به روز شده در: ۱۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۰
کد خبر: ۷۶۰۱۲۸
تاریخ انتشار: ۰۹:۳۵ - ۱۳ مرداد ۱۴۰۵

رویاپردازی تاج و دارو دسته‌اش برای فوتبال ایران

روزنو :با کنار رفتن قانون سقف بودجه، فدراسیون فوتبال قصد دارد فیرپلی مالی را در لیگ‌های ایران اجرا کند؛ قانونی که با ساختار اقتصادی باشگاه‌های ایرانی فاصله‌ای جدی دارد.

خبرآنلاین: سه فصل اجرای قانون سقف بودجه، نه تنها نتوانست به ساماندهی اقتصاد فوتبال ایران کمک کند، بلکه به یکی از پرحاشیه‌ترین قوانین سال‌های اخیر فوتبال کشور تبدیل شد. حالا فدراسیون فوتبال تصمیم گرفته این قانون را کنار بگذارد و به سراغ اجرای فیرپلی مالی برود؛ مدلی که سال‌هاست در فوتبال اروپا اجرا می‌شود و مبنای نظارت یوفا بر وضعیت مالی باشگاه‌هاست. اما پرسش اصلی اینجاست که آیا قانونی که بر پایه درآمدزایی واقعی باشگاه‌ها بنا شده، در فوتبال ایران که اغلب باشگاه‌هایش زیان‌ده هستند و منابع درآمدی پایداری ندارند، قابلیت اجرا خواهد داشت؟

پایان یک قانون پرحاشیه

پس از نشست مسئولان کمیته صدور مجوز حرفه‌ای فدراسیون فوتبال با مدیران مالی باشگاه‌ها در سازمان لیگ، پرونده قانون سقف بودجه بسته شد و قرار است از این پس چارچوب تازه‌ای برای ارزیابی وضعیت مالی باشگاه‌های لیگ برتر و لیگ یک جایگزین آن شود. مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال، نیز در مراسم قرعه‌کشی لیگ یک رسماً اعلام کرد قانون سقف بودجه که طی سه فصل گذشته بر اجرای آن تأکید می‌شد، نتوانسته اهداف مورد نظر را محقق کند و از این پس مقررات فیرپلی مالی به باشگاه‌ها ابلاغ خواهد شد؛ قانونی که شباهت زیادی به مقررات اجرایی یوفا در فوتبال اروپا دارد. البته این پرسش همچنان مطرح است که چرا فدراسیون پس از سه فصل اجرای این قانون و تحمل حاشیه‌های فراوان، تازه به این جمع‌بندی رسیده که سقف بودجه سیاست موفقی نبوده است.

6268808

فیرپلی مالی؛ نسخه‌ای برای حفظ تعادل اقتصادی فوتبال

فیرپلی مالی که اکنون با عنوان «مقررات پایداری مالی» شناخته می‌شود، با هدف جلوگیری از هزینه‌کرد بی‌رویه باشگاه‌ها و ایجاد رقابت سالم در فوتبال اروپا طراحی شده است. فلسفه اصلی این قانون آن است که باشگاه‌ها هزینه‌های خود را بر اساس درآمدهای واقعی تنظیم کنند و وابستگی آنها به سرمایه‌گذاری نامحدود مالکان کاهش یابد. این مقررات بر سه اصل اساسی استوار است. نخست، توان پرداخت؛ به این معنا که باشگاه نباید بدهی معوق به بازیکنان، مربیان، سایر باشگاه‌ها، سازمان‌های مالیاتی یا یوفا داشته باشد. اصل دوم، پایداری درآمد و هزینه است؛ بر اساس این بند، هزینه‌های فوتبالی باشگاه در یک دوره سه‌ساله باید با درآمدهای آن همخوانی داشته باشد و تنها در شرایط مشخص، زیان مالی با تأمین سرمایه واقعی مالکان قابل قبول خواهد بود. سومین اصل نیز کنترل هزینه‌های تیم است. مطابق مقررات جدید یوفا که از فصل ۲۰۲۵-۲۰۲۶ اجرایی شده، مجموع دستمزد بازیکنان و مربیان، هزینه‌های نقل‌وانتقال و کمیسیون مدیران برنامه نباید از ۷۰ درصد درآمد باشگاه فراتر برود.

