به روز شده در: ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۵۴
کد خبر: ۷۶۱۹۲۳
تاریخ انتشار: ۱۱:۳۰ - ۲۵ مرداد ۱۴۰۵

مسوولین کشور لطفا برای دخل و خرج مان رژیم غذایی بدهید، چون خودمان هر جور حساب می‌کنیم کم می‌آوریم!

روزنو :تازه‌ترین گزارش بانک مرکزی درباره بودجه خانوار نیز در نگاه نخست عددی خوشایند دارد: متوسط درآمد ناخالص یک خانوار شهری در سال۱۴۰۳ به‌۴۵۴‌میلیون‌و۸۰۰‌هزارتومان رسیده است یعنی ۹/۳۵‌درصد بیشتر از یک سال قبل. درآمد خالص نیز با رشد ۸/۳۵‌درصدی به‌نزدیک ۴۲۸‌میلیون‌تومان رسیده است. اگر داستان همین‌جا تمام می‌شد شاید می‌شد از سالی خوب برای دخل خانوار سخن گفت، اما چندردیف پایین‌تر در همان گزارش عدد دیگری ایستاده است: متوسط هزینه خالص خانوار به‌۴۵۱‌میلیون‌تومان رسیده یعنی خانواری که ۴۲۸‌میلیون تومان درآمد خالص داشته ۴۵۱‌میلیون تومان خرج کرده است.

مسوولین کشور لطفا برای دخل و خرج مان رژیم غذایی بدهید، چون خودمان هر جور حساب می‌کنیم کم می‌آوریم!

درآمد خانوار شهری در سال۱۴۰۳ نزدیک ۳۶‌درصد بالا رفت، اما هزینه‌ها باز هم جلوتر دویدند؛ هر ۱۰۰تومان درآمد خالص با ۱۰۵تومان هزینه روبه‌رو شد و کسری دخل‌وخرج به‌۲۳‌میلیون تومان رسید.

به گزارش روز نو سال‌هاست شهروندان ایرانی در آغاز هر سال با عدد‌های بزرگ‌تری در ستون درآمد روبه‌رو می‌شوند و چندماه بعد درمی‌یابند این عدد‌های بزرگ چه‌زود در برابر قیمت‌های بزرگ‌تر رنگ می‌بازند.

تازه‌ترین گزارش بانک مرکزی درباره بودجه خانوار نیز در نگاه نخست عددی خوشایند دارد: متوسط درآمد ناخالص یک خانوار شهری در سال۱۴۰۳ به‌۴۵۴‌میلیون‌و۸۰۰‌هزارتومان رسیده است یعنی ۹/‏‏۳۵‌درصد بیشتر از یک سال قبل. درآمد خالص نیز با رشد ۸/‏‏۳۵‌درصدی به‌نزدیک ۴۲۸‌میلیون‌تومان رسیده است. اگر داستان همین‌جا تمام می‌شد شاید می‌شد از سالی خوب برای دخل خانوار سخن گفت، اما چندردیف پایین‌تر در همان گزارش عدد دیگری ایستاده است: متوسط هزینه خالص خانوار به‌۴۵۱‌میلیون‌تومان رسیده یعنی خانواری که ۴۲۸‌میلیون تومان درآمد خالص داشته ۴۵۱‌میلیون تومان خرج کرده است.

ظاهر داستان افزایش درآمد است و پشت داستان بازشدن فاصله درآمد و هزینه.

بانک مرکزی در بررسی سال۱۴۰۳ به‌حدود ۱۲‌هزارخانوار ساکن ۸۴شهر مراجعه کرده است.

حاصل این بررسی می‌گوید متوسط هزینه ناخالص سالانه خانوار شهری ۳/‏‏۴۶۹‌میلیون تومان و متوسط درآمد ناخالص ۸/‏‏۴۵۴‌میلیون تومان بوده است. اگر اقلام خالص را ملاک قرار دهیم فاصله بیشتر می‌شود: ۱/‏‏۴۵۱‌میلیون تومان هزینه در برابر ۹/‏‏۴۲۷‌میلیون تومان درآمد.

تفاضل این دوعدد چیزی نزدیک به‌۲/‏‏۲۳‌میلیون تومان بوده یعنی در حساب متوسط خانوار شهری، خرج سال گذشته نزدیک ۲میلیون‌تومان در ماه از دخل بیشتر بوده است.

