شوق شما به سفر آمریکا از ممل آمریکایی هم بیشتر است!
فوتبال ۳۶۰: صعود تیم ملی فوتبال ایران به جام جهانی ۲۰۲۶، از همان روز نخست، خوراکی برای رسانههای مختلف در سراسر دنیا بوده؛ یک روز از این نوشته شده که آمریکا، ایران را به این جام راه نخواهد داد، فردایش از این گفته شده که ایران به آمریکا نمیرود؛ روزهای دیگرش هم بیخبری نبوده؛ از داستان ویزا گرفته تا سکوها و پرچمها. این سوژه هنوز هم برای بسیاری داغ است. با این حال، ورای گمانهزنیهای رسانهای، فدراسیون فوتبال که تمامی اعضای هیئترئیسه آن، بنا بر اظهارات یکی از همین اعضا، چمدان را بسته و درخواست ویزای آمریکا دادهاند، در تلاش برای رفتن به جام جهانی، به هر قیمتی شدهاند.

البته که تصمیم حضور تیم ملی در جام جهانی قابل توجیه است ولی در مواجهه با مخالفانی که حضور در جام جهانی را در این برهه «بیغیرتی» توصیف کردهاند، فدراسیون در منگنه قرار گرفته. اتفاقا به همین دلیل است که چندصباحی است ادبیات مسئولان آن تغییر کرده و با استفاده مکرر از واژگانی نظیر «عزت ایران» و «غیرت» و امثالهم، سعی کردهاند دل جریان مخالفِ سفر به آمریکا را به دست بیاورند.
از در نشد، پنجره میشود!
تیم ملی فوتبال ایران به جام جهانی راه پیدا کرده؛ این بدان معنی است که در محیطی ورزش، مجوزش را کسب کرده است. با این وجود، تمایل به سفر و حضور در برنامههای مختلف، به ویژه وقتی قرار باشد به میزبانی آمریکا برگزار شود، گویی قند را با شیرینی بیشتری در دل برخی اعضای فدراسیون آب میکند! نمونهاش همین ماجرای قرعهکشی جام جهانی. آن روزها تازه اوضاع به وخامت این روزها هم نبود؛ ولی دولت آمریکا وقتی دید که عطش هیئت اعزامی ایران برای سفر به آمریکا فراوان است، ویزای دوسوم آنها را رد کرد تا نشان دهد حتی اگر جام جهانی زیرنظر فیفا هم برگزار شود، باز مانع از سختگیری برای ایرانیها نخواهد شد.
عجیب است تعدادی از مسئولان فدراسیون فوتبال که نتوانسته بودند در اولین تلاش، ویزای آمریکا را دریافت کنند، در یک بازه زمانی بسیار کوتاه، برای حضور در کارگاه فیفا، دوباره درخواست ویزای آمریکا را دادند که این بار هم درخواست آنها رد شد تا مجبور شوند برای سومین مرتبه دست به کار شود. اصرار این دوستان به اینکه اگر ورود از طریق «در» نشد، حتما از «پنجره» شدنی است، از آن دست موضوعاتی است که حرف با عمل را یکی نمیکند؛ یعنی نمیشود در ظاهرا از کشور متخاصم بودن آمریکا سخن گفت و در عمل به هر دری زد تا به این کشور سفر کنند. حالا هم که طبیعتا مطابق با ادوار گذشته، تقریبا، از صدر تا ذیل فدارسیون برای سفر به آمریکا و البته «کسب تجربه» در جام جهانی، درخواست ویزا میدهند تا ببینند، قرعه به نامشان میافتد یا خیر.
فقط آمریکا نیست
اگر تصور بر این است که این مجموعه فقط تمایل به حضور در آمریکا دارند، باطل است؛ چراکه تعدادی از مسئولان ردهبالای همین فدراسیون، با وجود امکان شرکت از طریق آنلاین در کنگره فیفا که قرار بود به میزبانی کانادا برگزار شود، دوباره چمدان بسته و راهی این کشور شدند. از اینجا به بعد هم که همگان در جریان هستند؛ در فرودگاه مانع از ورود شدند و پس از چند ساعت پرسش و پاسخ، نهایتا مجموعه اعزامی به ایران برگشت و نتوانست در کنگره فیفا شرکت کند.
