جنگ چقدر نزدیک است؟

در روزهایی که خبر پیش از آنکه راستی آزمایی شود منتشر میشود و تحلیل پیش از آنکه پخته شود دست به دست میچرخد، پرسش از نزدیکی جنگ بیش از آنکه یک سوال نظامی باشد، یک مسئله ادراکی است. ما کاری نداریم که اتفاقات ساعتهای اخیر عملیات روانی برای تاثیر بر ادراک بخشی از جامعه و مسئولان ایرانی هست یا نه. مهم این است که بدانیم در آستانه هر درگیری بزرگ، پیش از آنکه گلولهای شلیک شود، ذهنها هدف قرار میگیرند. جنگ مدرن ابتدا در میدان روایت و شبکه های اجتماعی آغاز میشود و سپس به میدان نظامی کشیده میشود.
واقعیت اما روشن است. فرماندهی جنگ در ایران دستورات لازم را صادر کرده است. این جمله برای التهابآفرینی نیست، برای اطمینانبخشی است. کشوری که سالها در معرض تهدید مستقیم بوده، بر اساس خوشبینی اداره نمیشود، بلکه بر اساس سناریوهای محتمل برنامهریزی میکند. نیروهای نظامی ما آماده تمامی سناریوها هستند.
در کنار آمادگی نظامی، یک وظیفه اجتماعی نیز وجود دارد که کمتر به آن توجه میشود. باید به چند نکته با دقت توجه کنیم. کمپین «نمیدانم» را در بالاترین سطوح جدی بگیریم. در شرایط حساس، ندانستن و اعلام نکردن دانستهها فضیلت است. هر خبر تایید نشده، هر تحلیل شخصی، هر گفتوگوی غیرضروری میتواند بخشی از پازل اطلاعاتی دشمن را کامل کند. از تماسهای غیرضروری با اعضای خانوادهمان اگر در سازمانهای دولتی و نظامی مرتبط با جنگ حضور دارند جدا خودداری کنیم. امنیت، پیش از آنکه در پادگان شکل بگیرد، در رفتار فردی ما ساخته میشود.
در میدان نیز تجربه پشتوانه ماست. ما تجربه جنگیدن با تمامی همینهایی که اکنون دست به ماشه مقابلمان ایستادهاند را داریم. از جنگ تحمیلی گرفته تا تقابلهای منطقهای و جنگهای نامتقارن، این صحنه برای ما ناآشنا نیست. فرمان آتش به اختیار میتواند محاسبات دشمن را بر هم بزند و ابتکار عمل را از او بگیرد. دشمنی که تصور میکند با فشار سریع به نتیجه میرسد، در برابر واکنش چندلایه و شبکهای زمینگیر خواهد شد.
قدرت آتش ایالات متحده بالا اما آسیب پذیری او به دلیل جغرافیای گسترده جنگ بیشتر است. ما سال هاست جنگ با آمریکا را تمرین کرده ایم .
اگر درگیری به مرحله تبادل آتش گسترده برسد، معادله محدود به یک جغرافیا نخواهد ماند. موشکباران مناطق مسکونی تلآویو به صورت متمرکز و هدف قرار دادن مراکز نظامی میتواند یک تغییر دموگرافی جدی در اراضی اشغالی ایجاد کند. شمال اراضی اشغالی نیز نا امن خواهد شد و راهی جز جنوب و کرانه وجود نخواهد داشت.
جامعهای که بر احساس امنیت روزمره بنا شده، در برابر ناامنی ممتد دچار فرسایش سریع میشود. در کرانه و سرزمین های ۱۹۴۸ نیز برادران فلسطینی میتوانند جبهه جدیدی برای دشمن باز کنند و فشار را چندبرابر سازند. جنگ آینده تکجبههای نخواهد بود؛ شبکهای و پیوسته خواهد بود.
در حاشیه خلیج فارس و آن اسرائیل کوچک خلیجی نیز اگر آتش گسترش یابد، سنگ روی سنگ بند نخواهد شد. جغرافیای فشرده و زیرساختهای متمرکز، آسیبپذیری را چند برابر میکند. این یک شعار نیست، یک توصیف سرد از واقعیت راهبردی منطقه است.
با این همه، پاسخ دقیق به پرسش ابتدایی همچنان در هالهای از ابهام است. جنگ ممکن است نزدیک باشد، اما آنچه قطعی است آمادگی است. آرامش اجتماعی، انضباط اطلاعاتی، اعتماد به ساختار فرماندهی و پرهیز از هیجانزدگی بخشی از همان آمادگی است.
مطمئن باشید هیچ تصمیمی بدون محاسبه گرفته نمیشود. ما تجربه ایستادگی را داریم. پیروزی در جنگهای بزرگ تنها با سلاح رقم نمیخورد، با اراده جمعی رقم میخورد. بر خدا توکل میکنیم و با تدبیر حرکت میکنیم. در زمانه ابهام، خونسردی و انسجام بزرگترین قدرت ماست.