چرا طرحهای متعدد تشویق افزایش جمعیت شکست می خورد؟

روزنامه اعتماد نوشت: پیمایشهای ملی که بعد از اجرای قانون جوانی جمعیت (آبان 1400) انجام شده و همچنین گزارشهای سالانه سازمان ثبت احوال، نشان میدهد که وام ازدواج، تاثیر زیادی در افزایش تمایل مجردها به تشکیل خانواده نداشته و وام فرزندآوری هم مشوق موثری برای زوجین نبوده جز آنکه حداکثر، برای تشویق به بارداری اول و دوم موثر بوده اما فرزندآوری سوم و چهارم و بیش از پنجم، در طول سه سال اخیر همچنان شیب کاهشی دارد.
پیمایشهای ملی چه میگوید؟
طی 5 سال اخیر چند پیمایش درباره میزان تمایل زوجین به فرزندآوری انجام شد که نتایج این پیمایشها هم از کاهش رغبت به خانوادههای پرجمعیت حکایت داشت.
مرضیه وحید دستجردی که دبیر ستاد ملی جمعیت است، پارسال در مراسمی که به مناسبت روز ملی جمعیت برگزار شد، در گزارشی از نتایج پیمایش ملی سال 1403 با موضوع «تمایلات و رفتار فرزندآوری در ایرانیان» گفت که 77.7 پاسخگویان در این پیمایش که متاهل و در گروه سنی 20 تا 50 سال بودهاند، تمایلی به فرزندآوری ندارند و بیشترین دلیل بیرغبتی به داشتن فرزند هم نگرانی از تامین آینده فرزندان جدید، نبود درآمد کافی و مسکن نامناسب بوده در حالی که نرخ باروری از 1.54 فرزند به ازای هر زن در سن باروری در سال 1402 به 1.44 فرزند به ازای هر زن در سن باروری در سال 1403 کاهش یافته بود با اینکه برای حفظ تعادل سنی جمعیت و جلوگیری از سالمندی کشور، لازم است که این نرخ به ۲.۱ فرزند به ازای هر زن در سن باروری برسد.
کاهش رغبت زوجین به فرزندآوری در سال 1403 در حالی بود که سال 1397 در نتایج پیمایش مشابه، تعداد زوجین بیرغبت به فرزندآوری 36.7 درصد بود.
شهریور پارسال، در یک نشست کارشناسی در وزارت بهداشت، نتایج پیمایش 1403 تشریح شد. جمعیت نمونه این پیمایش 2500 زن و مرد متاهل در گروه سنی 15 تا 49 سال ، 23.9 درصد با تحصیلات کمتر از دیپلم، 37.1 درصد دیپلم و 38.7 درصد با تحصیلات دانشگاهی ، 54.8 درصد شاغل ، 42.2 درصد ساکن مراکز استانها، 35.8 درصد ساکن سایر شهرها و 22 درصد ساکن روستاها ، 29.4 درصد با وضع مالی بد، 54 درصد با وضع مالی متوسط و 16.4 درصد با وضع مالی خوب بودند. نتایج پرسش از این جمعیت نمونه درباره تمایل به فرزندآوری با قید «در حال حاضر» نشان داد که فقط 22.3 درصد از مجموع پاسخگویان، پاسخ مثبت داشتند و مجریان این پیمایش گفتند که در تحقیق مشابه در سال 1395 «تعداد افراد متاهل مایل به فرزندآوری در حال حاضر» 31.8 درصد بوده است.
مجریان پیمایش سال 1403، گفتند که هم در سال 1395 و هم در سال 1403، نگرانی از تأمین آینده فرزندان، بیشترین فراوانی را در دلایل بیرغبتی زوجین به فرزندآوری یا فرزندان بیشتر داشته و در هر دو پیمایش، رتبه دوم دلایل، نگرانی از تشدید مشکلات اقتصادی به دنبال فرزندآوری یا افزایش تعداد فرزندان بوده است.
مقایسه نتایج دو پیمایش نشان داد که سال 1403، تعداد زوجینی که به دلیل مشکلات معیشتی، ناکافی بودن درآمد و نامناسب بودن فضای سکونت، مایل به داشتن فرزند یا افزایش تعداد فرزندانشان نیستند، نسبت به تعداد پاسخگویان در پیمایش سال 1395، افزایش قابل توجه داشته چنانکه گزینه نگرانی بابت تامین آینده فرزندان جدید، از 76.2 درصد (سال 1395) به 87.4 درصد (سال 1403)، نگرانی بابت تشدید مشکلات اقتصادی با افزایش تعداد فرزندان از 71 درصد (1395) به 80.9 درصد (1403)، ناکافی بودن درآمد برای افزایش تعداد فرزندان از 67.7 درصد (1395) به 78.9 درصد (1403) و ناتوانی از داشتن فرزندان بیشتر به دلیل مسکن نامناسب از 59.7 درصد (1395) به 73.4 درصد (1403) افزایش یافته بود.