وقتی چنین رفتاری با مسئولان ردهبالای فدراسیون فوتبال ایران، در یکی دیگر از کشورهایی که قرار است میزبان جام جهانی باشد، صورت بگیرد، بدیهی است که دیگر نمیتوان به این راحتیها جریان افکار عمومی را مدیریت کرد. دقیقا در چنین فضایی است که «قهرمانسازی» و «دستاوردسازی» از هیچ در دستور کار قرار میگیرد؛ به این امید که جریان مخالف حضور در جام جهانی بر خواستهشان پافشاری نکنند و مخاطبان هم چنین دستاورد بیهودهای را به رویشان نیاورد. از اینجا به بعد هم داستان عوض شده و فدراسیون فوتبال خبر داده 10 شرط برای حضور تیم ملی در جام جهانی دارد. این شروط به طور مبسوط توسط مسئولان فدراسیون بیان شده و حالا بسیاری منتظر هستند تا ببینند خواسته طرف ایرانی برای حضور در جام جهانی محقق میشود یا خیر؟
چرا خبری از رئیس فیفا نشد؟
قبل از طرح رسمی شروط 10گانه فیفا، مجموعه فدراسیون فوتبال مکرر روی این داستان مشغول مانور بود که جانی اینفانتینو، رئیس، و ماتیاس گرافستروم، دبیرکل فیفا، مقابل هیئت اعزامی ایران در جلسهای خواهند نشست و ضمانت میدهند که مشکلات تیم ملی را برطرف کنند. اگرچه صحبت از تشکیل چنین جلسهای در زوریخ بود، اما این جلسه به ترکیه منتقل شد تا فدراسیون فوتبال این کشور، میزبان چنین نشستی باشد. اتفاق اصلی ولی جایی رخ داد که خبری از آقای رئیس نبود؛ جانی اینفانتینو که پیش از این فدراسیون فوتبال روی رفاقتش حساب کرده بود، دوباره در حساسترین مقطع تصمیم گرفت، با رفقای ایرانیاش روبرو نشود. نتیجه شد آنکه فقط ماتیاس گرافستروم آمد، حرفهای فدراسیون فوتبال را شنید و بدون آنکه ضمانت 100 درصدی بدهد، رفت.
جالب آنکه اینفانتینو نه زمانی که آمریکا به تعداد زیادی از هیئت اعزامی ویزا نداد، حاضر به صحبت با نفر اول فدراسیون شد و نه زمانی که کانادا چنین کاری را تکرار کرد. این بار هم که قرار بود فدراسیون فوتبال با شروطش خط و نشان بکشد، باز هم خبری از «جانی» نبود.
در ایران ولی فدراسیون فوتبال از این نشست به عنوان «دستاورد» تازهای یاد کرد و در وصف آن همان کلمات عامهپسند را به کار برد؛ مثلا در بخشی از گزارش فدراسیون چنین نوشته شد که «تلاشهای بیوقفه مسئولان فدراسیون در پافشاری از حقانیت تیم ملی جهت حضور بیقید و شرط در جام جهانی از یک سو و موضعگیری صریح و شفاف هیئت اعزامی فدراسیون به کانادا در مواجهه با رفتار ناشایست میزبان و گزارش سفت و سخت اتفاقات به فیفا؛ همه و همه نشان از یک سلسله اتفاقات مشخصی دارند که مدیریت آن توسط ایرانیها رخ داده و خبری از پازلچینی همیشگی طرف مقابل نیست. عزت و اقتدار فوتبال ایران اصلا قابل مذاکره و معامله نیست...»
مشخص است در همین چند خط هم به اندازه کافی تملق به کار برده شده و روی واژههای مشخصی همچون «موضعگیری صریح و شفاف»، «بدون قید و شرط»، «گزارش سفت و سخت»، «مدیریت ایرانی» و «عزت و اقتدار فوتبال ایران» تاکید شده.
مشکل اما اینجاست که حتی رئیس فیفا «قابل» ندانسته که در چنین جلسهای حاضر شود! در چنین شرایطی این سفر و جلسه نمیتواند چندان هم عزتمند تلقی شود؛ چراکه اگر قرار به حفظ شان بود، بهتر بود فدراسیون فوتبال هم همان دبیرکل را به این جلسه میفرستاد تا شروط را مطرح کند. ضمن اینکه به قدری از این جلسه دستاوردسازی شده که بعید است تیم مذاکرهکننده ایران به ریاست عباس عراقچی، در عرصه بینالملل و سیاسی، چنین کرده باشد.
حال اما چنین موردی فرع داستان است؛ در واقع هرکسی بتواند از عزت ایران و ایرانی دفاع کند، شایسته تحسین است اما پرسشی که در این میان مطرح میشود این است که اگر فیفا نتواند «بدون قید و شرط» به خواستههای فدراسیون جامه عمل بپوشاند، آیا چمدانهایی که برای سفر به آمریکا بسته شده، باز میشود؟