
محمدجواد ظریف در ادامه یادداشت خود، بر ضرورت صیانت از فرصتهای ایجادشده برای ایران و تبدیل آنها به دستاوردهای پایدار تأکید کرده و سیاست توازن فراگیر با تمرکز بر همسایگان، روسیه و چین را برای آینده ایران کلیدی دانسته است.
او امضای رئیسجمهور آمریکا در پای یادداشت تفاهم ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ در کنار امضای رئیسجمهور ایران را یک «فرصت» میداند و تأکید میکند که نباید با آن به عنوان یک «ضرورت» یا «تحمیل» برخورد کرد.
ظریف هشدار میدهد که برآیند خودکمبینی و نگرش منفی به این رویداد تاریخی، بر پایه اصل کلی «پیشگوییهای خودکامبخش»، همان نگاه را جامه عمل خواهد پوشاند.
از نگاه او، دستیابی به توافق نهایی، پیشگیری از شروع مجدد جنگ و خارج کردن کشور از دوران چشمانتظاری و سرگردانی که سالهاست دامنگیر کشور شده و امروز در اوج خود است، اولویت بعدی و حتی هدفی کلیدیتر از پایان درگیریهاست.
فرصت منطقهای ایران؛ از همسایگان تا جهان اسلام
ظریف بر این باور است که پیوندهای گسترده و چندلایه با همسایگان، اولویت راهبردی همه کشورهاست و برای ایران نیز از جایگاه کانونیتری برخوردار است.
او تأکید میکند جنگ رمضان فرصت بیهمتایی برای ایران در جهان اسلام و جهان عرب فراهم کرده است.
به نوشته وزیر خارجه پیشین، جایگاه ایران در افکار عمومی جهان اسلام جهش چشمگیری داشته و کشورهای کرانه جنوبی خلیج فارس نیز به این درک کانونی دست یافتهاند که پایگاههای ایالات متحده در خاک آنان، فرصت نیست، بلکه با تبدیل کردن آن کشورها به کانون حمله به ایران و دفاع از اسرائیل، به بزرگترین تهدید برای آنها تبدیل شده است.
ظریف هشدار میدهد آمریکا و اسرائیل برای تغییر این نگرش با تمام توان تلاش خواهند کرد و بیش از هر چیز از لغزشهای ناخودآگاه تبلیغاتی ایران بهره خواهند گرفت.
او تأکید میکند نباید اجازه داد این فرصت کمنظیر با کاستیهای درونی و ترفندهای رژیم صهیونیستی و همپیمانان آن با تهدید جایگزین شود.
به اعتقاد ظریف، ایران میتواند با گشادهرویی، خودداری از تهدید و باز کردن زمینههای همکاری درازمدت سیاسی، اقتصادی و امنیتی، فرصت کنونی را نهادینه ساخته و از موفقیت ترفندهای برتریخواهانه بیرونی پیشگیری کند.
ائتلاف ایران، ترکیه، عربستان، مصر و پاکستان
ظریف در زمینه سیاسی، افزون بر پیشنهادهای پیشین همچون پیمان عدم تجاوز، ابتکارهای هرمز، مودت و مناره، پیشنهاد ایجاد یک ائتلاف چندجانبه سیاسی را مطرح میکند.
به نوشته او، هسته کانونی این ائتلاف میتواند ایران، ترکیه، عربستان، مصر و پاکستان باشد و قطر، عمان، اندونزی، مالزی و دیگر کشورهای همسو نیز در آن همکاری کنند.
هدف این ائتلاف، از نگاه ظریف، پیشگیری سیاسی جهانی از کشورگشایی رژیم و به ویژه طرح «اسرائیل بزرگ» خواهد بود.
چین و روسیه همکاران کلیدی ایران در میان قدرتهای بزرگ
رئیس اندیشکده پایاب در ادامه، چین و روسیه را تا آینده درازمدت، همکاران کلیدی ایران در میان قدرتهای بزرگ میداند. با این حال تأکید میکند این همکاری باید بر پایه اصالت این پیوندها باشد و نه درماندگی و نیاز ایران.
ظریف درباره روسیه مینویسد این کشور یک قدرت اتمی، عضو دائم شورای امنیت و همسایه ایران است و پیوندهای همسایگی با این قدرت بزرگ جایگاه راهبردی دارد و نباید به رویدادهای بیرونی وابسته باشد.
جایگاه چین در آینده جهان روشن است
ظریف در بخش دیگری از یادداشت خود بر اهمیت چین برای ایران تأکید میکند و مینویسد «جایگاه چین در آینده جهان روشن است» و همه کشورها، از آمریکا و اروپا تا روسیه و جنوب جهانی، چین را شریک اصلی تجاری خود میدانند.
به نوشته او، ایران در نگرش جهانی همسویی راهبردی با چین دارد؛ هرچند این به معنای همسانی راهبردهای ایران و چین نیست.
ظریف معتقد است در کنار توانمندیهای شگفتانگیز چین، همراهی سیاسی و تا اندازهای اقتصادی روسیه و چین با ایران در دوران فشارهای جهانی نیز جایگاه چین را برای ایران بر سایر قدرتهای بزرگ برتری داده است.
او با اشاره به جایگاه فناوری چین مینویسد فناوری چین در لبه پیشرفتهای جهانی قرار دارد و از این رو همبستگی با چین از هر جهت عقلانی است.
به اعتقاد ظریف، توافق مشارکت جامع راهبردی و نقشه راه ۲۵ ساله ایران و چین، بسترهای مناسبی برای گسترش همکاریهای آینده میان دو کشور هستند؛ مشروط بر اینکه باور به اصالت این پیوندها و سرشت درازمدت آنها برای سامانه زمامداری، بخش خصوصی و جامعه سیاسی ایران نهادینه شود.
ظریف در این بخش تأکید میکند که سیاست آینده ایران باید بر پایه توازن فراگیر شکل گیرد؛ توازنی که هم فرصت منطقهای ایران را حفظ کند و هم پیوندهای راهبردی تهران با قدرتهای بزرگ را از حالت نیاز و ناچاری خارج سازد.