مسوولین کشور لطفا برای دخل و خرج مان رژیم غذایی بدهید، چون خودمان هر جور حساب می‌کنیم کم می‌آوریم!

البته این عدد را نباید به‌این معنا گرفت که هر خانواده ایرانی در پایان ماه دقیقا ۲‌میلیون تومان قرض کرده است. متوسط آماری چنین چیزی نمی‌گوید. آنچه اهمیت بیشتری دارد روندی است که پشت این عدد نشسته و اکنون سه‌سال است با سماجت ادامه دارد.

شکافی که از ۷‌میلیون به‌۲۳‌میلیون تومان رسید

در سال۱۴۰۰ هنوز دخل و خرج خانوار شهری کم‌وبیش کنار هم حرکت می‌کردند. متوسط درآمد خالص ۴/‏‏۱۳۷‌میلیون‌تومان و هزینه خالص ۱/‏‏۱۳۷‌میلیون‌تومان بود.

اختلاف آنقدر کوچک بود که می‌شد از تراز تقریبا برابر درآمد و هزینه سخن گفت. یک سال بعد این تعادل از میان رفت. در۱۴۰۱ هزینه خالص حدود ۷‌میلیون‌تومان بالاتر از درآمد قرار گرفت. سال۱۴۰۲ فاصله به‌نزدیک ۱۲‌میلیون‌تومان رسید و در۱۴۰۳ از ۲۳‌میلیون‌تومان گذشت.

پس با یک کسری اتفاقی روبه‌رو نیستیم. کسری خالص خانوار در دوسال از حدود ۷‌میلیون تومان به‌بیش از ۲۳‌میلیون تومان رسیده و بیش از سه برابر شده است.

این همان جایی است که عدد ۴۲۸‌میلیون‌تومان درآمد سالانه معنای دیگری پیدا می‌کند. پرسش اصلی دیگر این نیست که درآمد خانوار چند‌درصد افزایش یافته است. پرسش این است که چقدر از این درآمد پس از پرداخت هزینه‌های زندگی باقی مانده است؟ پاسخ سه سال اخیر ناخوشایند است: نه‌تنها چیزی باقی نمانده بلکه فاصله منفی بزرگ‌تر شده است. نسبت هزینه به‌درآمد نیز همین داستان را به‌زبانی ساده‌تر روایت می‌کند. در سال۱۴۰۰ خانوار به‌ازای هر ۱۰۰تومان درآمد خالص نزدیک ۸/‏‏۹۹ تومان هزینه می‌کرد.

در سال۱۴۰۱ هزینه از خط ۱۰۰تومان گذشت و به‌۳/‏‏۱۰۳ تومان رسید. در۱۴۰۲ رقم ۸/‏‏۱۰۳ تومان ثبت شد و سال گذشته هر ۱۰۰تومان درآمد خالص در برابر ۴/‏‏۱۰۵ تومان هزینه قرار گرفت. این شاید روشن‌ترین عدد گزارش بانک مرکزی باشد. خانواده‌ای را تصور کنید که هر ماه ۱۰۰واحد درآمد دارد، اما صورتحساب زندگی برای او ۱۰۵ واحد است. نخستین ماه می‌توان فاصله را از پس‌انداز پرداخت کرد، ماه بعد شاید از خریدی گذشت، ماه دیگر می‌توان از کسی قرض گرفت، اما وقتی این نسبت چند سال پیاپی بالای ۱۰۰ باقی بماند مساله دیگر یک هزینه پیش‌بینی‌نشده نیست بلکه دخل و خرج از یکدیگر فاصله گرفتند.

از رشد ۳۶‌درصدی چه ماند؟

ممکن است دولت یا هر نهاد دیگری به‌رشد نزدیک ۳۶‌درصدی درآمد اشاره کند و بگوید درآمد خانوار به‌سرعت افزایش یافته است. این گزاره از نظر حسابداری درست است، اما همه حقیقت نیست. خانوار با درصد رشد اسمی درآمد به‌فروشگاه نرفته بلکه با قدرت خرید درآمدش می‌رود.

