژه در قالب تسلط این کشور بر عرضه جهانی عناصر خاکی کمیاب که در صنایع اهمیت راهبردی دارند.
سان چنگهاو، پژوهشگر ارشد مرکز امنیت و راهبرد بینالملل دانشگاه تسینگهوا در پکن، گفت: «اگر واشنگتن از آن آستانه (تحریم بانکهای بزرگ چین) عبور کند، پکن مطمئنا واکنش نشان خواهد داد و فضای سیاسی برای برگزاری دیدار رهبران (بین ترامپ و شی) بهشدت رو به وخامت خواهد رفت».
او افزود: «چنین اقدامی ممکن است بهطور خودکار دیدار آنها را لغو نکند، اما دیدار را از حالت تثبیتسازی به سمت مهار خسارت سوق خواهد داد.»
به گفته مدیر موسسه مطالعات راهبردی و امنیت بینالمللی شانگهای با اشاره به این که پکن در مدت جنگ تحمیلی سوم علیه ایران بر تامین آزادی دریانوردی از تنگه هرمز بارها تاکید کرده و خواستار خودداری از تشدید تنشها در این منطقه شده است که واردات انرژی این کشور آسیایی به آن وابسته است، گفت که «هرگونه همکاری با ایالات متحده در راستای برقراری صلح منطقهای نباید به لطف کردن به ترامپ تقلیل داده شود».
او افزود: «پکن مایل است به پایاندادن بحران کمک کند، اما حاضر نیست به ابزاری برای راهبرد فشار حداکثری واشنگتن تبدیل شود».
با این اوصاف مشخص است که روابط چین و ایران در شرایطی مناسب به سر میبرد و اینکه یک دیدار کوتاه میان رؤسای جمهور دو کشور مبنای تحلیلهای سیاسی قرار بگیرد، بیش از آنکه نشان از یک تحلیل واقعی باشد، نوعی بدبینی سیاسی نسبت به روابط ایران با کشورهای شرق است.