پرسش دیگر پیمایش سال 1403، درباره تمایل یا عدم تمایل به فرزندآوری در بازه 3 تا 5 سال آینده بود که 40.9 درصد به این سوال ، پاسخ مثبت و 52.1 درصد پاسخ منفی داده بودند. مجریان این تحقیق، به استناد دلایل عدم تمایل به فرزندآوری اعلام کردند که 87.4 درصد پاسخگویان، به دلیل نگرانی بابت تامین آینده فرزندان جدید، 81 درصد به دلیل افزایش مشکلات اقتصادی با تولد فرزند جدید، 78.9 درصد به دلیل درآمد ناکافی برای تامین هزینه فرزند جدید و 73.4 درصد به دلیل مسکن نامناسب برای تولد فرزند جدید گفتهاند که دلشان نمیخواهد فرزند دیگری داشته باشند. این نتایج نشان میداد که پاسخگویان این تحقیق، اگرچه انگیزه فرزندآوری دارند ولی بابت آتیه فرزندان و همچنین کیفیت زندگیشان نگرانند و بنابراین، صرف اعطای وام فرزندآوری، مشوق قابل اتکایی در برابر این نگرانیها نیست چون با روند رو به رشد تورم، ارزش ریالی این وام هم از زمان ثبتنام تا زمان دریافت و واریز به حساب سرپرست خانوار، حتما کاهش خواهد یافت. پرسش دیگری در این تحقیق درباره تعداد مطلوب فرزند، همین فرض را تایید میکرد چنانکه 1.4 درصد از پاسخگویان اصلا تمایلی به داشتن فرزند نداشتند ولی 6.5 درصد به یک فرزند و 33.5 درصد به داشتن دو فرزند راضی بودند اما افزایش تعداد فرزند، تعداد پاسخگویان موافق را هم کاهش میداد چنانکه 23.1 درصد موافق داشتن 3 فرزند، 21.1 درصد موافق داشتن 4 فرزند و 14.2 درصد موافق داشتن 5 فرزند و بیشتر بودند.
در همین نشست کارشناسی، از نتایج پیمایش ملی فرزندآوری و سیاستهای جمعیتی هم رونمایی شد. این پیمایش هم در سال 1403 با همکاری مشترک جهاد دانشگاهی و وزارت بهداشت انجام شده بود و درباره تمایل به فرزندآوری در حال و آینده پرسش میکرد. در بخش تمایل به فرزندآوری در زمان حال، 44.3 درصد پاسخگویان جواب منفی داده بودند و اصلا تمایلی به فرزندآوری نداشتند. 25.4 درصد موافق یک فرزند، 14.1 درصد موافق دو فرزند و 17.2 درصد موافق سه فرزند بودند و نامعلوم بودن چشمانداز آینده، پاسخ منفی درباره تمایل به فرزندآوری را افزایش داده بود چنانکه 76.3 درصد پاسخگویان، در آینده هم نمیخواستند فرزندی داشته باشند اما 53.8 درصد موافق یک فرزند، 32.5 درصد موافق داشتن دو فرزند و 24.1 درصد موافق داشتن 3 فرزند و بیشتر بودند. محل سکونت و زندگی در مرکز استان، سایر شهرهای استان و روستاها هم در تصمیم به فرزندآوری در زمان حال نقش داشت چنانکه 21.2 درصد از ساکنان مراکز استانها، 20.4 درصد ساکنان سایر شهرها و 27.6 درصد ساکنان روستاها به فرزندآوری در زمان حال تمایل داشتند اما تعداد موافقان فرزندآوری در آینده، بر حسب محل سکونت در مرکز استان، سایر شهرها یا روستاها افزایش معنادار نسبت به زمان حال پیدا میکرد و این نتایج نشان میداد که تمام پاسخگویان، امید دارند که شرایط محیط پیرامونیشان در بازه 3 تا 5 سال آینده بهبود داشته باشد.
در این پیمایش، وضع مالی ضعیف، متوسط یا خوب، از دیگر مولفههای موثر در تصمیم پاسخگویان برای فرزندآوری در زمان حال یا آینده بود و کمتر از 18 درصد افراد دارای وضع مالی ضعیف و کمتر از 24 درصد دارای وضع متوسط و کمتر از 30 درصد دارای وضع مالی خوب، برای فرزندآوری در زمان حال پاسخ مثبت میدادند اما 42.6 درصد اقشار ضعیف، 39.9 درصد اقشار متوسط و 40.1 درصد اقشار با وضع مالی خوب به فرزندآوری در آینده جواب مثبت میدادند.
هفته قبل و در مراسم روز ملی جمعیت، مرضیه وحید دستجردی با استناد به آمارهای رسمی، گزارشی از وضع 15 ساله ولادت و ازدواج در کشور ارایه داد. در این گزارش نمودارهایی حاکی از شیب تند کاهش فرزندآوری در مناطق شهری و روستایی در فاصله سال 1395 تا 1403 بود. طبق این نمودارها، در سال 1390 تعداد ولادت در شهرها حدود یک میلیون و 87 هزار نفر و در روستاها حدود 294 هزار نفر بود و آمار ولادت، هم در شهر و هم در روستا تا پایان سال 1394 صعود داشت و سال 1394 در شهرها بیش از یک میلیون و 200 هزار و در روستاها بیش از 361 هزار ولادت ( در مجموع، در یک میلیون و 570 هزار ولادت در کل کشور ) ثبت شد اما از سال 1395 شیب ولادت در کشور نزولی بود . نکته مهم در این اعداد این بود که در فاصله سال 1395 تا پایان 1403، شیب نزولی ولادت در شهر بسیار بیشتر از روستا بوده چنانکه از سال 1395 که آمار ولادت در کل کشور رو به کاهش گذاشت، در شهرها یک میلیون و 209 هزار ولادت داشتیم که تا سال 1403 عدد ولادت در شهرها به 753 هزار تولد کاهش یافته اما سال 1394 آمار ولادت روستا 361 هزار نفر بوده که سال 1403 این عدد به 226 هزار تولد کاهش یافته است.
در این گزارش همچنین با استناد به نتایج موج چهارم پیمایش ملی ارزشها و نگرش ایرانیان (سال 1402) این نکته مطرح بود که با افزایش سطح سواد، تمایل به فرزندآوری کاهش مییابد چنانکه در جمعیت بیسواد ، میانگین تمایل فرزندآوری به 3 فرزند و در تحصیلات ابتدایی به 2.8 و در تحصیلات متوسطه و دیپلم به 2.5 و در تحصیلات دانشگاهی به 2.4 میرسید.
وحید دستجردی با استناد به نتایج پیمایش ملی ارزشها و نگرشهای جوانان (سال 1403) اعلام کرد که 74.7 درصد پاسخگویان، شرایط اقتصادی مناسب ،35.4 درصد حمایت و تسهیلات رفاهی دولت و 31.5 درصد عدم نگرانی از آینده فرزندان را به عنوان عوامل موثر بر فرزندآوری برشمرده بودند.
در نمودارهای این گزارش در بررسی وضعیت کنونی جمعیت ایران از ابتدای دهه 1360 معلوم بود که سال 1362 حدود 410 هزار تولد و سال 1368 حدود 450 هزار تولد و در فاصله سالهای 1379 تا 1380 هم بیش از 646 هزار تولد در سال ثبت شده و در سالهای بعد هم شیب ولادت رو به افزایش است اما در سالهای 1388و 1389 تعداد تولدها کاهش داشته که این کاهش میتواند متاثر از رخدادهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی همین سالها باشد. این کاهش از نیمه دهه 1390 هم مشهود است که باز هم میتوان تاثیر بازگشت تحریمهای اقتصادی از سال 1397 و همچنین شیوع کرونا از پایان 1398 و رخدادهای سیاسی آبان 1398 و دی 1398 را در شیب نزولی تولدها در سالهای 1398 و 1399 موثر دانست همچنان که تاثیر رخدادهای سیاسی نیمه دوم سال 1401 در کاهش ولادت را نباید نادیده گرفت.
این گزارش، فاصله گرفتن زوجین از پرشماری فرزندان را با استناد به آمارهای ولادت فرزندان در سالهای 1403 و 1404 مورد بررسی قرار داده بود. در سال 1404 تعداد تولد اول 320 هزار، تعداد تولد دوم 315 هزار، تعداد تولد سوم 164 هزار، تعداد تولد چهارم 55 هزار و تعداد تولد پنجم و بیشتر 25 هزار بوده و در این سال، از مجموع ولادتهای ثبت شده در کشور، 35.9 درصد تولدها، فرزند اول، 35.3 درصد فرزند دوم، 18.4 درصد فرزند سوم، 6.2 درصد فرزند چهارم و 2.8 درصد تولدها فرزند پنجم و بیشتر بوده که با در نظر گرفتن شیب نزولی ولادت در سال 1404 نسبت به 1403، تعداد فرزندان اول هم نسبت به سال 1403 کاهش داشته چنانکه در سال 1403 تعداد تولدهای فرزند اول 349 هزار مورد بوده و در سال 1404 تعداد تولد فرزند اول کاهش 8.1 درصدی نسبت به سال 1403 داشته و این آمار نشان میدهد که 72 درصد ولادتها در سال 1404 مربوط به فرزند اول و دوم و فقط 18 درصد مربوط به فرزند سوم و مابقی مربوط به فرزند چهارم و بیشتر است و بنابراین نگاهداشت شرایط جمعیتی کشور، منوط به اولویتبخشی در ازدواج و فرزندان اول و دوم است.