شاخص قیمت مصرف‌کننده‌ای که برای همین دوره بررسی شده نشان می‌دهد سطح عمومی قیمت‌ها در سال۱۴۰۳ حدود ۵/‏‏۳۲‌درصد نسبت‌به سال پیش افزایش یافته است. در همان سال درآمد خالص ۸/‏‏۳۵‌درصد بالا رفته است. از فاصله این دو نرخ است که بخش واقعی افزایش درآمد بیرون می‌آید. پس از کنارزدن اثر افزایش قیمت‌ها رشد حقیقی درآمد خالص خانوار در۱۴۰۳ تنها حدود ۵/‏‏۲‌درصد بوده و درآمد حقیقی ناخالص نیز حدود ۶/‏‏۲‌درصد افزایش داشته است. پس آن افزایش ۳۶‌درصدی که در ظاهر بزرگ به‌نظر می‌رسد برای قدرت خرید خانوار افزایشی در حدود ۵/‏‏۲‌درصد ساخته است.

با این حال حتی این ۵/‏‏۲‌درصد نیز تمام مساله نیست. اگر هزینه واقعی کمتر از این مقدار افزایش یافته بود خانوار می‌توانست اندکی نفس بکشد. چنین نشده است. هزینه حقیقی خالص در سال۱۴۰۳ حدود ۱/‏‏۴‌درصد بالا رفته یعنی باز هم سریع‌تر از درآمد حقیقی. در معیار ناخالص نیز هزینه واقعی حدود ۴‌درصد افزایش یافته در برابر رشد ۶/‏‏۲‌درصدی درآمد. این مسابقه را اگر در یک سال ببینیم اختلاف کوچک به‌نظر می‌رسد یعنی ۵/‏‏۱ یا ۶/‏‏۱ واحد درصد. اگر چند سال ادامه پیدا کند نتیجه همان فاصله ۲۳‌میلیون‌تومانی امروز است.

نشانه نگران‌کننده‌تر در مسیر رشد حقیقی درآمد دیده می‌شود. درآمد خالص واقعی خانوار در سال۱۴۰۰ حدود ۷/‏‏۷‌درصد رشد کرد. این رقم در۱۴۰۱ به‌۸/‏‏۶‌درصد رسید، در ۱۴۰۲ به‌۷/‏‏۴‌درصد کاهش یافت و در ۱۴۰۳ به‌۵/‏‏۲‌درصد محدود شد. خانوار هنوز در قلمرو رشد مثبت واقعی درآمد قرار دارد، اما هر سال با سرعت کمتری نسبت‌به سال قبل.

خرج چنین آرام نشده است. هزینه حقیقی خالص در۱۴۰۰ حدود ۹‌درصد افزایش یافت و در۱۴۰۱ رشد آن از ۱۰‌درصد نیز گذشت. دوسال بعد سرعت افزایش کمتر شد، اما باز هم از درآمد حقیقی جلوتر ماند؛ بنابراین شکافی که امروز می‌بینیم حاصل یک حادثه ناگهانی در سال۱۴۰۳ نیست بلکه انباشته سه‌سال حرکت سریع‌تر هزینه نسبت‌به درآمد است.

وقتی پس‌انداز خرج امروز می‌شود

در اقتصاد خانوار تفاوت میان درآمد و هزینه فقط یک تفریق ساده نیست. همین فاصله است که امکان پس‌انداز برای آینده را ایجاد می‌کند. خانواری که تمام درآمد امروز را برای مصرف امروز خرج می‌کند حتی اگر بدهکار نباشد سپر چندانی برای فردا ندارد و خانواری که هزینه‌اش از درآمد جاری بیشتر است ناچار است بخشی از فردا را نیز خرج امروز کند.

داده‌های بانک مرکزی نشان می‌دهند این حاشیه طی چند سال گذشته تقریبا ناپدید شده است. در سال۱۳۹۹ اختلاف درآمد و هزینه خالص معادل حدود ۴/‏‏۱‌درصد درآمد بود. در۱۴۰۰ این فاصله مثبت به‌تنها ۲/‏‏۰‌درصد رسید. از سال۱۴۰۱ علامت آن عوض شد: هزینه‌ها حدود ۳/‏‏۳‌درصد بیشتر از درآمد شدند. این نسبت در۱۴۰۲ به‌منفی ۸/‏‏۳‌درصد و در سال۱۴۰۳ به‌منفی ۴/‏‏۵‌درصد رسید؛ بنابراین اگر مانده درآمد پس از هزینه را به‌عنوان پس‌انداز ضمنی خانوار در نظر بگیریم نتیجه از یک حاشیه مثبت کوچک در ابتدای دهه به‌کسری ۴/‏‏۵‌درصدی در سال گذشته رسیده است.

راه پوشاندن این فاصله چیست؟ خانوار‌ها زندگی را متوقف نمی‌کنند، چون حساب دخل‌وخرجشان تراز نشده است. خوراک و اجاره و رفت‌وآمد منتظر افزایش درآمد نمی‌مانند.

کسری می‌تواند از پس‌انداز سال‌های قبل تامین شود، می‌توان دارایی فروخت، از آشنایان کمک گرفت یا بدهکار شد؛ همانطورکه ممکن است بخشی از درآمد نیز در پیمایش‌ها کمتر از واقع گزارش شود. بانک مرکزی خود احتمال کم‌گویی خانوار درباره درآمد را یادآوری کرده، اما هیچ‌یک از این ملاحظات اصل روند را عوض نمی‌کند. حتی اگر اندازه دقیق کسری محل بحث باشد جهت حرکت آن روشن است: تراز از نزدیک صفر در۱۴۰۰ به‌منفی۷‌میلیون‌تومان در۱۴۰۱، منفی ۱۲‌میلیون‌تومان در۱۴۰۲ و منفی۲۳‌میلیون تومان در۱۴۰۳ رسیده است.

درآمد ۴۵۵میلیونی؛ پول نقد ۴۵۵میلیونی نیست

یک نکته دیگر نیز باید در کنار عدد درآمد گذاشته شود. همه ۸/‏‏۴۵۴‌میلیون تومان درآمد ناخالصی که بانک مرکزی برای خانوار متوسط شهری محاسبه کرده پولی نیست که در طول سال به‌حساب خانواده واریز شده باشد. از این رقم حدود ۶/‏‏۳۱۲‌میلیون تومان درآمد پولی و بیش از ۱۴۲‌میلیون تومان درآمد غیرپولی است یعنی ۳/‏‏۳۱‌درصد کل درآمد ناخالص. بخش اصلی درآمد غیرپولی نیز ارزش اجاری مسکن شخصی است. بانک مرکزی برای خانواده مالک‌نشین ارزشی را که خانه او درصورت اجاره‌دادن می‌توانست داشته باشد در درآمد خانوار منظور می‌کند. این رقم در۱۴۰۳ حدود ۶/‏‏۱۰۹‌میلیون تومان بوده و به‌تنهایی ۱/‏‏۲۴‌درصد کل درآمد ناخالص را تشکیل داده است.

وجود این محاسبه از نظر آماری قابل فهم است. مالک خانه در مقایسه با مستاجر از خدمت مسکن خود برخوردار است و اجاره‌ای پرداخت نمی‌کند، اما برای فهم فشار نقدینگی خانوار باید میان این درآمد و پولی که واقعا در اختیار خانواده قرار می‌گیرد فرق گذاشت. متوسط درآمد ناخالص ماهانه ۹/‏‏۳۷‌میلیون‌تومان بوده درحالی‌که درآمد پولی ناخالص حدود ۲۶‌میلیون‌تومان درماه است. درآمد پولی خالص نیز به‌حدود ۸/‏‏۲۳‌میلیون تومان می‌رسد. برای خانواده‌ای که باید هزینه‌های نقدی ماهانه خود را بپردازد این فاصله کوچک نیست.

۱۳برابرشدن عدد درآمد

اگر از سال۱۴۰۳ کمی عقب‌تر برویم، بازی عدد‌های اسمی بهتر دیده می‌شود. متوسط درآمد ناخالص سالانه خانوار شهری در۱۳۹۴ فقط حدود ۳/‏‏۳۵‌میلیون‌تومان بود. این رقم در۱۴۰۳ به‌۸/‏‏۴۵۴‌میلیون تومان رسیده است یعنی نزدیک ۱۳برابر، اما در همان فاصله شاخص قیمت مصرف‌کننده از ۴۳/‏‏۲۶ به‌۶۷/‏‏۲۷۱ افزایش یافته است. پس بخش اصلی این بزرگ‌شدن درآمد را افزایش قیمت‌ها بلعیده است. با تبدیل درآمد‌ها به‌قیمت ثابت سال۱۴۰۰ متوسط درآمد حقیقی ناخالص از حدود ۴/‏‏۱۳۳‌میلیون تومان در۱۳۹۴ به‌۴/‏‏۱۶۷‌میلیون تومان در۱۴۰۳ می‌رسد. پشت افزایش نزدیک به‌۱۳برابری درآمد اسمی درنهایت حدود ۲۵‌درصد افزایش حقیقی در نزدیک به‌یک دهه قرار دارد.