درآمدهایی که فوتبال ایران از آنها بی‌بهره است

اجرای چنین قانونی زمانی معنا پیدا می‌کند که باشگاه‌ها از منابع درآمدی پایدار برخوردار باشند. در فوتبال اروپا، درآمد باشگاه‌ها از محل حق پخش تلویزیونی، فروش بلیت، قراردادهای تجاری و اسپانسری، فروش محصولات باشگاه، جوایز مسابقات و درآمد حاصل از نقل‌وانتقال بازیکنان تأمین می‌شود. از سوی دیگر، هزینه‌هایی مانند توسعه آکادمی، فوتبال زنان، زیرساخت‌ها و پروژه‌های عمرانی در قوانین یوفا با انعطاف بیشتری بررسی می‌شوند. بر اساس گزارش «دیلویت مانی‌لیگ ۲۰۲۶»، رئال مادرید با بیش از ۱.۱ میلیارد یورو درآمد، پردرآمدترین باشگاه جهان است و پس از آن بارسلونا، بایرن مونیخ، پاری‌سن‌ژرمن، لیورپول، منچسترسیتی، آرسنال و منچستریونایتد قرار دارند. نکته مهم اینکه امروز عمده درآمد باشگاه‌های بزرگ اروپا از قراردادهای تجاری و اسپانسری تأمین می‌شود و حق پخش تلویزیونی و درآمد ورزشگاه‌ها نیز سهم قابل توجهی در تراز مالی آنها دارد.

باشگاه‌های ایرانی؛ فاصله‌ای عمیق با استانداردهای اروپا

با نگاهی به وضعیت اقتصادی باشگاه‌های ایرانی، مشخص می‌شود اجرای فیرپلی مالی با چالش‌های جدی روبه‌رو خواهد بود. بیشتر باشگاه‌های لیگ برتر با بدهی‌های معوق به بازیکنان، مربیان، سایر باشگاه‌ها، فدراسیون فوتبال یا حتی فیفا مواجه هستند؛ موضوعی که با نخستین اصل فیرپلی مالی در تضاد است. از سوی دیگر، در بخش پایداری درآمد و هزینه نیز بسیاری از باشگاه‌ها، به‌ویژه تیم‌های صنعتی و خصوصی، هزینه‌هایی بسیار بیشتر از درآمدهای واقعی خود دارند. در بسیاری از موارد نیز اسپانسر اصلی باشگاه همان شرکت یا هلدینگ مالک تیم است؛ مدلی که با ساختار اقتصادی مورد نظر یوفا تفاوت اساسی دارد. در بخش کنترل هزینه‌ها نیز عمده بودجه باشگاه‌های ایرانی صرف تیم بزرگسالان مردان می‌شود و سرمایه‌گذاری قابل توجهی در سایر بخش‌ها صورت نمی‌گیرد. اما شاید مهم‌ترین تفاوت، نبود منابع درآمدی پایدار باشد. فوتبال ایران نه از حق پخش تلویزیونی واقعی بهره می‌برد، نه درآمد قابل توجهی از فروش بلیت و بهره‌برداری از ورزشگاه‌ها دارد و نه قراردادهای تجاری و اسپانسری آن قابل مقایسه با فوتبال اروپا است. حتی در مواردی که چنین درآمدهایی وجود دارد، فاصله آنها با هزینه‌های باشگاه‌ها بسیار زیاد است.

مهدی تاج در توضیح سیاست جدید فدراسیون تأکید کرده است که باشگاه‌ها باید صورت‌های مالی خود را به شکل شفاف منتشر کنند و برای تیم‌هایی که از این دستورالعمل تخطی کنند، جرایمی در نظر گرفته خواهد شد. بدون تردید افزایش شفافیت مالی می‌تواند گامی مثبت در مسیر اصلاح ساختار اقتصادی فوتبال ایران باشد، اما این اقدام به تنهایی قادر نیست مشکلات ریشه‌ای باشگاه‌ها را برطرف کند. تا زمانی که باشگاه‌های ایرانی از منابع درآمدی پایدار، نظام حرفه‌ای باشگاه‌داری، حق پخش واقعی و مدل اقتصادی مستقل برخوردار نباشند، اجرای کامل فیرپلی مالی با دشواری‌های فراوان همراه خواهد بود.

نسخه اروپایی، بیمار ایرانی

حذف قانون سقف بودجه و حرکت به سمت فیرپلی مالی را می‌توان اعترافی به ناکامی یکی از مهم‌ترین سیاست‌های اقتصادی فدراسیون فوتبال در سال‌های اخیر دانست. با این حال، موفقیت قانون جدید تنها به تدوین آیین‌نامه‌های انضباطی وابسته نیست.

فیرپلی مالی زمانی می‌تواند اثرگذار باشد که زیرساخت‌های اقتصادی فوتبال نیز اصلاح شوند؛ زیرساخت‌هایی که فوتبال ایران هنوز فاصله زیادی با آنها دارد. در چنین شرایطی، صرف الزام باشگاه‌ها به انتشار صورت‌های مالی، نمی‌تواند نسخه‌ای برای درمان بیماری مزمن اقتصاد فوتبال ایران باشد و اجرای واقعی فیرپلی مالی، بیش از هر چیز به اصلاح ساختار درآمدزایی باشگاه‌ها نیاز دارد.

پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار