به روز شده در: ۱۷ دی ۱۴۰۴ - ۲۳:۵۹
کد خبر: ۷۳۲۸۳۲
تاریخ انتشار: ۱۰:۰۱ - ۱۷ دی ۱۴۰۴

اعتراضات در ایران و شدت گرفتن جنگ روانی!

اعتراضات در ایران و شدت گرفتن جنگ روانی!
روزنو :احتمال حمله، آمادگی برای حمله، انصراف از حمله؛ نمونه‌ای از مراحل سه‌گانه جنگ روانی و معجونی تلخ از خبر، شایعه، گمانه و تحلیل است که این روز‌ها درحالی در فضای مجازی و رسانه‌ای جهان علیه ایران و با ادعای حمایت از مردم آماده شده که دولتمردان با تمام توان برای مهار شرایط اقتصادی دشوار در تکاپو هستند.

ایران و آمریکا برای جنگ آماده شده‌اند!

در یک‌سال اخیر از ژانویه ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۶، کلیدواژه ایران یکی از سه کلمه مورد توجه در رسانه‌های غربی و شرقی و نیز شبکه‌های اجتماعی بوده است؛ یعنی از روزی که دونالد ترامپ دور دوم ریاست جمهوری خود را آغاز کرد.

به گزارش روز نو خبر‌ها پیرامون ایران، در یک سال گذشته با نامه ترامپ به رهبر انقلاب آغاز و تا به امروز با ادعای حمایت وی از معترضان ایران ادامه داشته است. در این میان و به سیاق مرسوم در کنار خبر‌های رسمی و تحلیل‌های معتبر گفته و نوشته شده؛ حجم بزرگی از شایعات و تیتر‌های دروغ و گمانه‌های التهاب‌آفرین هم در فضای سیاسی و رسانه‌ای مرتبط با ایران تولید و منتشر و طی روز‌های اخیر هم بر حجم، تنوع و شدت آن افزوده شده است.

اگر تا پیش از این حجم بزرگی از این شایعات را منابع رسانه‌ای ناشناخته و اغلب دست‌چندم تامین می‌کردند؛ این روز‌ها شاهد ادعا‌هایی عجیب از سوی رسانه‌های نسبتا شناخته شده‌ای هستیم که در این فضای ابهام با انتشار برخی خبر‌ها و تحلیل‌ها اعتبار رسانه‌ای خود را زیر سوال می‌برند. حمله نظامی، تغییر حکومت، فرار مقامات، سقوط شهر‌ها و ادعا‌هایی از این دست درحالی در رسانه‌های غربی منتشر و مورد تحلیل قرار می‌گیرند که در داخل کشور با وجود تمام دشواری‌ها و اعتراضات، نشانه‌ها چندان به این ادعا‌ها مهر تایید نمی‌زنند.

موج خبری ایجاد شده در روز‌های اخیر و به ویژه پس از رویداد‌های ونزوئلا و دستگیری و انتقال «نیکلاس مادورو» رئیس‌جمهور این کشور از سوی آمریکا شدت گرفته و مهمترین ویژگی آن را می‌توان ادبیات مهم، خبر‌ها و ادعا‌های فاقد منبع مشخص و معتبر و گزارش‌های تایید نشده‌ای دانست که به واسطه همین ویژگی‌ها می‌توان آنها را بازوی روانی در پروژه افزایش فشار بر ایران از سوی غرب تعبیر کرد. سه الگوی مشخص احتمال درگیری نظامی، آمادگی برای آغاز درگیری نظامی و رد احتمال درگیری نظامی در روز‌های اخیر تکرار شده و به نوعی از ابهام و التهاب در اذهان عمومی در ایران و در منطقه دامن زده است.

کشور‌های غربی و رسانه‌های پیدا و پنهان آنها، مانند گذشته از فرصت اعتراضات و التهابات موجود در کشور در مسیر اهداف خود استفاده می‌کنند و تکراری این الگوی قدیمی، فضای مبهمی پیرامون واقعیت و آنچه تلاش می‌شود به عنوان ادراک شود، به وجود آورده و این پرسش را شکل می‌دهد که اقدام نظامی علیه ایران «جدی» است یا «می‌خواهند» که جدی تحلیل شود؟

پاسخ به این پرسش نیازمند آشنایی با پدیده جنگ روانی و اهمیت آن در جهان امروز است که گرچه موضوع این نوشتار نیست، اما ضرورت فهم درست درباره اهداف و ابعاد آن می‌تواند یکی از مهمترین سناریو‌ها علیه ایران را خنثی سازد؛ سناریو ایجاد ترس در مردم و بهره‌برداری از آن به نفع منافع خود.

صورت‌بندی دقیق از آنچه در یک سال گذشته و به ویژه در چند هفته اخیر در جریان است، بدون غلتیدن در شعار‌های مرسوم و هیجانات التهاب‌آفرین گرچه دشوار، اما ضرورت انکارناپذیر شرایط کنونی است. واقعیت رفته بر تاریخ جهان و منطقه حکایت از آن دارد که در بسیاری از موارد موج‌های خبری، شایعات التهاب‌آفرین و دروغ بیش و پیش از آنکه نشان دهنده واقعیت جنگ باشد، ابزاری برای اعمال فشاری سنگین‌تر بدون جنگیدن در میدان واقعی و درگیری نظامی است. رسانه بدون شلیک تیری، امید و اعتماد مردم به کشور و مسئولان را نشانه رفته و این مهم گرچه تحت هیچ شرایطی به معنای نادیده گرفتن خطر حمله نظامی نیست، اما به همان اندازه نیازمند بررسی و رسیدگی است.

جنگ روانی از مفاهیمی است که گرچه در دایره واژگان سیاست و روابط بین‌الملل قدمتی ندارد، اما در حال حاضر یکی از مهمترین ابزار‌های شکست یا پیروزی ملت‌ها در نظم و نظام جهان تعریف می‌شوند؛ به این معنا که مجموعه‌ای از اقدامات هدفمند و برنامه‌ریزی شده با تمرکز بر تغییر فضای ادراکی دولت-ملت مقابل طراحی و اجرا می‌شود، در این نبرد، قدرت سخت اعم از تسلیحات نظامی و فشار سیاسی چندان مهم نیست و شایعه، بزرگنمایی تهدیدات، القای ناامنی با هدف تضعیف اعتماد سیاسی و اجتماعی و تلقین فضای بن‌بست اعمال می‌شود.

این نوع از نزاع در جهان پیچیده ارتباطات، بسیار ساده‌تر و در دسترس‌تر از حمله نظامی ترتیب داده شده و تاثیر می‌گذارد تا مرز میان خبر و شایعه، تحلیل و گمانه‌زنی مخدوش شده و ذهن مردم مخاطب در میانه انبوهی از داده‌های اغلب اشتباه، توان تفکیک، تامل، تدبر و تدبیر را از دست داده و سردرگم در جامعه رها شود. این شبه‌خبر‌ها و تحلیل‌ها که در الگوریتم‌های شبکه‌های مجازی با ایجاد هیجانات به اصطلاح فیک، بازدید‌های بسیاری هم دارند گاهی در رسانه‌های معتبری هم مورد اشاره قرار می‌گیرند و همین موضوع سرعت انتشار آنها را دوچندان می‌کند و این رسانه‌ها گرچه در سخن ادعای ناظری بی‌طرف دارند، اما در واقعیت میدانی خود به یکی از عوامل جنگ روانی تبدیل شده و بر سردرگمی بیشتر مردم می‌افزایند و در این میان جای خالی مرجعیت رسانه‌ای تضعیف شده در داخل هم بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود.

اعتراضات در ایران و شدت گرفتن جنگ روانی

شرایط بسیار دشوار اقتصادی در ایران این روز‌ها واقعیتی غیرقابل انکار و نیازمند طرحی متفاوت از گذشته برای حل آن است، بسیاری از اقشار جامعه ایران در حال حاضر با دشواری‌های معیشتی و تورم رو‌به‌رو هستند و همین موضوع مهمترین عامل آغاز اعتراضات در کشور بوده است. انکارناپذیری این واقعیت از آن رو اهمیت دارد که هرگونه انکار آن می‌تواند زمینه را برای تشدید و تثبیت جنگ روانی را فراهم کرده و بستر بازیگری پررنگ‌تر در این میدان را برای رسانه‌های و بازیگران غربی فراهم آورد. تجربه نشان داده است با هر اعتراض معیشتی تلاش‌های خارجی برای بی‌ثبات نشان دادن شرایط کشور و ادعای فروپاشی و سقوط هم شدت گرفته است و در این برهه هم سناریو نزدیک به همان شرایط پیشین طراحی شده است. مطالبات درست و اعتراضات قانونی مردم مهمترین قربانیان این شرایط هستند زمانی که از سوی کسانی مورد حمایت ظاهری و ادعایی قرار می‌گیرند که خود مهمترین عامل ایجاد شرایط کنونی هستند.

گرچه نوع ورود آمریکا، اروپا و رژیم اسرائیل به صحنه اعتراضات مردم در ایران تقریبا از یک دستورالعمل مشخص پیروی می‌کند، اما به نظر می‌رسد این ورود در مورد اخیر و پس از حمله نظامی خرداد ماه، با تفاوت‌های همراه بوده و شدت بخشیدن به التهابات روانی جامعه ایران در راستای همان کارزار فشار حداکثری صورت می‌گیرد تا تصمیم‌گیران در تهران را مجبور به نشستن پای میز مذاکره‌ای دیکته شده بکشانند.

ترامپ ۱۲ دی‌ماه مدعی شد که «اگر ایران به معترضان مسالمت‌جو شلیک کند و آنها را به‌طور خشونت‌آمیز بکشد، کاری که معمولاً انجام می‌دهند، ایالات متحده به کمکشان خواهد آمد. ما آماده‌ایم.» بامداد روز گذشته هم بار دیگر همین ادعا را تکرار کرد تا ضمن منحرف‌ساختن مسیر اعتراضات معیشتی در ایران، تهران را با فشار تازه‌ای رو‌به‌رو کند. «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر رژیم اسرائیل هم در روز‌های اعتراضات مردم ایران، مدعی حمایت از آنها شده است.

این تقلا‌ها در حالی از سوی مقامات غربی صورت می‌گیرد که پیش از این بار‌ها با این رویکرد وارد میدان تعامل با تهران شدند و هربار دست‌خالی بیرون آمدند. از همان دورانی که تاکید می‌شد «همه گزینه‌ها روی میز است»؛ تا زمانی که به بهانه اعتراضات در داخل کشور بر تحریم‌های و فشار‌های خود در مقاطع مختلف افزودند؛ پروژه‌ای ناکام را پیش بردند که به نظر می‌رسد تکرار آن در دی‌ماه سال جاری با همان نتایج سال‌های گذشته همراه خواهد بود.

بلاتکلیفی ترامپ در قبال ایران و پادزهر جنگ روانی

نحوه برخورد با ایران به رغم تمام ادعا‌های مقامات آمریکایی و اسرائیلی و خلاف بسیاری از تحلیل‌هایی که بر تصمیم مشخص و قاطع از سوی ترامپ تاکید می‌کنند؛ همچنان یکی از علامت‌های بزرگ رئیس‌جمهور آمریکاست. از آن رو که ایران سرزمینی است که قابل مقایسه با هیچ سرزمین و نسخه پیچیده شده برای آنها نیست. ایران ونزوئلا یا لیبی یا سوریه و حتی عراق نیست و این مهم را بهتر از هرکسی رئیس‌جمهور آمریکا می‌داند. پیچیدن نسخه برای کشوری با ۹۰ میلیون جمعیت، با مختصات و ویژگی‌های خاص روانی، فرهنگی و سیاسی، با موقعیت ژئوپلتیک، با وجود اشتراک منافع با قدرت‌های دیگر جهان، با توان نظامی خود ساخته و با ذهنیتی متکی بر ایدئولوژی شیعه و تمدن صبور ایران، از هزاران کیلومتر دورتر اساسا پروژه راحتی نیست.

موج خبرسازی‌های صورت گرفته در رسانه‌های مختلف پیرامون سناریو‌های دور از واقعیتی، چون فرار مسئولان ایرانی، تغییر رژیم به شیوه‌ای شبیه ونزوئلا و یا حمله نظامی و برچیدن حکومت ایران؛ همه حکایت از آن دارند که برای واشنگتن هیچ ایده روشنی درباره ایران وجود ندارد و گرچه با نتانیاهو بر سر توقف غنی‌سازی همراه است، اما همچنان نمی‌داند که دقیقا با مفهومی به نام ایران با تمام خطوط اشاره شده آن، چه باید کند.

این بلاتکلیفی در قالب شایعات متعدد به رسانه‌ها و شبکه‌های مجازی فرافکنی شده و واکنش مردم و افکار عمومی ایران مورد ارزیابی قرار گرفته و بر مبنای آن گام بعدی برداشته می‌شود. مسدودسازی این مسیر گرچه در شرایط کنونی بسیار دشوار، اما ممکن است و این امکان را اعتماد تام و کامل به جامعه، فراخواندن تمام نیرو‌های ایران‌دوست در کشور و ایستادن بر اصول رفع تبعیض اقتصادی و مبارزه با رانت‌هایی است که برخی از مردم را از اصلاح امور ناامید کرده است.

ویژه روز
تصویر روز
خبر های روز