 این مسیر حتی یک‌دست هم نبوده است. در سال‌های۱۳۹۷و۱۳۹۸ درآمد حقیقی کاهش یافت و درآمد واقعی خانوار در۱۳۹۸ حتی پایین‌تر از سطح۱۳۹۴ قرار گرفت. از۱۳۹۹ مسیر بازگشت آغاز شد و سطح حقیقی درآمد بالا رفت، اما همان‌گونه که ارقام چهار سال اخیر نشان می‌دهد سرعت این ترمیم پیوسته کمتر شده است. دلار نیز صورت دیگری از همین ماجرا را نشان می‌دهد.

متوسط نرخ دلار از حدود ۳۴۵۰تومان در سال۱۳۹۴ به‌حدود ۶۸‌هزارو۶۰۰تومان در۱۴۰۳ رسیده است. درآمد ناخالص خانوار که در سال۱۳۹۶ معادل حدود ۱۰‌هزارو۹۰۰دلار بود در۱۴۰۳ معادل نزدیک ۶۶۰۰دلار شده است. درآمد دلاری معیار دقیقی برای سنجش قدرت خرید داخلی نیست، اما برای نشان‌دادن آنچه کاهش ارزش پول ملی با ارزش خارجی درآمد ایرانیان کرده عددی گویاست.

خانوار چندسال دیگر می‌تواند از آینده خرج کند؟

شاید مهم‌ترین نتیجه گزارش بانک مرکزی نه رشد ۳۶‌درصدی درآمد باشد، نه درآمد ۴۵۵‌میلیون تومانی و نه حتی هزینه ۴۶۹‌میلیون تومانی. مهم‌تر از همه مسیری است که این اعداد کنار یکدیگر نشان می‌دهند.

در سال۱۴۰۰ دخل و خرج تقریبا برابر بود. از۱۴۰۱ هزینه از درآمد عبور کرد. شکاف در۱۴۰۲ بزرگ‌تر شد و در۱۴۰۳ به‌جایی رسید که هر۱۰۰تومان درآمد خالص با بیش از ۱۰۵تومان هزینه روبه‌رو است. در همین دوره سرعت رشد حقیقی درآمد از ۷/‏‏۷‌درصد به‌۵/‏‏۲‌درصد کاهش یافته و مانده ضمنی درآمد پس از هزینه از نزدیکی صفر به‌منفی ۴/‏‏۵‌درصد رسیده است.

‌می‌توان درباره اندازه درآمد اعلام‌شده بحث کرد و می‌توان از کم‌گویی خانوار‌ها گفت و می‌توان یادآور شد که میانگین هرگز زندگی همه خانواده‌ها را نشان نمی‌دهد. همه اینها درست است، اما سخت می‌توان از کنار جهت حرکت اعداد عبور کرد. خانوار ایرانی با افزایش اسمی درآمد از تورم فرار نکرده بلکه فقط توانسته بخش بزرگی از مسیر افزایش قیمت‌ها را دنبال کند. در چند سال اخیر حتی این دویدن نیز برای رسیدن به‌هزینه‌ها کافی نبوده است. تفاوت را پس‌اندازها، دارایی‌ها و بدهی‌ها پر می‌کنند و این منابع نیز بی‌انت‌ها نیستند. مساله امروز دیگر فقط این نیست که سفره خانوار چقدر گران شده است. پرسش مهم‌تر این است که وقتی سه‌سال پیاپی خرج از دخل جلو می‌زند این فاصله تا چه زمانی و از کدام منبع باید پر شود؟

مسوولین کشور لطفا برای دخل و خرج مان رژیم غذایی بدهید، چون خودمان هر جور حساب می‌کنیم کم می‌آوریم!

پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار